ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
imdb :
از
رأی
فیلم Havoc (2025) درباره گروهی سارق به رهبری چارلی و میا است که محمولهای از کوکائین را از داخل ماشینهای لباسشویی سرقت میکنند. این دو پس از تحویل مواد به رئیس یک باند محلی به نام تسویی، درگیر حملهای خونین از سوی گروهی نقابدار میشوند و فرار میکنند. در همین حال، پاتریک واکر، کارآگاه جنایی، از سوی لارنس بومانت، سیاستمدار بانفوذ و پدر چارلی، مأمور میشود تا پسرش را پیدا کرده و نجات دهد. واکر همراه با همکار تازهکارش الی وارد این پرونده میشود.
No Data Found
از آسیبهای مهم فیلم خشونت بسیار آن است. درواقع فیلم لبریز از خشونت است؛ خشونتی که فقط به سکانسهای اکشن محدود نمیشود. ضرب و شتم، قتلهای پرشمار، استفاده از سلاحهای گرم و سرد (از قلاب گرفته تا ساطور) و خونریزیهای بیپروا، همگی بخشی از سکانسهای بصری اثرند.
No Data Found
شهری که در فیلم نمایش داده میشود، فضایی سرد، تاریک و پر از جرم و جنایت دارد. قتل همکار واکر و همسرش در بیمارستان، مرگ لارنس در دفاع از پسرش و خشونت شدید فیلم از جمله عوامل پریشانکنندهای هستند که ممکن است باعث ناراحتی مخاطب شوند.
No Data Found
در نسخه پالایشنشده، صحنههایی از یک کلاب شبانه وجود دارد که در آن زنان روسپی نیز وجود دارند.
No Data Found
فیلم فضایی پوچ و بیثمر را به تصویر میکشد که اصلاح در آن ناممکن به نظر میرسد. واکر، شخصیت اصلی، برای تطهیر گذشته فاسد خود، ناچار به ارتکاب اشتباهاتی تازه میشود؛ درواقع تنها راه رستگاری، عبور دوباره از مسیر گناه است.
No Data Found
در نسخه پالایش نشده، حجم زیادی از بیادبی و بدزبانی به خصوص در شخصیت اصلی وجود دارد که کاملاً نامناسب است.
No Data Found
نمایش کلاب که در آن مشروب، سیگار و… وجود دارد. همچنین در این فیلم تبادل مواد مخدر و سعی در فروش آن نیز مشاهده میشود.
No Data Found
یکی از نکات مثبت فیلم، تلاش واکر برای بازگشت از مسیر اشتباه و فاصله گرفتن از گذشته تاریک خود است، هرچند که در این راه همچنان دست به کارهای خلاف میزند. از دیگر نکات فرعی فیلم میتوان به عشق میان چارلی و میا و همچنین فداکاری لارنس برای نجات فرزندش اشاره کرد.
یک باند سارق به سرکردگی چارلی و میا، مجموعهای از ماشینهای لباسشویی حامل محمولهی مخفی کوکائین را سرقت میکنند. آنها تحت تعقیب گروهی از پلیس اداره مبارزه با مواد مخدر به نامهای وینسنت، هیز، جیک و کورتز قرار میگیرند. در جریان این تعقیب، کورتز به شدت زخمی شده و در بیمارستان بستری میشود.
آن شب، چارلی و میا کوکائین را به تسویی، رئیس محلی، تحویل میدهند. در میانهی معامله، گروهی مهاجم نقابدار هاکی به مخفیگاه حمله کرده و تسویی و افرادش را به گلوله میبندند. چارلی و میا با دشواری میگریزند. مشخص میشود که مهاجمان با چینگ، یکی از افراد تسویی، همدست بودهاند. چینگ پیش از حمله محل را ترک کرده بود.
پاتریک واکر، کارآگاه جناییای که از خانوادهاش جدا شده و در گذشته چندکار برای لارنس بومونت — سرمایهدار املاک، نامزد شهرداری و پدر چارلی — است انجام داده است. او با لارنس قرار میگذارد تا پسرش را بیابد و با تحویل او از شهر بروند.
واکر با همکاری همکار تازهکارش، الی، تحقیقات خود را آغاز میکند. او به ملاقات کورتز در بیمارستان میرود؛ کسی که پیشتر با گروهی از مأموران فاسد اداره مواد مخدر، همکاری میکرد. واکر پس از آنکه وینسنت یکی از مأموران مخفی را در جریان یک معامله مواد مخدر به قتل رساند، از گروه جدا شد. در همین حین، «مادر» — مادر تسویی— وارد شهر میشود. چینگ چارلی را مقصر معرفی میکند، و مادر نیز لارنس را ربوده و با خود میبرد.
