نقد محتوایی سریال سلب مسئولیت

Gauge Background Gauge Pointer

کارگردان :

کشور سازنده :
بازیگر اصلی :

سال تولید :

توزیع‌کننده :
ژانر :

imdb :

7.5

از

38,362

رأی

کاترین ریونسکرافت، مستندساز برجسته، پس از دریافت یک جایزه مهم، با کتابی مرموز روبه‌رو می‌شود که به شکلی نگران‌کننده به گذشته‌اش اشاره دارد. انتشار این کتاب، زندگی شخصی و حرفه‌ای او را دستخوش بحران می‌کند و او را ناچار می‌سازد تا با حقیقت‌هایی روبه‌رو شود که سال‌ها پنهان مانده‌اند. در تلاش برای دفاع از خود و نجات خانواده‌اش، کاترین باید با گذشته‌ای روبه‌رو شود که ممکن است همه‌چیز را تغییر دهد.

شاخص های منفی

پریشانی

No Data Found

توضیحات

در سریال، جاناتان پس از نجات نیکلاس ۵ ساله در دریا غرق می‌شود و این حادثه زندگی والدینش را برای همیشه دگرگون می‌کند. نیکلاس نیز به‌دلیل مصرف بیش‌ازحد مواد مخدر دچار سکته مغزی می‌شود. کاترین که مدت‌ها مورد قضاوت نادرست اطرافیان بود، در نهایت مشخص می‌شود قربانی تجاوز بوده است. مجموعه این اتفاقات فضایی آزاردهنده و دارای رنج برای مخاطب ایجاد می‌کند.

محتوای اروتیک

No Data Found

توضیحات

عمده سکانس‌های مربوط به این بخش پالایش شده است اما با این حال برخی رفتارها و مکالمات دارای محتوای اروتیک است.

ناهنجاری و انحراف جنسی

No Data Found

توضیحات

با وجود پالایش برخی سکانس‌ها، موضوع تجاوز جاناتان ۱۹ ساله به کاترین از محورهای مهم داستان است. او با خشونت و تهدید، کاترین را وادار به رابطه کرده و از او عکس‌های غیراخلاقی گرفته است. اما به دلیل کتابی که مادر جاناتان نوشته و استیون منتشر کرده، اطرافیان کاترین او را فردی اغواگر تصور می‌کنند که از یک نوجوان سوءاستفاده کرده است.

آسیب به ارزش‌های خانواده

No Data Found

توضیحات

این بخش از سریال به روابط نامناسب، بی‌احترامی به والدین و بازنمایی رفتارهایی می‌پردازد که از نظر فرهنگی ناپسند تلقی می‌شوند. روابط عاشقانه خارج از چهارچوب، اغواگری، بارداری ناخواسته و سقط جنین از جمله موارد مطرح‌شده‌اند. رفتارهای ناپسند جاناتان با والدینش، اعتیاد و بیکاری نیکلاس، و نبود ارتباط سالم در خانواده‌ها نیز از آسیب‌های مهم این بخش‌اند. همچنین برخورد رابرت با حقیقت تجاوز و واکنش کاترین نسبت به آن، از تنش‌های اخلاقی و روانی داستان است.

آسیب‌های اعتقادی

No Data Found

توضیحات

چهاستیون با انگیزه انتقام و آرام کردن روح همسر و پسر مرحومش، دست به اقداماتی می‌زند که منجر به نابودی خانواده کاترین می‌شود، بی‌آنکه حقیقت ماجرا را جست‌وجو کند. او اشتباهات خود، از جمله نیت قتل نیکلاس را با توجیه انتقام توجیه‌پذیر جلوه می‌دهد.

بی‌ادبی و رفتار مشمئز کننده

No Data Found

توضیحات

در این سریال به از الفاظ نامناسبی گاها استفاده می‌شود.

الکل، مواد مخدر و قمار

No Data Found

توضیحات

از آسیب‌های شاخص این سریال می‌توان به نمایش مکرر مصرف مشروبات الکلی، سیگار کشیدن و اعتیاد نیکلاس به مواد مخدر اشاره کرد. استفاده از مشروب در تمام قسمت‌ها دیده می‌شود و حتی درباره طعم آن صحبت می‌شود. نیکلاس مواد تزریق می‌کند و او و جاناتان به‌طور مداوم سیگار می‌کشند.

شاخص های مثبت

ارزش‌های اخلاقی

No Data Found

توضیحات

کاترین همواره تلاش می‌کند از فرزند و خانواده‌اش در برابر اقدامات استیون محافظت کند.

نقد اجتماعی-سیاسی

No Data Found

توضیحات

این سریال قصد دارد به قضاوت‌های نادرست افراد بر پایه اطلاعات ناقص بپردازد؛ اتفاقی که ممکن است به نابودی زندگی دیگران منجر شود، اما به دلیل ناهنجاری‌های آن نمره مناسبی دریافت نمی‌کند.

