ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
imdb :
از
رأی
روز شغال داستان یک قاتل حرفهای مرموز است که درگیر مأموریتی خطرناک و بینالمللی میشود. در حالیکه نیروهای اطلاعاتی بهدنبال او هستند، او با چالشهایی پیچیده در زندگی شخصی و حرفهایاش مواجه میشود. روایت با فضایی پرتنش، شخصیتپردازی چندلایه و درگیریهای روانی، مخاطب را تا لحظه آخر درگیر نگه میدارد.
No Data Found
این سریال به دلیل ژانری که دارد دارای سکانسهای خشونتآمیز است که مهمترین آن شامل خودکشی، ضرب و شتم، قتل و شکنجه است.
No Data Found
خشونت، قتلها و شیوه انجام آن بعضا رنجآور است. در کنار آن رفتارهای بیانکا برای دریافت اطلاعات از خانواده لوری که در نتیجه آن دخترش فوت میکند نیز برای مخاطب ناراحتکننده است.
No Data Found
با وجود پالایش انجام شده اما همچنان رفتار و گفتارهایی که نشان از رابطه باشد درسریال وجود دارد.
No Data Found
در مبحث ناهنجاریها، عمده سکانسهای مربوط به همجنسگرایی پالایش شده است اما همچنان به راحتی میتوان متوجه رابطههای همجنسگرایانه میان شخصیتهای مرد این سریال شد. مانند رابطه میان راسموس و شغال که برای کسب اطلاعات با او رابطه میگیرد و بعد از آن او را به قتل میرساند و دیگری رابطه داگ چارلز و یکی دوستانش است که میزان صمیمیت و محبتشان به یکدیگر نشاندهنده رابطه میانشان است.
No Data Found
از مهمترین آسیبهای مربوط به این شاخص مربوط به روابط خارج از چهارچوب، اختلاف خانوادگی و بعضا خشونت خانگی است.
No Data Found
این سریال با نمایش زندگی و جذاب نشان دادن یک مزدور قاتل (ضدقهرمان) به تطهیر قاتل میپردازند. چارلز بع عنوان کسی که سعی دارد با ارائه نرمافزار ریور جلوی پولشویی و سوءاستفاده ثروتمندان را بگیرید اما سریال با نمایش دقیق تحرکات و تلاش داگن، بیننده را به طرفداری و همذاتپنداری با داگن وادار و علاقهمند میکند و او ترجیح میدهد تا شغال در کارش (ترور) موفق شود.
No Data Found
هرچند که سعی شده است از شدت آن کاسته شود اما همچنان بدزبانی در آن وجود دارد.
No Data Found
نوشیدن مشروب، مستی و استعمال سیگار در این سریال وجود دارد.
شغال نام یک قاتل حرفهای است. او برای قتل مانفرد فست، نامزد صدراعظمی آلمان استخدام میشود، او ابتدا پسرش الیاس را زخمی میکند. مانفرد برای دیدن پسرش به بیمارستان میرود و توسط شغال از راه دور کشته میشود.
بیانکا افسر MI6 است و معتقد از اسلحهای با این دقت را شخصی به نام نورمن استوک ساخته است. او قصد دارد با بازداشت دختر یکی از مخبرهایش له نام آلیسون، جای نورمن را پیدا کند اما آن دختر در بازداشگاه دچار ایست قلبی شده و فوت میکند. او به آلیسون مرگ دخترش را اطلاع نمیدهد تا بتواند اطلاعات مورد نظرش را بیابد. آلیسون نیز مخفیافه اطلاعات تماس نورمن را به بیانکا میدهد.
شغال پیشنهاد ترور داگچارلز را توسط زینا دریافت میکند و در دستمزد خود را برای این هدف بلندپایه 100میلیون دلار قرار میدهد. او به خانه و نزد همسر نوریا، در اسپانیا بازمیگردد. نام جعلی او در آنجا چارلز است.
او متوجه میشود دستمزد ترور مانفرد واریز نشده است پس به سرعت به آلمان بازمیگردد تا اعتبارش خدشهدار نشود. با کسب اطلاعات متوجه میشود الیاس، پسر مانفرد که توسط او مجروح شده بود، دستور قتل پدرش را داده است، او در نهایت او را به قتل میرساند.
