نقد محتوایی فیلم سینمایی ناتوردشت

Gauge Background Gauge Pointer
کشور سازنده :

سال تولید :

توزیع‌کننده :

فیلم، اقتباسی از رویداد واقعی است؛ جایی که دختربچه‌ای چهار ساله به طرز مرموزی گم می‌شود. جستجوی بی‌وقفه اهالی و نیروهای امدادی آغاز می‌شود تا مانعی برای نقشه‌های شوم بعدی باشد.

شاخص های منفی

خشونت

No Data Found

توضیحات

درگیری‌های فیزیکی، شامل ضرب و شتم بین شخصیت‌ها، منجر به جراحات و خونریزی‌های قابل توجه می‌شود. همچنین، فیلم به مسائلی مانند اعدام پدر آیهان در گذشته و مرگ شخصیت‌ها (آیهان و پسر کایت‌سوار) می‌پردازد که خشونت جدی و آسیب‌زننده را به تصویر می‌کشد.
علاوه بر این، فیلم شامل صحنه‌های آزار و شکنجه نیز است؛ از جمله می‌توان به زندانی کردن یسنا توسط آیهان و همچنین زندانی کردن پسر کایت‌سوار اشاره کرد که نشان‌دهنده اعمال قدرت و سلب آزادی به شکل خشونت‌آمیز است

پریشانی

No Data Found

توضیحات

فیلم از طریق به تصویر کشیدن رنج و پریشانی عمیق شخصیت‌ها، به شدت بر احساسات مخاطب تأثیر می‌گذارد. این پریشانی از گم شدن یسنا آغاز می‌شود که باعث گریه و زاری خانواده‌اش می‌شود. اشاره پدر یسنا به سوء استفاده از وضعیت جسمانی او، عمق درماندگی و رنج او را نشان می‌دهد. در ادامه، گریه‌های یسنا و ابراز دلتنگی برای مادرش، احساسات مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهد. گریه‌های هلما از ترس از دست دادن آبرو و ناتوانی در دیدن دخترش، و همچنین گریه‌های پدر یسنا از دوری او، بر شدت این تأثیر می‌افزاید. در نهایت، گریه‌های احمد و مرگ پسر کایت‌سوار، احساسات اندوه و از دست دادن را در مخاطب تشدید می‌کند.

آسیب به ارزش‌های خانواده

No Data Found

توضیحات

نهاد خانواده در معرض آسیب‌های متعددی قرار می‌گیرد. حلما، که خود تجربه طلاق را داشته، با اجبار پدرش، هاشم، برای جدایی از آیهان روبرو می‌شود. این اجبار، همراه با تهدیدهای آیهان به حلما مبنی بر افشای ازدواجشان و تهدید شوهر سابقش برای گرفتن دخترشان در صورت ازدواج مجدد، نشان‌دهنده اختلافات عمیق و تنش‌های فزاینده در روابط خانوادگی است.
هاشم با مخالفت شدید با ازدواج مخفیانه هلما و آیهان، شکاف بین نسل‌ها و عدم درک متقابل را برجسته می‌کند. این عوامل، همگی تصویری از فروپاشی ارزش‌های خانوادگی و تاثیرات مخرب آن بر زندگی شخصیت‌ها را به نمایش می‌گذارند.

بی‌ادبی و رفتار مشمئز کننده

No Data Found

توضیحات

نمودهایی از بدزبانی به چشم می‌خورد که در قالب استفاده از واژگان رکیک و ناسزاگویی بروز می‌کنند.

الکل، مواد مخدر و قمار

No Data Found

توضیحات

مصرف دخانیات به عنوان یکی از نمودهای رفتارهای نامناسب به تصویر کشیده شده است. کشیدن سیگار توسط افراد مختلف در طول فیلم تکرار می‌شود.