واکر، رائول را که عموی میا است وادار میکند تا قرار ملاقاتی در یک کلوپ شبانه ترتیب دهد. اما پیش از فرار آنها، وینسنت، هیز و جیک از راه میرسند. میا وینسنت را قاتل تسویی معرفی میکند. درگیری شدیدی میان گروهها — از جمله رائول، جانی، وس و افراد «مادر» — شکل میگیرد که در آن تعداد زیادی کشته میشوند. واکر به سختی همراه با چارلی و میای زخمی میگریزد.
در ادامه واکر پی میبرد که وینسنت و همکارانش در واقع قصد ربودن محمولهی کوکائین برای خود را داشتهاند، نه بازداشت سارقین. وینسنت با چینگ، که خریدار اصلی محموله است، همدست است. او بهدلیل حسادت به تسویی، که بهجای خودش به ریاست تریاد رسیده بود، نقشهی قتل او را کشیده بود.
چینگ بعدها به بیمارستان رفته، کورتز و همسرش را میکشد، اما توسط الی دستگیر میشود. واکر، چارلی و میا را به کلبهی قدیمی پدرش در حومه شهر میبرد. تریادها محل را یافته و حملهای گسترده آغاز میشود. آنها مجبور به دفاع مسلحانه میشوند، اما در نهایت چارلی و میا دستگیر میشوند. واکر بهشدت زخمی میشود.
«مادر» همراه محافظانش و لارنس سر میرسد. او که همچنان چارلی را قاتل پسرش میپندارد، لارنس را مجبور به بازی رولت روسی با میا میکند. در همین لحظه، الی از راه میرسد و وینسنت، جیک و چینگ را که دستگیر کرده، به صحنه میآورد. چینگ به نقشه قتل تسویی اعتراف میکند، که ریشه در حسادتش به خواهرزادهاش داشته است. ناگهان جیک میگریزد و قصد شلیک به چارلی را دارد، اما لارنس جان پسرش را نجات داده و کشته میشود.
درگیری پایانی میان وفاداران مادر و نیروهای چینگ رخ میدهد که در آن مادر و همراهانش کشته میشوند. چینگ وینسنت را زخمی میکند، اما وینسنت در آخرین لحظه او را میکشد و با کوکائین میگریزد. واکر به تعقیب او میپردازد. جیک و الی نیز با یکدیگر درگیر میشوند و زمانی که جیک در آستانهی شلیک به الی است، چارلی برای انتقام پدرش، او را میکشد. وینسنت تلاش میکند با قطار فرار کند اما توسط واکر هدف گلوله قرار میگیرد. درگیر گفتوگویی شدید میشوند، که در نهایت به تبادل آتش و مرگ وینسنت منتهی میشود.
با رسیدن پلیس، الی چارلی و میا را فراری میدهد. واکر، که به شدت زخمی شده، از الی میخواهد او را دستگیر کند. الی امتناع میکند. واکر به خودروهای پلیس که از راه میرسند، چشم میدوزد.
فیلم Havoc محصول سال 2025، اثری است در ژانر اکشن که با کارگردان و حضور بازیگرانی شناختهشده و سکانسهای اکشن خیرهکننده، از جمله فیلمهای مورد انتظار سال بود. با این حال، این فیلم با وجود داشتن ظرفیتهای بالقوه در روایت داستانی تاریک و چندلایه، نتوانست نظر بسیاری از منتقدان را به طور کامل جلب کند.
فیلم از نقاط قوتی همچون طراحی سکانسهای اکشن که یادآور فیلمهای خشن دههی هشتاد میلادی است بهره میبرد، همچنین فضاسازی شهری تیره، بارانی و خفقانآور آن بهخوبی در خدمت القای حس فساد و بینظمی ساختاری قرار گرفته است. بازیهای خوب، بهویژه از سوی تام هاردی در نقش واکر و جسی میلی در نقش الی، از دیگر نکات مثبت فیلماند که باعث شدهاند مخاطب با شخصیتهای اصلی همذاتپنداری کند. افزون بر این، فیلم در پرداخت موضوع فساد شهری، ساختار مافیایی و همدستی قانونگذاران با مجرمان تا حدودی موفق عمل میکند و فضایی رئال اما تیره از ساختار قدرت ارائه میدهد.