بیانکا به همراه تیمی سراغ نورمن میرود اما او زودتر مطلع میشود و زخمی میگریزد. این اتفاق باعث میشود تا آنها متوجه شوند در سیستم یک نفوذی وجود دارد که اطلاعات را به آنها میدهد.
با هزینه شغال موافقت شده و او برای ماموریتش راهی میشود، اما نوریا به او مشکوک میشود و با جستجو در خانه مکان مخفی چارلز را پیدا میکند اما چارلز به او اطمینان میدهد که این آخرین ماموریت او است و به زودی پایان میپذیرد. اما نوریا بدبینتر میشود.
بیانکا متوجه میشود نام اصلی شغال، الکساندر داگن، تیرانداز ماهر در ارتش بریتانیا بوده است که به همراه تعدادی دیگر در سال 2013 در افغانستان بر اثر بمبی کشته شدهاند.
داگن، نزد نورمن میرود تا اسلحه جدید و مورد نیازش را بسازند. بیانکا مکان را شناسایی میکند و نورمن دستگیر میشود اما داگن با همان اسلحه ساخته شده، نورمن را میکشد و میگریزد.
شغال به محل برگزاری و معارفه نرمافزار ریورز میرسد و با فریب و دوستی با یکی از کارگران آنجا نقشه ساختمان را مییابد، او از دو روز قبل در مکانی مخفی میشود تا بتواند ترور را انجام دهد. اما در زمان سخنرانی چند ثانیه قبل از او، شخصی دیگر ترور ناموفقی انجام میدهد و موقعیت شغال را از بین میبرد. او تلاش میکند در فرصت باقیمانده از روش دیگری او را به قتل برساند، اما قبل از آن به خانه میرود و وقتی نگرانی همسر خود را درباره یک مافیا میبیند، آن شخص را نیز از راه دور میکشد. این اتفاق باعث میشود بیانکا سرنخی از او بدست بیاورد. شغال در نهایت خود را نزدیک به جزیره تفریحی میکند و با اسلحهای مخصوص، ترور را انجام داده و میگریزد تا به خانه، نزد همسرش بازگردد، اما نوریا به همراه پسرش آنجا را برای همیشه ترک میکنند.
بیانکا خانه شغال را پیدا کرده و به آنجا میرود. شغال در نهایت او و همراهش را میکشد. سرمایهدارانی که دستور ترور را به او داده بودند، قصد دارند تا شغال را ترور کنند. زینا همان شخصی که واسطه بوده است او را مطلع میکند. هر دو میتوانند از مرگ جان سالم به در ببرند.
شغال قصد دارد تا کسانی که پول او را پرداخت نکردهاند از سر راه بردارد اما قبل از آن قصد دارد همسر و فرزندش را پیدا کند.
سریال «روز شغال» اقتباسی بهروز شده از رمانی به همین نام است که در ژانر اکشن، جنایی و درام ساخته شده است. این اثر هیجانانگیز با داستانی پیچیده، شخصیتپردازی عمیق، جلوههای ویژه و بازیهای تأثیرگذار، تجربهای سرگرمکننده را برای مخاطب رقم میزند و با نمایش خلاقانه سلاحها، کشش لازم برای دنبالکردن ادامه ماجرا را فراهم میآورد.