آسیب به ارزش‌های اجتماعی

No Data Found

توضیحات

جلال، که خود یک محیط‌بان است، با نگهداری پرندگان در قفس، نه تنها حقوق حیوانات را نقض می‌کند، بلکه به تعهدات و ارزش‌های حرفه‌ای خود نیز پشت پا می‌زند. این تضاد رفتاری از سوی یک محیط‌بان، نشان‌دهنده یک بحران اخلاقی عمیق‌تر و نادیده‌گرفتن مسئولیت‌های اجتماعی است.
آدم‌ربایی آیهان نمایانگر قانون‌شکنی آشکار و نقض حقوق انسانی است. همچنین، حضور افرادی که با فلزیاب به دنبال گنج هستند، می‌تواند به عنوان تلاش برای تخریب میراث فرهنگی و قانونی‌شکنی در نظر گرفته شود. این موارد، هرچند نمره کمی در فیلم به خود اختصاص داده‌اند، اما به طور کلی نشان‌دهنده بی‌توجهی به ارزش‌های اجتماعی و قانونی در جامعه هستند و بر بحران‌های اخلاقی و رفتاری در فیلم دامن می‌زنند.

شاخص های مثبت

ارزش‌های اخلاقی

No Data Found

توضیحات

ترویج ارزش‌های اخلاقی از طریق نمایش رفتارهای جوانمردانه، مهربانانه و فداکارانه به خوبی به تصویر کشیده شده است. جوانمردی احمد در تأکید بر اهمیت مبارزه شرافتمندانه صابر در مسابقه کشتی، نشان از ارزش‌گذاری او بر اصول اخلاقی و روحیه ورزشی دارد. همچنین، پناه دادن آیهان توسط احمد در حالی که همه در روستا با او مخالف بودند، نمونه‌ای از بخشش و انسانیت اوست.
رحم و مهربانی نیز به وفور در فیلم دیده می‌شود: محبت احمد به نوه‌هایش، عشق حلما به دخترش، پخت نان توسط زن روستا برای جستجوگران یسنا، و محبت احمد به آیهان، همگی نمایانگر همبستگی و عواطف انسانی هستند.
کمک همگانی به جستجوی یسنا نیز نشان‌دهنده حس مسئولیت‌پذیری اجتماعی و اهمیت دادن به جان و سلامت یکدیگر است.
نذر پدر یسنا برای زیارت پیاده امام رضا (ع) در صورت یافتن دخترش، نشان‌دهنده ایمان و توسل به ارزش‌های مذهبی است. در نهایت، آزادی پرندگان از قفس توسط احمد، با وجود تهدید جلال، نمادی از شجاعت، عدالت‌خواهی و دفاع از حقوق حیوانات است.

ترویج ارزشهای اجتماعی

No Data Found

توضیحات

ترویج ارزش‌های اجتماعی به ویژه از طریق نمایش روابط خانوادگی قوی و حس مسئولیت‌پذیری اجتماعی به خوبی به تصویر کشیده شده است. خانواده‌مداری در فیلم از طریق روابط صمیمانه و محبت‌آمیز بین اعضای خانواده به نمایش گذاشته می‌شود. رابطه خوب احمد با دختر و پسرش، صابر، نشان‌دهنده اهمیت ارتباطات خانوادگی و حمایت از یکدیگر است. تأکید حلما بر رضایت پدرش و عدم تمایل به ترک او، نمایانگر احترام به والدین و حفظ پیوندهای خانوادگی است. همچنین، محبت هلما به دخترش و عذرخواهی احمد از صابر به دلیل نبودن در کنارش، بر اهمیت نقش والدین در زندگی فرزندان و جبران اشتباهات گذشته تأکید دارد. بوسیدن دست پدر توسط حلما به نشانه محبت و احترام، ارزش‌های خانوادگی و تقدیر از بزرگترها را نشان می‌دهد.
حس مسئولیت و مشارکت اجتماعی و سیاسی نیز در فیلم به وضوح دیده می‌شود. حضور گسترده مردم از روستاهای اطراف برای کمک به یافتن یسنا، نشان‌دهنده همبستگی اجتماعی و اهمیت دادن به سرنوشت یکدیگر است. این مشارکت جمعی نمایانگر ارزش بالای حس مسئولیت‌پذیری در قبال جامعه و تلاش برای حل مشکلات با همکاری و همدلی است.

