ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
imdb :
از
رأی
گروهی از موجودات باستانی که قرنها میان انسانها زندگی کردهاند، پس از بازگشت دشمنان قدیمیشان ناچار میشوند دوباره گرد هم آیند و با حقیقت مأموریتشان روبهرو شوند.
No Data Found
فیلم «جاودانگان» در ژانر اکشن و فانتزی قرار دارد و اگرچه صحنههای درگیری، ضربوشتم، خودکشی و حتی قتل در آن دیده میشود، میزان خشونت آن نسبت به دیگر آثار ابرقهرمانی مارول کمتر است، زیرا بدون نمایش خون و خونریزی روایت میشود. بخش عمدهای از نبردها میان جاودانگان و دیوینتها شکل میگیرد و انسانهای عادی نقش چندان پررنگی در داستان ندارند.
No Data Found
وحشت این بخش مربوط به موجوداتی به اسم دیونت است که ظاهری ناخوشایند و بعضا ترسناک دارند.
No Data Found
از جمله مواردی که باعث ایجاد ناراحتی در مخاطب میشود خیانت ایکاریس و کشته شدن آیژاک و گیلگمیش است. در مجموع این شاخص در فیلم کمرنگ است.
No Data Found
در این فیلم یک نفر از جاودانگان همجنسگراست. او مردی است که با یک مرد دیگر تشکیل خانواده داده و یک کودک را به سرپرستی قبول کرده است، هرچند در تسخه پالایش شده از شدت آن کاسته و پالایش شده است اما برای مخاطب قابل فهم است.
No Data Found
همه جاودانگان در این فیلم مانند خانواده برای یکدیگر هستند و حانواده به معنای اصلی خودش وجود ندارد. از دلایل اصلی آسیب در این شاخص روابط عاطفی مثلثی است.
No Data Found
از مهمترین آسیبهای فیلم در بخش اعتقادی است. فیلم «جاودانگان» با بهرهگیری از سلستیالها و موجودات فراطبیعی، به پرسشهایی درباره خالق، سرنوشت و اختیار میپردازد. سلستیالها نقش خالقانی را دارند که جهانها را میآفرینند و جاودانگان را برای اجرای مأموریتهایی از پیش تعیینشده به کار میگیرند؛ مأموریتهایی که آنان را میان اطاعت از تقدیر و انتخاب آزادانه در حمایت از بشریت قرار میدهد. در حالی که سلستیالها انسان را وسیلهای برای اهداف خود میبینند، برخی جاودانگان بر ارزشهای انسانی چون عشق و فداکاری تأکید میکنند. فیلم بدون تکیه بر نمادهای دینی، با خلق موجوداتی خیالی، جایگزینی اسطورهای برای مفاهیم الهی و رابطه خالق و مخلوق ارائه میدهد.
پنجهزار سال پیش از میلاد، گروهی از ابرقهرمانان تحت هدایت آریشام به زمین فرستاده شدند تا از دیوینتها، موجودات شرور و تهدیدکننده، محافظت کنند. این ابرقهرمانان که به نام جاودانگان شناخته میشوند، از قدرتهای خارقالعادهای برخوردار بودند، اما طبق دستورات آریشام اجازه مداخله در امور انسانی را نداشتند. آنها تنها وظیفه داشتند که دیوینتها را از بین ببرند و از سیاره زمین محافظت کنند. پس از اتمام ماموریتهای اولیه و به دلیل بروز اختلافنظرهایی میان اعضای گروه، آنها از یکدیگر جدا شدند و منتظر دریافت دستور جدید از آریشام ماندند.
در زمان حال، با مشاهده ظهور دیوینت جدید، گروه جاودانگان دوباره به هم میپیوندند، اما در این میان، خبری بد به گوش میرسد: رهبر سابق گروه کشته شده است. سرسی، یکی از اعضای قدیمی گروه، به عنوان رهبر جدید انتخاب میشود. او تلاش میکند تا با آریشام ارتباط برقرار کند و حقیقت ماموریت جدیدشان را کشف کند. به زودی مشخص میشود که ماموریت اصلی آنها چیزی بیشتر از مبارزه با دیوینتهاست. در حقیقت، هدف اصلی آنها مقدمهچینی برای تولد یک سلستیال جدید است، که این به معنای نابودی سیاره زمین و همه موجودات آن میباشد.