در این سالها، فیلمها و سریالهایی با محوریت ضدقهرمانها و یا افرار شرور ساخته میشود که باعث تغییر ذائقه بیننده شده است. اکنون برخلاف گذشته که بیننده همیشه طرفدار قهرمانها و ناجیها بوده است این بار به تشویق شرورها، خرابکارها و یا قاتلین میپردازد و امیدوار به موفقیت او است و حتی ممکن است از شخصیتی که قرار است مانع او شود بیزار شود. نمونه آن همین سریال است. شغال (الکساندر داگن) یک تکتیرانداز سابق ارتش بریتانیا است که در افغانستان خدمت کرده است و با جعل مرگ خود اکنون تبدیل به یکی از گرانترین آدمکشها شده است. برای او چرایی قتل اهمیتی ندارد و تنها پرداخت به موقع دستمزد است مهم است. طرف دیگر داگ چارلز است، کارآفرین برتری که قصد دارد تا نرمافزاری را انتشار دهد تا مسیر پولهای هنگفت مشخص و مانع از جرایم مربوط به آن شود اما این کار او به مذاق قدرتمندان و ثروتمندان خوش نیامده و شغال را برای ترور او اجیر میکنند. در این مسیر، داستان به گونهای پیش میرود که مخاطب آنقدر همذاتپنداری خوبی با داگن پیدا کرده است که علاقه دارد تا او بتواند به مقصودش برسد! در واقع نوعی تطهیر قاتل است اما دلیل دیگر توجه مخاطب به شغال، نقش مقابل او نیز است. شخصی که قرار است فردی مثبت برای دستگیری فردی منفی باشد اما شباهتهایی به همان شغال دارد. بیانکا پولمن فردی زبده و باهوش در سازمان اطلاعاتی MI6 است که سعی میکند او را متوقف ودستگیر کند اما شخصیتپردازی او به نحوی صورت میگیرد که بیننده از او فاصله گرفته و علاقهای به موفقیت او ندارد. برای بیانکا و سازمان اطلاعاتی، هدف، وسیله را توجیه میکند، پس در این راه بیانکا دختر آلیسون (مخبر سابقش) را بازداشت میکند، او در حادثهای در بازداشتگاه فوت میکند اما او این خبر را منتشر نمیکند تا بتواند همچنان از آلیسون اطلاعات مورد نیازش را دریافت کند او حتی بعد از اعلام خبر مرگ اِما، آلیسون را رها نمیکند و همچنان قصد دارد تا با تهدید او را تحت فشار قرار دهد، اتفاقی که در نهایت باعث مرگ آلیسون میشود. او این بار برای به گرفتن اطلاعات، لری، همسر آلیسون را مورد آزار قرار میدهد. در واقع سریال به طور مکرر شکستن مرزهای اخلاقی را در عملیاتهای امنیتی به تصویر میکشد و مرز باریکی را بین وطنپرستی(یا مبارزه با تروریست) و جنایت قائل است و نشان میدهد چگونه اقدامات به ظاهر امینتی میتواند به جنایت منجر شود.
خانواده مسئله بعدی است، داستان با نمایش زندگی دوگانه شخصیتها به تعارض بین کار و مسئولیتها خانوادگی میپردازد. بیانکا سعی در ایجاد توازن میان خانواده و شغلش دارد اما به طور واضحی خانواده برای او الویت دوم است و زندگی شخصیاش را فدای وظایف شغلی میکند، هرچند که سعی دارد خلاف آن را به همسر و دخترش اثبات کند. همین تلاش ناموفق را شغال نیز دربرابر خانواده خود انجام میدهد. این زندگی دوگانه باعث ایجاد تنشهای عاطفی و اخلاقی در شخصیت او میشود. او با نام جعلی چارلز با همسرش نوریا و فرزندشان زندگی میکند و سعی دارد تا در دید آنها فردی نرمال به نظر بیاید اما تلاش او برای پوشاندن چهره حقیقیاش بیفایده است و همسرش او را ترک میکند.
تلاش بیانکا در دستگیری شغال برای آرمان یا هدف والایی نیست و در جمله نهایی او خلاصه میشود: من دوست دارم برنده باشم. این جمله دلیل شغال برای انجام کارهایش نیز هست. شباهتهایی که شخصیتهای مقابل هم در این داستان با یکدیگر دارند با این تفاوت که یکی آدمکش است و دیگر مامور اطلاعات برای تامین امنیت!
در مبحث ناهنجاریها، عمده سکانسهای مربوط به همجنسگرایی پالایش شده است اما همچنان به راحتی میتوان متوجه رابطههای همجنسگرایانه میان شخصیتهای مرد این سریال شد. مانند رابطه میان راسموس و شغال که برای کسب اطلاعات با او رابطه میگیرد و بعد از آن او را به قتل میرساند و دیگری رابطه داگ چارلز و یکی دوستانش است که میزان صمیمیت و محبتشان به یکدیگر نشاندهنده رابطه میانشان است.
در کل این سریال به دلیل محتوای خشن، روابط ناهنجار و ناسزاگویی برای افراد زیر 18 سال مناسب نیست.