خلاصه داستان

مشاهده (حاوی اسپویل)

مستندساز مشهوری به نام کاترین ریونسکرافت، در شبی که جایزه بهترین مستندساز سال را دریافت می‌کند، بسته‌ای مرموز دریافت می‌کند که درون آن کتابی با عنوان «غریبه کامل» قرار دارد. او با خواندن کتاب به شدت وحشت‌زده می‌شود، چرا که داستان آن به طرز عجیبی درباره خودش است.
این کتاب توسط استیون بریگستوک منتشر شده، اما نویسنده اصلی آن نانسی، همسر مرحوم استیون است؛ زنی که سال‌ها پیش در اثر سرطان درگذشت. نانسی که در سوگ مرگ پسر نوزده‌ساله‌اش، جاناتان، مدت‌ها در اتاق او منزوی بوده، روزی به طور اتفاقی به عکس‌هایی غیراخلاقی از کاترین برمی‌خورد. این عکس‌ها، که همراه با دست‌نوشته‌هایی از جاناتان هستند، الهام‌بخش او برای نگارش کتاب می‌شوند.
پس از مرگ نانسی، استیون با پیدا کردن این دست‌نوشته‌ها و عکس‌ها، تصمیم به انتقام از کاترین می‌گیرد. او کتاب را چاپ می‌کند و نسخه‌هایی از آن را برای کاترین، همسرش رابرت، و پسرشان نیکلاس ارسال می‌کند.
رابرت پس از دیدن عکس‌ها و خواندن کتاب، به شدت آشفته می‌شود و خانه را ترک می‌کند. اما روز بعد، همراه نیکلاس بازمی‌گردد و به بهانه یک سفر کاری، کاترین را از خانه بیرون می‌فرستد.
داستان کتاب درباره کاترین است که در سفری به ایتالیا همراه با پسر خردسالش، نیکلاس، اقامت دارد. در این مدت، جاناتان نیز در همان منطقه حضور دارد. او توسط کاترین اغوا شده و شبی را با او می‌گذراند. فردای آن روز، زمانی که کاترین از خستگی در ساحل خوابیده است، نیکلاس در دریا گرفتار می‌شود. جاناتان برای نجات او به دریا می‌زند، نیکلاس را نجات می‌دهد اما خودش غرق می‌شود. در روایت کتاب، کاترین به مرگ جاناتان بی‌تفاوت است و هیچ مسئولیتی نمی‌پذیرد.
استیون که هدفش نابودی حرفه‌ای و شخصی کاترین است، نسخه‌هایی از کتاب را برای همکاران او نیز می‌فرستد. این اقدام باعث می‌شود کاترین در محل کارش طرد شود و محل را ترک کند. هم‌زمان، استیون با ساخت یک هویت جعلی به نام نیکلاس، با پسر او ارتباط برقرار می‌کند و حقیقت را برایش فاش کرده و عکس‌ها را هم برایش می‌فرستد. نیکلاس که در شوک شدیدی فرو رفته، به مصرف شدید مواد مخدر پناه می‌برد و در نهایت دچار سکته مغزی شده و به بیمارستان منتقل می‌شود.
در این مدت، کاترین بارها تلاش می‌کند با استیون تماس بگیرد و او را ملاقات کند، اما استیون از مواجهه با او سر باز می‌زند. او قصد دارد نیکلاس را در بیمارستان به قتل برساند تا انتقامش را کامل کند.
کاترین که متوجه خطر شده، خود را به خانه استیون می‌رساند و بالاخره با او روبه‌رو می‌شود. در این دیدار، کاترین اعتراف می‌کند که در شب حادثه، برای نجات جاناتان کاری نکرده است، اما بخش مهمی از کتاب حقیقت ندارد. او فاش می‌کند که جاناتان نه تنها توسط او اغوا نشده، بلکه با زور وارد اتاقش شده و به او تجاوز کرده است.
استیون، که پیش از آن مخفیانه در چای کاترین خواب‌آور ریخته است، او را در حال بی‌تعادلی رها می‌کند و راهی بیمارستان می‌شود تا نقشه‌اش را عملی کند. اما در لحظه آخر، دچار عذاب وجدان می‌شود، سخنان کاترین را باور می‌کند و حقیقت را برای رابرت بازگو می‌کند.
رابرت که از قضاوت عجولانه‌اش نسبت به همسرش پشیمان شده، به بیمارستان می‌رود و از کاترین عذرخواهی می‌کند. اما کاترین این عذرخواهی را نمی‌پذیرد و تصمیم به طلاق می‌گیرد. با این حال، او رابطه‌اش را با نیکلاس به مرور بازسازی می‌کند.

