ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
مرتضی منیر، مردی مخفی، در سال ۱۹۶۸ برای نجات جان الیاس و مقابله با اسرائیل در یک بازی تاریخی فوتبال تلاش میکند.
No Data Found
فیلم حاوی صحنههای خشونتآمیز متعددی است که مستقیماً در پیشبرد داستان نقش دارند؛ هادی در جریان درگیری تیر میخورد و دچار خونریزی میشود، مرتضی برای گرفتن اطلاعات، دیباج را مورد ضربوشتم قرار میدهد و در نهایت او را به قتل میرساند. کامرانی پس از دزدی از بانک کشته میشود و اوج خشونت فیلم در صحنه گرمابه رخ میدهد؛ جایی که نقشه گروگانگیری شکست میخورد و مرتضی به همراه تمام اعضای تیمش در درگیری با مأموران موساد کشته میشوند. این خشونتها اغلب ناگهانی، مستقیم و بدون اغراق بصری نمایش داده میشوند.
No Data Found
از نظر القای پریشانی و فشار روانی، بر تنهایی و فرسایش تدریجی مرتضی تمرکز دارد؛ او در مسیر مبارزه، یکییکی دوستان و نزدیکانش را از دست میدهد و حتی خواهر باردارش نیز قربانی این چرخه خشونت میشود. انباشت این فقدانها، مرتضی را به شخصیتی منزوی و بیپناه تبدیل میکند که امیدی به نجات یا بازگشت ندارد و سرانجام خود او نیز کشته میشود. فیلم با این روند، حس شکست، بنبست و نابودی تدریجی را برجسته میکند و بر پایان تلخ و ناگزیر شخصیت اصلی تأکید دارد.
No Data Found
به دلیل زمان فیلم که برای قبل از انقلاب است، زنان در هتل، خیابان و… دارای حجاب نیستند.
No Data Found
مصرف الکل و دخانیات بهعنوان بخشی از فضای اجتماعی دوره نمایش داده میشود؛ در صحنههایی از هتل هیلتون، فضایی شبیه بار دیده میشود که افراد در حال نوشیدن مشروب، رقص و گوش دادن به موسیقی هستند و مصرف الکل بهصورت مستقیم به تصویر کشیده میشود. علاوه بر این، سیگار کشیدن بهطور مداوم در فیلم حضور دارد؛ مرتضی سیگار به دست است و دوستانش نیز سیگاری هستند. این عناصر بیشتر برای بازنمایی فضای زمانی و سبک زندگی شخصیتها استفاده شدهاند و نقش مستقیمی در پیشبرد داستان ندارند، اما حضور مکرری در طول فیلم دارند.
No Data Found
دشمنشناسی مرتضی از دل یک تجربه تلخ شکل میگیرد؛ او پس از کشته شدن خواهرش به این نتیجه میرسد که عقبنشینی، انفعال و تلاش برای مصالحه در برابر استبداد و اسرائیل نهتنها امنیتی ایجاد نمیکند، بلکه نتیجهای جز حذف و مرگ ندارد. این آگاهی دیرهنگام، نگاه مرتضی را از احتیاط و کنارهگیری به تصمیم برای مقابله فعال تغییر میدهد و او را به این باور میرساند که دشمن تنها زمانی متوقف میشود که با مقاومت جدی روبهرو شود، نه با کوتاه آمدن.
No Data Found
از نکات مثبت شخصیتپردازی در فیلم «۱۹۶۸»، تصویر مرتضی بهعنوان فردی باهوش و حسابگر است که پس از کشته شدن خواهرش، آگاهانه تصمیم به ازسرگیری مبارزه با اسرائیل میگیرد. در کنار وجه مبارزاتی، او رفتاری انسانی و مسئولانه دارد؛ برای حفظ آرامش محبوبه او را به مسافرخانه میبرد و با کشیدن پردهای در فضای اتاق، حریم شخصیاش را رعایت میکند. همچنین با وجود حساسیت عملیات، اجازه حضور یکی از همگروهیهایش را نمیدهد، چون او فرزند خردسال دارد. این تصمیمها نشان میدهد مرتضی صرفاً یک مبارز خشن نیست، بلکه در اوج درگیری سیاسی، به اخلاق، مسئولیتپذیری و جان دیگران نیز توجه دارد.
فیلم «۱۹۶۸» داستانی تاریخی–سیاسی را در سال ۱۹۶۸ میلادی (۱۳۴۷ شمسی) روایت میکند. پس از سخنرانی امام در سال ۱۳۴۲، گروهکی ضداسرائیل به سرکردگی الیاس کاتبی تشکیل میشود، اما موساد او را ترور میکند و جانشینش مرتضی منیر گروه را اداره میکند. پس از مدتی گروه منحل میشود و مرتضی مخفیانه زندگی میکند. روزی دوستش هادی خبر زنده بودن الیاس را میدهد و اعضای گروه قصد دارند با دزدی از بانک و کمک فردی به نام دیباج او را آزاد کنند، اما مرتضی این عملیات را تله میداند و از شرکت در آن جلوگیری میکند. در جریان عملیات، تعدادی کشته میشوند، اما مرتضی هادی و خواهر الیاس، محبوبه را نجات میدهد. دیباج به مرتضی خبر میدهد که محبوبه کشته شده و قصد دارد جسد او را در دریاچه بیاندازد؛ مرتضی دیباج را میکشد و برای مبارزه مجدد برنامهریزی میکند. او قصد دارد در بازی ایران و اسرائیل با ایجاد شلوغی و همکاری مردم فضا را ملتهب کند و سپس تیم اسرائیل را گروگان بگیرد، اما همه نقشهها به دلیل حضور ماموران موساد ناکام میماند. در نهایت، بازی با پیروزی ۲ بر ۱ ایران به پایان میرسد و مردم با خوشحالی و شعارهای سیاسی جشن قهرمانی میگیرند.
