ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
imdb :
از
رأی
در زندان عمودی ، جایی که غذا از بالا به پایین توزیع میشود و زندانیان میان پیروی از قانون یا بقا با خشونت گرفتارند، پرمپوان پس از از دست دادن همراهانش تلاش میکند در برابر ظلم وفاداران بایستد.
No Data Found
فیلم سرشار از خشونت عریان است و مهمترین شاخص آسیبزای آن است. از قطع دست پرمپوان و درگیریهای مداوم با خفهکردن، ضربات چاقو و میله آهنی گرفته تا خودسوزی زامیاتین و نمایش جنازههای تکهتکه. خوردن گوشت انسان، قطع عضو، صحنههای خونین و حتی بستن زن به سکوی غذا برای تغذیه دیگران، همگی بهطور آشکار نمایش داده میشوند و فضایی خشونتآمیز ایجاد میکنند.
No Data Found
علاوه بر موسیقی دلهرهآور این فیلم به دلیل خشونت بسیار زیاد در برخی از سکانسها برای مخاطب وحشت ایجاد میکند.
No Data Found
فیلم با قوانین سختگیرانه، نبود همدلی، رفتارهای خشن و حیوانی و همچنین درگیریهای پرمپوان ــ از جمله قطع شدن دست او ــ بهطور مداوم تنش ایجاد میکند. با این حال، مهمترین عامل پریشانی مخاطب، خشونت عریان و بیپرده اثر است.
No Data Found
هرچند سعی شده است عمده مشکلات این شاخص پالایش شود اما با این حال همچنان آسیبهایی در این بخش وجود دارد.
No Data Found
فیلم به مذهب نیز اشارههایی مستقیم دارد. شخصیت «مسیح» که توانسته یک ماه بدون غذا دوام بیاورد و حتی بخشی از بدن خود را برای سیر کردن دیگران فدا کند، نماد نجاتدهنده معرفی میشود. پیروان او، وفاداران، با ظاهری مذهبی و رفتارهایی افراطی، نمادی از خطر افراطگرایی دینی و تقدسبخشی کورکورانه به قانون هستند.
در این فیلم زندانیان تا آخر عمر خود در شرایطی هستند که برای بقا باید تلاش کنند و هر لحظه امکان کشته شدنشان وجود دارد و به راحتی قابل حذف شدن هستند و با نمایش ناکارآمدی هیچ چیز نوعی پوچی القا میشود.
No Data Found
تلاش و کمک پرموان برای نجات پسرجوان و کمک به کسانی که گرسنه هستند از جمله موارد مثبت داستان است.
No Data Found
فیلم سعی دارد دیدگاهی فلسفی را ارائه دهد اما عملاً نه سرمایهداری را راهحل میداند و نه کمونیسم و نه حتی دین را. هر مسلکی که معرفی میشود، در نهایت به خشونت، سرکوب یا ناامیدی ختم میگردد. همین سرگردانی ایدئولوژیک سبب میشود مخاطب در پایان با احساسی از پوچی و بیراهحلی مواجه شود.
درون یک زندان عمودی و پادآرمانشهری ۳۳۳ طبقه است که در هر طبقه یک سلول، دو نفر در هر سلول و یک سوراخ در مرکز کل سازه قرار دارد. هر روز سکویی پر از غذا از طریق این سوراخ پایین میآید و در هر طبقه فقط دو دقیقه توقف میکند. زندانیان طبقات بالاتر ابتدا به غذا دسترسی دارند، در حالی که زندانیان طبقات پایینتر در معرض خطر گرسنگی هستند. در پایان هر ماه، زندانیان به طور تصادفی به طبقات جدید منتقل میشوند. پیش از ورود، با هر زندانی مصاحبه میشود و او یک نوع غذا انتخاب میکند که هر روز وقتی سکو در طبقه او متوقف میشود، در ظرفی به او داده میشود. هر زندانی مجاز است یک وسیله شخصی با خود بیاورد.
پرمپوان و مردی به نام زامیاتین در طبقه ۲۴ کنار هم قرار گرفتهاند. روبسپیر، یک وفادار از طبقه بالا، آنها را با سیستم غیررسمی که در حال حاضر در زندان فعالیت میکند آشنا میکند. دو جناح وجود دارد: وفاداران، که از قوانین سختگیرانه و خودخواستهای در مورد خوردن فقط غذای انتخابی خود (یا تجارت داوطلبانه) پیروی میکنند، و بربرها، که هر چه میتوانند میگیرند و میخورند. او استدلال میکند که قانون وفاداران توزیع عادلانهتر غذا را تضمین میکند.