نقد محتوایی

کاترین ریونسکرافت، یک روزنامه‌نگار و مستندساز موفق در حرفه‌اش است. شبی که از او در مراسمی به پاس خدماتش تجلیل می‌شود، کتابی برای او ارسال می‌شود. او با خواندن آن متوجه می‌شود که براساس زندگی او در گذشته نوشته شده است؛ اتفاقی که سالیان قبل برای او رخ داده است و اکنون راز او در حال برملا شدن است. استیون شخصی است که با منتشر کردن رمان همسر مرحومش قصد دارد انتقام پسر و همسرش را با نابود کردن زندگی کاترین بگیرد.
این سریال درامی رازآلود است که توانست نظرات مختلفی را از سوی منتقدین و مخاطبان دریافت کند. داستان به صورت غیرخطی و ریتم آرامی دارد که در این سریال بخشی از نقاط مثبت آن است، چون به مخاطب این اجازه را می‌دهد تا با شخصیت‌ها ارتباط بگیرد و چندلایه بودن رفتار و سبک زندگی هرکدام را بیشتر درک کند.
مانند کاترین که زنی موفق در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود است، اما در عین حال شکنندگی او با ادامه روند داستان مشخص می‌شود. او حتی در برقراری ارتباط با فرزندش ناتوان است و آن‌ها درک متقابلی از یکدیگر در برابر خواسته‌هایشان ندارند. کاترین سعی دارد از نیکلاس فردی مستقل و موفق بسازد، اما این کار نتیجه عکس دارد و نیکلاس بیش از گذشته به مواد مخدر و بیکاری روی می‌آورد. کاترین در زندگی زناشویی نیز موفق نیست و با افشای رازی مربوط به گذشته به هم می‌ریزد.
این مسائل تنها مربوط به کاترین نیست، در زندگی استیون و نانسی نیز به همین‌گونه بوده است. آن‌ها شناخت و درک درستی از پسرشان نداشتند (و یا نمی‌خواستند داشته باشند). بعد از مرگ او نیز زندگی برای هر دوی آن‌ها به‌خصوص نانسی به آخر رسیده و همه چیز رنگ مرگ و نیستی می‌گیرد. نانسی از کارش استعفا می‌دهد و تا پایان عمرش در اتاق جاناتان زندگی می‌کند. استیون گرچه از شرایط ناراضی است اما تلاش چندانی برای تغییر شرایط زندگی و همسرش ندارد و در آخر نانسی بر اثر سرطان فوت می‌کند. سال‌ها بعد، استیون با یافتن رمان همسر و عکس‌هایی که جاناتان از کاترین گرفته است، با هدف انتقام به زندگی خود ادامه می‌دهد.
گرچه موضوعی که در ابتدا به آن پرداخته می‌شود، انتقام استیون از کاترین است، اما مهم‌ترین و کلیدی‌ترین مضمونی که داستان به دنبال آن است، قضاوت است. همه قضاوت‌های اطرافیان و به‌خصوص رابرت (همسر کاترین) بر اساس کتابی است که نانسی با استناد به چند عکس نوشته است. عکس‌های غیراخلاقی که در نگاتیو دوربین پسرش، جاناتان، پیدا کرده است. او تصور می‌کند که کاترین به اغوا و سوءاستفاده از او پرداخته است، پسرک را شیفته خود کرده است و زمانی که نیکلاس (که در آن زمان کودکی خردسال بوده است) در دریا سرگردان می‌شود، برای نجات او خود را فدا می‌کند و در نهایت کاترین است که دیدن غرق شدن او در دریا خیالش آسوده می‌شود که رازش افشا نخواهد شد.
از دید همگان حتی مخاطب، کاترین دچار خیانت به همسرش و جنایت نسبت به جاناتان شده است و هم‌زمان با امیال خویش جان فرزندش را به خطر انداخته است. در واقع تا انتها، داستان بر همین اساس پیش می‌رود و هیچ‌کس حتی استیون (پدر جاناتان) اجازه توضیح به کاترین نداده و علاقه‌ای به شنیدن آن ندارند. در آخر، این کاترین است که وقتی جان پسرش را در خطر می‌بیند، با زور وارد خانه استیون شده و حقیقت تلخی را بیان می‌کند؛ و آن هم تجاوز جاناتان به او در آن زمان است.
در واقع، استیون و نانسی به دلیل عشق به فرزندشان حقایق آشکار درباره جاناتان (خشونت و دعوای او با ساشا) و دیگر اتفاقات را نادیده گرفته و احتمال دیگری برای آن عکس‌ها نمی‌دهند و کاترین را زنی اغواگر که عامل مرگ فرزندشان است، می‌دانند و به خود این حق را می‌دهند تا زندگی او را تنها بر پایه دانسته‌های خود نابود کنند.
طرف دیگر رابرت است، همسری که در ابتدا سریال ادعای آن را دارد که حامی همسرش است و هرگز او را قضاوت نمی‌کند، اما با مشاهده عکس‌های همسرش که استیون برای او فرستاده است، حتی به همسرش اجازه توضیح درباره گذشته را نمی‌دهد و در انتها زمانی که متوجه واقعیت می‌شود از کارش پشیمان می‌شود، اما به‌طور واضح مشخص است او از این که همسرش مورد تجاوز قرار گرفته است راضی‌تر است تا خیانتی که در کتاب آمده است. اتفاقی که برای کاترین ناگوار و نابخشودنی است و جدایی او از رابرت را به همراه دارد.
سریال دارای ناهنجاری‌های زیادی است که در نسخه پالایش شده آن حذف شده است، اما در کل به دلیل پرداخت به مسئله خیانت و تجاوز، این سریال برای افراد زیر ۱۸ سال مناسب نیست.

خانهارزیابی فیلم رصد رسانهکودکدرباره ما