خلاصه داستان

مشاهده (حاوی اسپویل)

داستان فیلم با معرفی یسنا، دختر ۶ ساله‌ا‌ی که در روستایی زندگی می‌کند، آغاز می‌شود. یسنا همراه پدر کشاورزش که پایش شل می‌زند، در مزرعه است که پدرش متوجه غیبت او شده و به جستجویش می‌پردازد. در همین حال، احمد پیران (هادی حجازی‌فر)، محیط‌بان بازنشسته‌ای که سابقاً باعث آسیب دیدگی پای پدر یسنا شده، با احساس گناه، در پی یافتن یسنا برمی‌آید و مسابقه کشتی نوه‌اش را به همین دلیل رها می‌کند.
آیهان (میرسعید مولویان)، جوانی که سابقه‌ی اعتیاد داشته و اکنون در سوارکاری احمد کار می‌کند. احمد در این سال‌ها همواره حامی او بوده است. بایرام (علی مصفا) با تحریک آیهان، او را وا می‌دارد تا یسنا را بدزدد و یسنا را در قنات زیر سوارکاری پنهان می‌کند. احمد پس از گم شدن یسنا، با کمک اهالی روستا و با انتشار ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی، از مردم درخواست کمک می‌کند. این ویدئو به سرعت توجه هلال احمر و صدا و سیما را به خود جلب کرد.
بایرام که از فروش یسنا به دلیل شناخته شدن او منصرف شده، به آیهان دستور قتل یسنا را می‌دهد. آیهان پس از بی‌هوش کردن یسنا، او را در صندوق عقب ماشینی قرار می‌دهد تا از دید مامورانی که به دستور احمد مشغول بازرسی خانه‌ها هستند، پنهان بماند.
در خلال این اتفاقات، به گذشته‌ی احمد و جلال (سعید آقا خانی)، دو محیط‌بان بازنشسته، اشاره می‌شود. جلال به احمد یادآوری می‌کند که چگونه اشتباهی در گذشته منجر به آسیب دیدگی پدر یسنا شده بود. جلال، احمد را خاطر اشتباهی که منجر به آسیب‌دیدگی پدر یسنا شده بود، سرزنش کرده و او را به افشای رازشان تهدید می‌کند. احمد بی‌اعتنا به تهدید، به خانه‌ی جلال رفته و پرندگان در قفس او را آزاد می‌کند. همچنین اشاره می‌شود که در گذشته به احمد لقب "ناتور دشت" داده بودند.
در نهایت، پسر جوان کایت‌سواری برای کمک به آنجا آمده است و با شنیدن صدای ضربه از داخل ماشین آیهان، مشکوک شده و برای نجات یسنا وارد سوارکاری می‌شود. او در غیاب آیهان، یسنا را می‌یابد، اما آیهان او را مورد ضرب و شتم قرار داده و هر دو را به درون قنات می‌کشاند.
آیهان که با هلما ازدواج کرده و هلما نیز دختری از همسر سابقش دارد، هلما را تهدید می‌کند که اگر همراه او نرود، راز ازدواجشان را فاش کرده و باعث گرفتن حضانت فرزند توسط پدرش خواهد شد. هلما با ناراحتی وسایل خود را جمع می‌کند.
احمد با یافتن یک چشم عروسکی در سوارکاری، مشکوک شده و وارد قنات می‌شود. او با صحنه‌ی زخمی بودن پسر کایت‌سوار و یسنا مواجه شده و تلاش می‌کند یسنا را نجات دهد. در درگیری با آیهان، خاک بر سر او می‌ریزد و احمد سعی در نجات او دارد. در همین حین، بتن‌ریز با تصور خالی بودن قنات، شروع به بتن‌ریزی می‌کند. احمد به سختی خود را به بالای قنات می‌رساند و بتن‌ریز متوجه دست او می‌شود.
در پایان، یسنا به آغوش خانواده بازمی‌گردد، اما احمد به شدت ناراحت و گریان است. اثری از پسر کایت‌سوار و آیهان نیست و هلما نیز همراه دخترش سوار مینی‌بوس شده و آنجا را ترک می‌کند.
این داستان بر اساس واقعه‌ای واقعی در اردیبهشت ۱۴۰۳ در روستای «یلی بدراقِ» بخش «پیشکمرِ» شهرستان کلاله اتفاق افتاده است. در آن حادثه، «یسنا»ی چهارساله، پنج شبانه‌روز گم شده بود. سارقان به دلیل حضور گسترده‌ی مردم موفق به ربودن او نشدند و نهایتاً دختر توسط یک کایت‌سوار نجات یافت.