تنشها به سرعت افزایش مییابد وقتی زندانیان طبقات بالاتر غذایی را که برای دیگران در نظر گرفته شده است میخورند. درگیری خشونتآمیزی در میگیرد که منجر به مرگ و جراحت میشود. پرمپوان و روبسپیر برای دفاع از طبقه خود و حفظ نظم میجنگند. آنها درباره «مسیح» میآموزند، شخصیتی افسانهای که گفته میشود یک ماه بدون غذا از طریق مدیتیشن زنده مانده است، سپس پای خود را فدا میکند تا به دیگران در طبقات پایینتر غذا بدهد. پیروان او، که به عنوان مسحشدگان شناخته میشوند، پیام او درباره قوانین وفاداران را گسترش میدهند.
با گذشت روزها، زامیاتین و پرمپوان به هم نزدیکتر میشوند و غذا و داستانهای شخصی خود را با هم به اشتراک میگذارند. مشخص میشود که پرمپوان پس از آنکه ناخواسته باعث مرگ پسر نامزد سابقش در یک تصادف شده، از غم و اندوه به زندان آمده است، در حالی که زامیاتین یک ریاضیدان سرخورده است. زامیاتین، برخلاف قانون، گاهی کمی از غذای زندانیانی را که قبلاً فوت کردهاند میخورد. خبر این موضوع در سراسر زندان میپیچد. برای محافظت از پرمپوان در برابر مجازات به خاطر پناه دادن به او، زامیاتین که از قبل بیمار است، خود را آتش میزند و به داخل گودال میپرد.
ماه بعد، پرمپوان در طبقه ۵۱ با صحابت همسلولی میشود. آنها روی سکو میروند و سوار بر آن پایین میآیند تا دو بربر را که غذای دیگران را خوردهاند، مجازات کنند. آن شب، پرمپوان در حین صحبت با صحابت، از یک مسحشدهی بسیار بیرحم به نام داگین بابی مطلع میشود که نه تنها بربرهای متهم در سراسر زندان، بلکه وفادارانی را که مرتکب تخلفات جزئی میشوند نیز به طور سیستماتیک میکشد. صحابت نقشه میکشد تا با خوردن بخشهایی از یک نقاشی رنگروغن در طبقه پایین، که حاوی مادهای است که آنها را در برابر گازی که برای بیهوش کردن زندانیان در پایان هر ماه استفاده میشود مصون میکند، مرگ خود را جعل کند، به این امید که در خارج از زندان از شر آنها خلاص شود تا بتوانند فرار کنند. داگین و پیروانش برای مجازات آنها به دلیل نافرمانی از قانون میرسند، صحابت را میکشند و یکی از بازوهای پرمپوان را قطع میکنند.
ماه بعد، پرمپوان در طبقه ۷۲ به همراه تریماگاسی از خواب بیدار میشود. پرمپوان که از آرمانهای وفاداران به سلطنت سرخورده شده، گروهی از بربرها را استخدام میکند، ظاهراً برای به چالش کشیدن وفاداران اما در واقع برای یافتن نقاشی. نبردی خونین بین این دو گروه درمیگیرد که پرمپوان و تریماگاسی تنها بازماندگان آن هستند.
پرمپوان نقاشی را پیدا میکند و بخشی از آن را میخورد. او از حال میرود و در طبقه ۳۳۳، در میان اجسادی که در حال دفن شدن هستند، به هوش میآید. نیروی جاذبه به حالت تعلیق درمیآید و کارگرانی که ماسک گاز به صورت دارند، زندان را از نو تنظیم میکنند. او پسری جوان را میبیند و از نقشه اولیه خود برای فرار صرفنظر میکند و به نجات او میپردازد. در حین انجام این کار، او با زندانیان دیگری که در طبقه پایین زندگی میکنند روبهرو میشود که ظاهراً برزخی برای ارواح مرده است و او را متقاعد میکنند که پسر را به بالا بفرستد و خودش در طبقه پایین با آنها بماند. پرمپوان دوباره با گورن، که احتمالاً نامزد سابقش است، ملاقات میکند.
فیلم پلتفرم ۲ محصول سال ۲۰۲۴ کشور اسپانیا است که به عنوان پیشدرآمدی بر قسمت نخست (پلتفرم، ۲۰۱۹) ساخته شده است. هرچند انتظار میرفت این اثر بتواند موفقیت فیلم اول را تکرار کند، اما در عمل با ضعفهایی در روایت، شخصیتپردازی و انتقال مفاهیم مواجه شد و از نگاه بسیاری از منتقدان نتوانست جایگاه قسمت نخست را به دست آورد.
