ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
imdb :
از
رأی
پس از شیوع یک آلودگی زیستی در ساختمانی در سئول، کوون سهجونگ و گروهی از بازماندگان گرفتار موجوداتی میشوند که از طریق یک شبکه عصبی جمعی با یکدیگر ارتباط دارند و برای فرار و یافتن عامل شیوع، باید با سئو یونگچول، دانشمند مسئول این فاجعه، مقابله کنند.
No Data Found
خشونت فیلم بسیار شدید و مداوم است و شامل حملات خونین، گازگرفتگی و تکهتکه شدن بدن، جراحات شدید، مرگ شخصیتها به شکلهای خشن، شلیک با اسلحه و صحنههای ترسناک مربوط به افراد آلوده میشود. برخی مرگها نیز بهصورت نسبتاً مستقیم و بدون پنهانکاری تصویری نمایش داده میشوند. برای مخاطبانی که با خشونت گرافیکی و تصاویر خونین مشکل دارند، مناسب نیست.
No Data Found
وحشت فیلم بیشتر بر ایجاد اضطراب، تعقیبوگریز و تهدید مداوم ناشی از افراد آلوده تمرکز دارد تا ترساندن ناگهانی. فضای بسته ساختمان، رفتار غیرقابلپیشبینی مبتلایان و توانایی آنها در یادگیری و هماهنگی جمعی، حس ناامنی و تنش ایجاد میکند؛ با این حال، فیلم بیشتر یک تریلر بقا و اکشن خشن است تا یک فیلم ترسناک کلاسیک و تعداد جامپاسکرها و لحظات وحشت خالص نسبتاً محدود است.
No Data Found
میزان پریشانی فیلم بخش قابلتوجهی از آن از طریق موقعیتهای عاطفی و مرگ شخصیتها ایجاد میشود. رابطه هیونهی، زن دارای اختلال حرکتی، و برادرش هیونسوک و فداکاری او برای نجات برادرش از تلخترین بخشهای فیلم است. همچنین کشته شدن همسر سابق کوون سهجونگ هنگام تلاش برای نجات یک دانشآموز، به فضای تراژیک داستان اضافه میکند. فیلم با قرار دادن شخصیتها در موقعیتهای ناامیدکننده و مجبور کردن آنها به انتخاب میان نجات خود و فدا کردن دیگران، فشار روانی قابلتوجهی ایجاد میکند؛ با این حال، تمرکز اصلی همچنان بر بقا و اکشن است و به همین دلیل میزان پریشانی در حد متوسط باقی میماند.
No Data Found
فیلم به موضوع دستکاری و تغییر انسان و تلاش برای ایجاد یک گونه جدید میپردازد. سئو یونگچول با این تصور که میتواند گونهای جدید و دارای هوش جمعی ایجاد کند، اقدامات خشونتآمیز خود را توجیه میکند. همچنین شخصیت منفی تلاش میکند کشتار و اقدامات خود را به عنوان وسیلهای برای رسیدن به یک هدف بزرگتر توجیه کند که میتوان آن را در چارچوب «توجیه یا تطهیر گناه» بررسی کرد.
No Data Found
فیلم در کنار خشونت و فضای تاریک خود، برخی ارزشهای اخلاقی مانند امید، کمک به دیگران، فداکاری، رحم و مهربانی، خانوادهدوستی و مشارکت و همکاری میان افراد برای عبور از بحران را نیز نشان میدهد. با این حال، این مضامین در درجه دوم اهمیت قرار دارند و محور اصلی فیلم، بقا و سرگرمی است.
داستان «کلونی» با هشدار دانشمندی به نام سئو یونگچول درباره یک حمله بیوتروریستی آغاز میشود. او در جریان ارائهای در ساختمان شرکت Chains Bio، ویروس جهشیافتهای را به بدن مدیرعامل شرکت تزریق میکند و با آلوده شدن او، شیوع بیماری در ساختمان آغاز میشود. افراد آلوده بهسرعت تغییر میکنند و از طریق شبکهای از میسلیومها(مخاط)، اطلاعات حسی را بهصورت جمعی با یکدیگر به اشتراک میگذارند. در نتیجه، آنها میتوانند از هر شکست یاد بگیرند و رفتار خود را برای حملات بعدی تغییر دهند.