در مقابل، فیلم با ضعفهایی جدی نیز مواجه است. روایت داستانی پیچیده و گاهبهگاه گیجکننده، بهویژه بهدلیل خطوط فرعی متعدد و توسعهنیافته، باعث میشود انسجام درام تحتالشعاع قرار گیرد. بسیاری از شخصیتهای مکمل مانند رائول، جیک، یا چینگ به درستی پرداخته نمیشوند و بهرغم حضور بازیگران توانمند، فیلم از پتانسیل کامل آنها استفاده نمیکند. پایانبندی فیلم نیز فاقد عمق احساسی کافی است و نمیتواند بهدرستی بار عاطفی داستان را به نقطهی اوج برساند.
هرچند که عمده محتوای این فیلم براساس سرگرمی و اکشن آن است اما با این حال مضامینی را ارائه میدهد. هرچند که به واسطه پرداخت متوسط در ارائه آن چندان موفق نیست.
فیلم «ویرانی» نمایی تلخ و تیره از شهری بینام و فرو رفته در فساد نشان میدهد؛ شهری که به شدت یادآور گاتهام است؛ جایی که مرز میان قانون و بیقانونی به طرز ترسناکی محو شده. فساد در فیلم نهتنها یک پدیده شخصی یا موردی است، بلکه ساختاری است: پلیسهایی مانند وینسنت و جیک به جای اجرای عدالت، خود جزئی از تجارت مواد مخدر شدهاند؛ مقامی سیاسی مانند بومانت نهتنها بر فساد سرپوش میگذارد بلکه به صورت مستقیم در آن نقش دارد. فیلم در این راستا با بهرهگیری از فضایی تیره، سرد و خیابانی، دنیایی را ترسیم میکند که قانون در آن فقط یک نقاب است، نه یک نهاد حامی عدالت.
یکی از مفاهیم انسانی و درونی فیلم، تلاش برای رستگاری است. واکر، که در گذشته عضوی از حلقهی پلیسهای فاسد بوده، پس از آنکه شاهد کشته شدن یک مأمور مخفی بهدست وینسنت میشود، از این گروه فاصله میگیرد. گذشتهی تاریک او اما همچنان سایهاش را بر زندگیاش انداخته و فرصتی برای جبران و جدایی نمییابد. زمانی که بومانت از او میخواهد پسرش چارلی را پیدا کند، واکر این مأموریت را فرصتی میبیند تا با نجات جان چارلی از گروه فاسد فاصله بگیرد. او با درگیری و تعقیب و گریز خشونتبار با نیروهای فاسد پلیس و مافیا میکند در نهایت آنها را ازبین میبرد. در آخر واکر از الی میخواهد که او را دستگیر کند، تا با نتیجه اشتباهش مواجه شود. لارنس بومانت، اگرچه دیر، اما در نهایت با فدا کردن جانش برای نجات پسرش، نشانی از پشیمانی و رستگاری پیدا میکند.
انتقام موضوع بعدی فیلم است. مرگ تسویی به عنوان جرقهای برای انتقامخواهی "مادر"، رهبر معنوی تریاد و مادر تسویی، داستان را به سوی یک رویارویی خونین میبرد. او که چارلی را مقصر مرگ فرزندش میداند، بدون توجه به حقیقت، ماشین خشونت را به حرکت درمیآورد. این در حالی است که چینگ – برادر او و فردی خائن – خود در قتل دست دارد، اما با فریبکاری انتقام را به مسیر اشتباه هدایت میکند.
از آسیبهای مهم فیلم خشونت بسیار آن است. درواقع فیلم لبریز از خشونت است؛ خشونتی که فقط به سکانسهای اکشن محدود نمیشود. قتلهای پرشمار، استفاده از سلاحهای گرم و سرد (از قلاب گرفته تا ساطور) و خونریزیهای بیپروا، همگی بخشی از سکانسهای بصری اثرند.
Havoc اثری است که بیش از آنکه بخواهد حقیقتی را بگوید، سعی دارد دنیایی آشفته و فاسد را به تصویر بکشد؛ جهانی که در آن قانون و جرم در هم آمیختهاند. اگرچه این فیلم بهعنوان یک اکشن نئو-نوآر سرگرمکننده عمل میکند و لحظاتی درخشان دارد، اما از نظر انسجام روایی، شخصیتپردازی و عمیقسازی مضامین، در سطحی متوسط باقی میماند. به دلیل نمایش خشونت شدید، ناهنجاریهای اخلاقی، صحنههای کلاب، و الفاظ رکیک (هرچند در نسخه پالایششده کاهش یافتهاند)، این فیلم برای افراد زیر ۱۸ سال مناسب نیست.