جاودانگان که در طول این سالها به مردم زمین علاقهمند شدهاند، در برابر دستورات آریشام قرار میگیرند و تصمیم میگیرند که برخلاف خواستههای او عمل کنند. آنها نمیخواهند شاهد نابودی زمین باشند، زیرا در طول زمان، به انسانها و فرهنگهای مختلف وابسته شدهاند و بهویژه به روابط انسانیشان اهمیت دادهاند.
در همین زمان، حقیقت تلخی آشکار میشود: ایکاریس، یکی از اعضای گروه، رهبر سابق خود را به دلیل مخالفت با طرحهای آریشام به قتل رسانده است. این افشاگری باعث ایجاد بحران در گروه میشود و اعتماد میان اعضا به شدت آسیب میبیند.
مکاری که یکی از اعضای وفادار گروه است، موفق به پیدا کردن مکان تولد سلستیال جدید میشود. در طول مسیر، درگیریها و مبارزات خونینی رخ میدهد که در نهایت منجر به کشته شدن گیلگمش، یکی از اعضای دیگر گروه، میشود. این حادثه به شدت بر روحیه گروه تأثیر میگذارد و باعث بروز تردید و بیاعتمادی در میان آنها میشود. با این حال، ایکاریس که از علاقهاش به سرسی تحت تأثیر قرار گرفته، در نهایت تصمیم میگیرد که از دستور آریشام سرپیچی کند و به گروه ملحق شود. او دیگر نمیتواند به راحتی با نابودی زمین کنار بیاید و میخواهد به کسانی که به زمین علاقه دارند کمک کند. اما پس از نبرد بزرگ و کشتن تیاموت، ایکاریس دچار عذاب وجدان میشود. او نمیتواند با کاری که کرده کنار بیاید و به شدت پشیمان است. این پشیمانی در نهایت به جایی میرسد که ایکاریس تصمیم میگیرد برای رهایی از این عذابهای روحی خودکشی کند. این اتفاق ضربه بزرگی به گروه جاودانگان وارد میکند و آنها را در شرایطی قرار میدهد که باید تصمیمات دشواری بگیرند.
در نهایت، تعدادی از اعضای گروه که هنوز به هدفشان ایمان دارند و نمیخواهند در برابر نابودی زمین تسلیم شوند، تصمیم میگیرند برای یافتن جاودانگان و جلوگیری از فاجعهای که در شرف وقوع است، به سیارات دیگر سفر کنند. آنها میخواهند گروه را دوباره متحد کنند و از این بحران بزرگ عبور کنند. این سفر به سیارات دیگر آغازگر مرحله جدیدی در داستان جاودانگان است و نشان میدهد که هنوز امیدی برای نجات زمین و جلوگیری از نابودی آن وجود دارد.
فیلم سینمایی «جاودانگان» به کارگردانی کلوئی ژائو و محصول سال ۲۰۲۱، بخشی از فاز چهارم دنیای سینمایی مارول (MCU) است. این فیلم با معرفی گروهی جدید از ابرقهرمانان، مسیر متفاوتی نسبت به آثار پیشین مارول در پیش میگیرد. برخلاف فیلمهایی چون Avengers که بر اکشن و ماجراجویی پرهیجان متمرکز هستند، «جاودانگان» بیش از هر چیز به مفاهیم فلسفی، اعتقادی و اجتماعی میپردازد.
جاودانگان گروهی از موجودات ماوراییاند که هزاران سال پیش توسط سلستیالها (موجوداتی کیهانی با قدرتی شبهالهی) به زمین فرستاده شدند تا از انسانها در برابر دشمنانی به نام دیوینتها محافظت کنند. مأموریت آنها محدود به مقابله با این تهدیدات است و اجازه دخالت در امور انسانی و رخدادهای تاریخی را ندارند.