کوون سهجونگ، استاد سابق و بیکار، همراه گروهی از افراد گرفتار در ساختمان تلاش میکند راهی برای فرار پیدا کند. آنها متوجه میشوند یونگچول واکسن احتمالی را در اختیار دارد و برای یافتن او راهی طبقه سوم میشوند. در مسیر، چندین نفر از بازماندگان کشته میشوند و اختلافات میان آنها نیز شدت میگیرد. همزمان، تحقیقات بیرون ساختمان نشان میدهد که این موجودات از طریق یک سیستم ارتباطی مشترک کنترل میشوند.
با گسترش بحران، یونگچول موفق میشود کنترل کامل افراد آلوده را به دست بگیرد و از ساختمان فرار کند. در نهایت شیوع به خیابانهای شهر میرسد. سهجونگ درمییابد که میتوان با ایجاد حجم عظیمی از دادههای حسی، شبکه جمعی مبتلایان را بیش از حد بارگذاری کرد. او با استفاده از این روش، گله را مختل میکند و یونگچول نیز در یک خودروی در حال سوختن کشته میشود. با مرگ او، افراد آلوده در سراسر شهر متوقف میشوند و سهجونگ تنها واکسن موجود را در اختیار دارد. با این حال، درست زمانی که تصور میشود بحران پایان یافته، یکی از مبتلایان دوباره حرکت میکند و فیلم با این نشانه به پایان میرسد که خطر هنوز کاملاً از بین نرفته است.
کلونی (Colony) ساخته سال 2026یک فیلم کرهجنوبی در ژانر زامبی، تریلر بقا و وحشت است که داستان خود را بر پایه یک شیوع زیستی در یک ساختمان بزرگ و تلاش گروهی از افراد برای زنده ماندن بنا میکند. فیلم از الگوی آشنای آثار زامبی استفاده میکند، اما تفاوت اصلی آن در تعریف موجودات آلوده است. در اینجا با زامبیهایی روبهرو هستیم که صرفاً موجوداتی بیهدف و مهاجم نیستند، بلکه از طریق شبکهای زیستی مبتنی بر میسلیوم(نوعی مخاط) با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند، اطلاعات حسی را منتقل میکنند و از تجربههای خود برای سازگار شدن با شرایط استفاده میکنند. همین ویژگی، تهدید فیلم را از یک گروه زامبی معمولی به نوعی «موجودیت جمعی» تبدیل میکند.
داستان با سئو یونگچول، دانشمندی که تحقیقاتش درباره قابلیتهای بازسازی سلولی کپک لجن به سرقت رفته، آغاز میشود. او که قصد انتقام دارد، در جریان یک ارائه علمی در ساختمان، مدیرعامل شرکت، کانگ ووچول، را با کپک لجن جهشیافته آلوده میکند. ووچول به سرعت تغییر کرده و آلودگی به افراد دیگر منتقل میشود. با قرنطینه شدن ساختمان، گروهی از افراد از جمله کوون سهجونگ، پروفسوری که برای یافتن فرصت شغلی به این مراسم آمده، در کنار تعدادی از غیرنظامیان و نیروهای امنیتی گرفتار میشوند.
موضوع داستانی فیلم، شیوع یک آلودگی زیستی و تلاش گروهی از افراد برای زنده ماندن و متوقف کردن عامل این فاجعه است. در مرکز این ماجرا، کوون سهجونگ قرار دارد که همراه سایر بازماندگان باید از ساختمان آلوده خارج شود، به واکسن دست پیدا کند و سئو یونگچول را متوقف کند. داستان در ادامه از یک بحران محدود درون ساختمان به یک تهدید گسترده شهری تبدیل میشود.