نقد محتوایی

فیلم سینمایی "ناتور دشت"، به کارگردانی سید محمدرضا خردمندان، دومین اثر بلند این فیلمساز جوان و از تولیدات سازمان سینمایی سوره است و الهام‌گرفته از رویدادی واقعی است. این فیلم که در چهل و سومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.
داستان حول محور گم شدن دختربچه‌ای به نام یسنا در یکی از روستاهای ایران می‌چرخد. تلاش اهالی روستا برای یافتن یسنا، هسته اصلی داستان را تشکیل می‌دهد و در این مسیر، رازهای پنهان و مسائل اجتماعی نیز نمایان می‌شوند. فیلم از فضای دیجیتال برای پیشبرد داستان بهره می‌برد و نحوه تأثیر رسانه‌ها و فضای مجازی بر زندگی روزمره را نشان می‌دهد.
هدف فیلم افزایش آگاهی درباره آسیب‌پذیری کودکان و اهمیت اتحاد اجتماعی در مواجهه با بحران‌هاست. همچنین، فیلم به عذاب وجدان و مسئولیت‌پذیری شخصیت‌ها اشاره دارد و تلاش برای نجات را به تصویر می‌کشد. فیلم به واکاوی ارزش‌های اخلاقی، نمایش اهمیت همبستگی و اتحاد در مواجهه با بحران‌ها، و بررسی تضاد بین خیر و شر می‌پردازد. همچنین، نقش و جایگاه خانواده در جامعه، و پیامدهای ناشی از انتخاب‌های فردی و اجتماعی نیز از جمله مضامین مهمی هستند که در "ناتور دشت" مورد توجه قرار می‌گیرند.
جذابیت‌های این فیلم در عناصر متعددی نهفته است. داستان جذاب و پر تعلیق، که از یک رویداد واقعی الهام گرفته شده، مخاطب را از ابتدا تا انتها درگیر می‌کند. بازی‌های خوب بازیگرانی چون هادی حجازی‌فر و میرسعید مولویان، به باورپذیری و تعمیق شخصیت‌ها کمک فراوانی کرده است.
تصویربرداری زیبا و چشم‌نواز، طبیعت بکر و زیبای روستا را به نمایش می‌گذارد و فضایی ملموس و واقعی را خلق می‌کند و موسیقی متن فیلم، به ایجاد حس تعلیق و هیجان در صحنه‌های مختلف کمک می‌کند و بر بار عاطفی داستان می‌افزاید.
"ناتور دشت" با تمرکز بر ارزش‌های اخلاقی و انسانی، به نمایش اهمیت فداکاری، مسئولیت‌پذیری، و همبستگی اجتماعی می‌پردازد. حساسیت روایت در این فیلم نه تنها در لایه‌های اجتماعی و اخلاقی آن است بلکه در نشان دادن تبعات روانی تصمیمات هر فرد به ویژه در مواجهه با بحران‌ها به خوبی مشهود است. انتخاب‌هایی که افراد برای رهایی از گذشته‌های دردناک و مقابله با آن‌ها انجام می‌دهند، می‌تواند به راحتی به اشتباهات جدید و فاجعه‌های بزرگتری منجر شود. در عین حال، فیلم از پرداختن به موضوعات آسیب‌زا و چالش‌برانگیز نیز هراسی ندارد. مسائلی همچون آدم‌ربایی، اعتیاد، و پیامدهای ناشی از اشتباهات گذشته، در این فیلم مورد بررسی قرار می‌گیرند. این رویکرد واقع‌گرایانه، اگرچه ممکن است برای برخی از مخاطبان ناخوشایند باشد، اما به فیلم عمق و تاثیرگذاری بیشتری می‌بخشد.