از نقاط قوت فیلم میتوان به تنوع فرهنگی در ترکیب بازیگران، تلاش برای نزدیککردن دنیای مارول به مباحث فلسفی، و استفاده از لوکیشنهای واقعی برای ایجاد فضای بصری متفاوت اشاره کرد. شلوغی شخصیتها و فرصت محدود برای پرداخت کامل به هرکدام، ریتم کند روایت و فاصله گرفتن از لحن سبکتر و طنزآمیز آثار قبلی مارول از جمله نقاط ضعف این فیلم هستند.
فیلم به طور غیرمستقیم مفاهیمی را مطرح میکند که ریشه در مسائل دینی و اعتقادی دارند و به نوعی آسیب در زمینه هستند:
سلستیالها در نقش خالقانی قرار دارند که جهانها را میآفرینند و جاودانگان را به خدمت میگیرند. این رابطه، شباهتی با رابطه انسان و خدا در باورهای دینی دارد و پرسشهایی درباره اطاعت یا نافرمانی از خالق مطرح میسازد. مأموریت از پیش تعیینشده جاودانگان، آنها را در تضاد میان پیروی از تقدیر و انتخاب آزادانه برای حمایت از بشریت قرار میدهد.
در نگاه سلستیالها، انسان وسیلهای برای تحقق اهداف بزرگتر است، اما برخی از جاودانگان ارزش ذاتی انسان را در عشق، فداکاری و توانایی رشد میبینند.
فیلم در این مسیر، به جای استفاده از نمادهای سنتی دینی، از موجوداتی فراطبیعی بهره میگیرد و همین امر ممکن است برای برخی مخاطبان با گرایشهای مذهبی ایجاد تردید و پرسش کند.
در واقع فیلم «جاودانگان» در طرح پرسشهایی بنیادین درباره خالق، سرنوشت و اختیار، به جای استفاده از نمادها و مفاهیم سنتی دینی، از موجودات خیالی و فراطبیعی همچون سلستیالها و جاودانگان بهره میگیرد. این موجودات کارکردی مشابه به خدایان و فرشتگان(یا پبامبران) در نظامهای اعتقادی دارند، اما به هیچ دین مشخصی وابسته نیستند. فیلم بهطور غیرمستقیم جایگزینی اسطورهای برای مفاهیم الهی ارائه میدهد و برداشت متفاوتی از رابطه خالق و مخلوق را مطرح میسازد.
از دیگر ابعاد فیلم میتوان به موضوعات اجتماعی و انسانی اشاره کرد: جاودانگان همچون یک خانواده بزرگ با اختلافنظرها، خیانتها و وفاداریها تصویر میشوند. روابط میان اعضا، چالشهای درونی هر شخصیت را آشکار میسازد.
یک از آسیبهای فیلم خشونت است. خشونت در فیلم بیشتر در قالب نبردها و درگیریهای فانتزی نمایش داده میشود و برخلاف بسیاری از آثار اکشن، خونریزی صریح در آن کمتر به چشم میخورد. با این حال، خیانتها و افشای دروغها بعدی روانی به خشونت اضافه میکنند که تماشاگر را به لحاظ ذهنی و عاطفی درگیر میسازد.
در کنار خشونت، فیلم شامل عناصر ناهنجاری نیز هست که از جمله آن نمایش همجنسگرایی است. در نسخههای ویرایششده این بخشها تقلیل یافته یا حذف شدهاند، اما همچنان در روایت کلی وجود دارند.
«جاودانگان» فیلمی است که برخلاف انتظار معمول از آثار ابرقهرمانی، رویکردی جدیتر و عمیقتر دارد. این فیلم به مسائلی درباره خالق و مخلوق، اختیار و تقدیر، و ارزش وجودی انسان میپردازد. در عین حال، پیچیدگی مفاهیم و ریتم متفاوت روایت، ممکن است برای بخشی از مخاطبان چالشبرانگیز یا حتی غیرقابلدرک باشد. با توجه به مضامین اعتقادی، اجتماعی و نمایش خشونت، این اثر برای افراد زیر ۱۸ سال مناسب تلقی نمیشود.
«جاودانگان» بیش از آنکه یک سرگرمی ساده ابرقهرمانی باشد، تلاشی است برای پیوند دادن ژانر اکشن-فانتزی با مباحث فلسفی و اجتماعی، تلاشی که برای برخی تماشاگران جذاب و برای برخی دیگر فاقد جذابیت خواهد بود.