«کلونی» در درجه نخست یک فیلم سرگرمکننده در قالب ژانر زامبی و بقاست و از عناصر آشنای این ژانر مانند شیوع بیماری، محاصره، فرار، کشتار و مبارزه برای بقا استفاده میکند. با این حال، فیلم تلاش میکند تعریف متفاوتی از زامبی ارائه دهد. افراد آلوده در این اثر از طریق یک شبکه زیستی با یکدیگر ارتباط دارند و اطلاعات خود را به اشتراک میگذارند. آنها به مرور از رفتار انسانها یاد میگیرند و در برابر روشهای مقابله با خود سازگار میشوند. بنابراین، تهدید اصلی فقط تعداد زیاد مبتلایان نیست، بلکه وجود یک سیستم جمعی است که میتواند تجربههای افراد مختلف را در اختیار تمام اعضای خود قرار دهد.
یکی از مهمترین مضامین فیلم، فردیت در برابر هوش جمعی است. انسانهای داستان هر کدام شخصیت، تجربه و تصمیم مستقل خود را دارند، در حالی که افراد آلوده به تدریج به بخشی از یک سیستم واحد تبدیل میشوند. فیلم از این تقابل برای ایجاد تهدید استفاده میکند و نشان میدهد که موجودی که بتواند تجربههای تمام اعضای یک گروه را در اختیار داشته باشد، میتواند بسیار سریعتر از یک موجود منفرد یاد بگیرد.
مضمون مهم دیگر، تکامل و ایجاد یک گونه جدید است. سئو یونگچول معتقد است میتوان با دستکاری زیستی، گونهای جدید با قابلیتهای متفاوت ایجاد کرد. این دیدگاه باعث میشود فیلم به مسئله دخالت انسان در طبیعت و تلاش برای تغییر ساختار زیستی موجودات نیز بپردازد. در اینجا علم صرفاً ابزاری برای درمان نیست و میتواند در صورت استفاده نادرست به ابزاری برای ایجاد یک تهدید تبدیل شود.
سوءاستفاده از علم و دانش نیز یکی دیگر از مضامین فیلم است. تحقیقات علمی که میتوانستند برای اهداف درمانی و پزشکی استفاده شوند، به وسیله شخصیت منفی در مسیر دیگری قرار میگیرند. یونگچول اقدامات خشونتآمیز خود را با هدفی بزرگتر توجیه میکند و تصور میکند ایجاد یک گونه جدید میتواند توجیهی برای قربانی کردن انسانها باشد.
انتقام نیز نقش مهمی در پیشبرد داستان دارد. اقدامات یونگچول تنها نتیجه یک آزمایش علمی نیست، بلکه با گذشته او و احساس خشم و انتقام نسبت به کسانی که آنها را مسئول شکست و نابودی زندگی خود میداند، ارتباط دارد. فیلم در این زمینه نشان میدهد که چگونه یک هدف شخصی میتواند در قالب یک ایده ظاهراً علمی و بزرگتر توجیه شود.
در مقابل این مضامین تاریک، فیلم بر همکاری، فداکاری و کمک به دیگران نیز تأکید دارد. تعدادی از شخصیتها برای نجات دیگران جان خود را به خطر میاندازند و رابطه خواهر و برادر، همکاری میان بازماندگان و تلاش برای نجات افراد گرفتار، وجه انسانی داستان را شکل میدهد.
یکی از نقاط قوت فیلم، ایده متفاوت آن درباره زامبیهاست. استفاده از شبکه میسلیومی و هوش جمعی باعث میشود افراد آلوده تنها دشمنانی نباشند که به شکل تکراری به شخصیتها حمله میکنند. آنها میتوانند از تجربههای قبلی خود استفاده کنند و همین موضوع باعث میشود مواجهه با آنها غیرقابلپیشبینیتر باشد.