ماجرای فیلم همچنان در زندان عمودی با ۳۳۳ طبقه میگذرد؛ جایی که هر طبقه تنها دو زندانی دارد و سکویی پر از غذا هر روز از بالا به پایین حرکت میکند. ساکنان طبقات بالاتر نخستین کسانی هستند که به غذا دسترسی دارند و طبقات پایینتر معمولاً چیزی برای خوردن پیدا نمیکنند. مسئله اصلی زمانی آغاز میشود که زندانیان طبقات بالا نه تنها به سهم خود بسنده نمیکنند، بلکه غذای طبقات پایین را نیز میخورند. همین مسئله به ایجاد درگیری، قانونگذاریهای تازه و شکلگیری جناحهای متضاد منجر میشود.
فیلم تلاش میکند از طریق این بستر، تمثیلی از جامعه طبقاتی، توزیع نابرابر منابع و منازعات ایدئولوژیک ارائه دهد.
یکی از نقاط ضعف جدی فیلم، ابهامات حلنشده در روایت است. انتظار میرفت با ساخت قسمت دوم، برخی پرسشهای بیپاسخ فیلم اول روشن شود، اما نه تنها این اتفاق رخ نداد بلکه ابهامات بیشتر نیز شد. برای نمونه، همچنان مشخص نمیشود این زندان با چه هدفی ساخته شده یا قواعد ورود به آن چگونه است. از سوی دیگر، شخصیتپردازیها سطحی و ناکافیاند. تماشاگر نه شناخت کافی از شخصیتها پیدا میکند و نه میتواند تصمیمات آنها را درک کند. نمونه بارز، خودسوزی ناگهانی زامیاتین یا پیوستن بیدلیل گروهی از زندانیان به پرمپوان است که فاقد منطق داستانی روشن است. این کاستی باعث میشود مخاطب نتواند ارتباط عاطفی یا فکری با شخصیتها برقرار کند.
زندان عمودی نمادی آشکار از جامعه سرمایهداری است: طبقات بالا دسترسی بیحد به منابع دارند و در نتیجه سهمی برای طبقات پایین باقی نمیگذارند. افراد طبقات فرودست نیز قدرتی برای تغییر شرایط ندارند و حتی در صورت کوچکترین تخطی، مجازاتهای سنگینی در انتظارشان است. در مقابل، قانونشکنیهای طبقات بالا نادیده گرفته میشود.
فیلم در برابر سرمایهداری، نوعی نظم جمعی و برابریخواهانه را نیز به تصویر میکشد. گروهی از زندانیان مأمور میشوند غذا را به طور مساوی توزیع کنند و هر کس خلاف کند، به شدت مجازات شود. اگرچه در ابتدا این راهکار موفق به رساندن غذا به طبقات پایین میشود، اما در ادامه به خشونت، افراط و شورش علیه خود این گروه منجر میگردد.
فیلم به مذهب نیز اشارههایی مستقیم دارد. شخصیت «مسیح» که توانسته یک ماه بدون غذا دوام بیاورد و حتی بخشی از بدن خود را برای سیر کردن دیگران فدا کند، نماد نجاتدهنده معرفی میشود. پیروان او، وفاداران، با ظاهری مذهبی و رفتارهایی افراطی، نمادی از خطر افراطگرایی دینی و تقدسبخشی کورکورانه به قانون هستند.
فیلم عملاً نه سرمایهداری را راهحل میداند و نه کمونیسم و نه حتی دین را. هر مسلکی که معرفی میشود، در نهایت به خشونت، سرکوب یا ناامیدی ختم میگردد. همین سرگردانی ایدئولوژیک سبب میشود مخاطب در پایان با احساسی از پوچی و بیراهحلی مواجه شود.
یکی از بارزترین ویژگیهای فیلم، نمایش بیپرده و گسترده خشونت است. صحنههای خونین شامل بریدن گلو، قطع عضو و خوردن گوشت انسان به شکل آشکاری نمایش داده میشوند که باعث ایچاد وحشت و پریشانی میشود. این میزان خشونت، همراه با فضای خفقانآور زندان، فیلم را برای تماشاگران زیر ۱۸ سال و افراد با روحیه حساس نامناسب میسازد. حتی در نسخههای پالایششده نیز بخش بزرگی از اثر همچنان متکی بر شوک و آشفتگی بصری است.
پلتفرم ۲ در ادامه جهانسازی فیلم اول ساخته شده اما از نظر روایت و شخصیتپردازی نتوانسته انتظارات را برآورده کند. فیلم با نمادگرایی شدید، خشونت عریان و پرداختن به مفاهیم بزرگ چون سرمایهداری، کمونیسم، مذهب و دموکراسی، تلاش میکند نقدی اجتماعی و فلسفی ارائه دهد. با این حال، به دلیل پراکندگی ایدهها، ابهامات حلنشده و ضعف در انسجام داستانی، بیشتر به اثری گیجکننده و پوچگرایانه بدل شده تا یک نقد منسجم اجتماعی.