فیلم ناتوردشت مسیری را برای تخریب تدریجی تصویر یک قهرمان در پیش می‌گیرد؛ شخصیتی به نام «احمد آقا» که ابتدا با او احساس همدردی می‌کنیم، اما به تدریج متوجه می‌شویم که او نیز خالی از اشتباه نیست! شخصیتی که اگرچه در ابتدا تصمیماتش غیر قابل درک به نظر می‌رسد، اما با پیشرفت داستان، انگیزه‌های او آشکار می‌شود و روستایی که کم‌کم رازهای خود را فاش می‌کند.
با این حال، "ناتور دشت" از برخی جنبه‌ها نیز دارای نقاط ضعف است. مشکل اصلی ناتوردشت این است که فیلمنامه با وسواس‌ زیادی در ارائه اطلاعات به مخاطب عمل می‌کند، به‌طوری‌که تقریباً دو سوم از زمان فیلم سپری شده و تماشاگر هنوز به جز گم‌شدن یسنا اطلاعات چندانی دریافت نکرده و بیشتر شاهد تلاش‌ها برای نجات او است!
از سوی دیگر، اشاره به عناصر مذهبی در آغاز فیلم سرنوشت احمد پیران را برای مخاطب قابل پیش‌بینی می‌کند و در واقع، ترفندهای فیلمنامه‌نویس در ایجاد گره و باز کردن آن را برای تماشاگر آشکار می‌سازد. ریتم فیلم در برخی قسمت‌ها کند می‌شود و این می‌تواند از جذابیت داستان برای برخی از مخاطبان بکاهد. همچنین، برخی از منتقدان، به پرداخت سطحی به برخی از شخصیت‌ها و مسائل اجتماعی اشاره کرده‌اند. به عنوان مثال، موضوع اعتیاد به طور کامل بررسی نمی‌شود و تنها به عنوان یک عنصر داستانی گذرا مطرح می‌شود. ارتباط میرسعید مولویان با همسر و پدر همسرش، با وجود بازی خوب او، چندان در روند داستان جا نمی‌افتد و معامله او با بایرام با بازی متفاوت علی مصفا تأثیر چندانی در پیشبرد داستان و شخصیت مولویان ندارد.
به طور کلی، "ناتور دشت" فیلمی خوش‌ساخت و تامل‌برانگیز است که با داستانی گیرا، بازی‌های خوب، و مضامین مناسب، مخاطب را به فکر و تامل وا می‌دارد. با توجه به موضوعات پیچیده و حساسی که در این فیلم مطرح می‌شود، توصیه می‌شود که افراد بالای 16 سال به تماشای آن بنشینند.
این فیلم در چهل و سومین جشنواره فیلم فجر در سه بخش نامزد دریافت جوایز شد: بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (میرسعید مولویان)، بهترین فیلم از نگاه ملی (به تهیه‌کنندگی مهدی فرجی) و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران. در نهایت، "ناتور دشت" موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم از نگاه ملی گردید.

خانهارزیابی فیلم رصد رسانهکودکدرباره ما