طراحی فضای فیلم نیز به ایجاد تنش کمک میکند. ساختمان بزرگ و قرنطینهشده محیط مناسبی برای ایجاد حس محاصره و بیراهفراری است و شخصیتها در حالی که باید راه خروج پیدا کنند، دائماً با تهدیدی مواجه هستند که رفتار آن را نمیتوان به سادگی پیشبینی کرد.
اکشن و طراحی صحنههای درگیری نیز از بخشهای پررنگ فیلم است. حمله گروهی مبتلایان، تعقیبوگریزها و استفاده شخصیتها از روشهای مختلف برای عبور از مناطق آلوده، ریتم فیلم را حفظ میکند. همچنین ایدههایی مانند استفاده از آب برای مختل کردن کپک و در نهایت ایجاد اختلال در شبکه حسی مبتلایان، به داستان راهحلهایی متناسب با منطق داخلی خود میدهد.
مهمترین ضعف فیلم در مقایسه با ایده اصلی آن، پرداخت شخصیتها است. تعداد شخصیتها زیاد است و بسیاری از آنها فرصت کافی برای شکلگیری شخصیت و روابطشان پیدا نمیکنند. به همین دلیل، مرگ برخی شخصیتها بیشتر کارکرد داستانی دارد تا اینکه از نظر احساسی تأثیر عمیقی ایجاد کند.
فیلم همچنین ایدههای متعددی را همزمان مطرح میکند؛ از هوش جمعی و تکامل گرفته تا زیستفناوری، انتقام، اخلاق علمی و بقا. با وجود جذابیت این ایدهها، همه آنها به یک اندازه توسعه پیدا نمیکنند و در بخشهایی، فیلم بیشتر به سمت اکشن و بقا حرکت میکند.
از سوی دیگر، مقایسه طبیعی آن با فیلمهای زامبی موفق کرهای، بهویژه آثاری که توانستهاند در کنار ترس و اکشن، شخصیتپردازی و بار احساسی بیشتری ایجاد کنند، باعث میشود ضعف شخصیتپردازی بیشتر به چشم بیاید. «کلونی» بیشتر بر ایده و موقعیت تمرکز دارد تا روابط عاطفی پیچیده میان شخصیتها.
با توجه به میزان بسیار بالای خشونت که در این ژانر بسیار است، نمایش قتل و جراحات، گازگرفتگی و مرگهای متعدد، چهرههای ترسناک افراد آلوده و همچنین برخی موقعیتهای عاطفی و پریشانکننده،فیلم برای مخاطبان زیر ۱۸ سال مناسب نیست. مهمترین عامل در تعیین این محدودیت، خشونت گرافیکی و مداوم فیلم است.
در مجموع، «کلونی» یک فیلم زامبی و بقاست که تلاش میکند از الگوی معمول این ژانر فاصله بگیرد و مفهوم زامبی را با ایده هوش جمعی و ارتباط زیستی ترکیب کند. نقطه اصلی تمایز فیلم، موجودات آلودهای هستند که از طریق شبکه میسلیومی با یکدیگر ارتباط دارند، از تجربههای خود یاد میگیرند و به تدریج به یک سیستم جمعی تبدیل میشوند. این ایده امکان ایجاد موقعیتهای اکشن و تنشآمیز متفاوتی را فراهم کرده است. در مقابل، شخصیتپردازی و عمق برخی مضامین در سطح پایینتری نسبت به ایده مرکزی فیلم قرار میگیرد و فیلم در بخشهایی ترجیح میدهد به جای پرداخت بیشتر به مفاهیم علمی و اخلاقی، بر اکشن و بقا تمرکز کند. در نهایت، «کلونی» بیشتر یک اثر ژانری و سرگرمکننده است که در میان خشونت و تعقیبوگریز، موضوعاتی مانند تکامل، سوءاستفاده از علم، انتقام، فردیت، هوش جمعی و فداکاری را مطرح میکند.