فیلم «۱۹۶۸» یک اثر سینمایی ایرانی به کارگردانی امیرمهدی پوروزیری و تهیهکنندگی ایرج محمدی است که در سال ۱۴۰۳ تولید شده است. این فیلم در چهلودومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و لیندا کیانی برای بازی در آن موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین نقش مکمل زن شد. «۱۹۶۸» از معدود فیلمهای سینمای ایران است که بهصورت مستقیم به یک رویداد تاریخی–ورزشی حساس، یعنی مسابقه فوتبال ایران و اسرائیل، میپردازد و آن را در پیوند با فضای سیاسی و اجتماعی دهه چهل شمسی روایت میکند.
داستان فیلم در سال ۱۹۶۸ میلادی (۱۳۴۷ شمسی) میگذرد؛ سالی که ایران میزبان مسابقات جام ملتهای آسیا است. همزمان با برگزاری این رقابتها، مرتضی منیر، یکی از اعضای سابق یک گروه مبارز ضداسرائیل، پس از کشته شدن خواهر باردارش بار دیگر وارد مسیر مبارزه میشود. او که پیشتر برای حفظ جان اطرافیانش از فعالیت مسلحانه کناره گرفته بود، اکنون تصمیم میگیرد از فضای حساس آخرین بازی ایران و اسرائیل در ورزشگاه امجدیه برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. روایت فیلم، همزمان با نزدیک شدن به مسابقه نهایی، بر تشدید فشارهای امنیتی، شکست نقشههای مبارزاتی و فروپاشی تدریجی شخصیتها تمرکز دارد و در نهایت، پیروزی ۲ بر ۱ ایران در زمین فوتبال را در کنار شکست و مرگ مبارزان به تصویر میکشد.
مهمترین موضوع فیلم، مسابقه تاریخی فوتبال ایران و اسرائیل در سال ۱۳۴۷ است که بهعنوان بستر روایی داستان عمل میکند. فوتبال در این فیلم صرفاً یک رویداد ورزشی نیست، بلکه به عرصهای نمادین برای تقابل سیاسی تبدیل میشود. در کنار آن، مبارزات سیاسی علیه اسرائیل محور اصلی روایت را شکل میدهد و فعالیتهای مرتضی و همگروهیهایش، فضای امنیتی و سرکوب آن دوره را بازتاب میدهد. انتقام نیز یکی دیگر از موضوعات کلیدی فیلم است؛ انگیزهای که پس از کشته شدن خواهر مرتضی، او را دوباره به مسیر مبارزه بازمیگرداند و تصمیمات پرخطر او را شکل میدهد.
فیلم «۱۹۶۸» بر چند مضمون مشخص تأکید دارد.
نخست، این اثر تلاش میکند نشان دهد انزجار مردم ایران از اسرائیل پدیدهای پس از انقلاب نیست و ریشههای تاریخی عمیقی در دهههای قبل دارد. حضور مردم در خیابانها پس از پیروزی تیم ملی و سر دادن شعارهای سیاسی، بر این نگاه تأکید میکند.
دوم، فیلم بر این ایده پافشاری میکند که کوتاه آمدن در برابر سازوکارهای امنیتی اسرائیل و متحدانش، به کاهش خشونت منجر نمیشود؛ بلکه حذف کامل مخالفان را در پی دارد. سرنوشت مرتضی و اعضای گروه، حتی پس از انحلال فعالیتهایشان، نمونهای از این مضمون است. در نهایت، فیلم مبارزه را محدود به اسلحه نمیداند و اعتراض مردمی، تظاهرات، شعار و حتی پیروزی ورزشی را بهعنوان شکلهای دیگر مقاومت معرفی میکند.
از مهمترین نقاط قوت فیلم میتوان به انتخاب سوژهای کمتر پرداختهشده در سینمای ایران اشاره کرد؛ پیوند یک رویداد ورزشی مهم با زمینههای سیاسی و تاریخی، ایدهای قابل توجه است. شخصیت مرتضی در برخی موقعیتها باهوش، حسابگر و مسئولیتپذیر ترسیم میشود؛ تصمیمهایی مانند جلوگیری از حضور همگروهی دارای فرزند خردسال در عملیات یا رعایت حریم محبوبه، وجه انسانی شخصیت را برجسته میکند. همچنین تلاش برای بازسازی فضای دهه چهل شمسی و استفاده از بستر فوتبال برای روایت سیاسی، از نظر ایدهپردازی قابل توجه است.
با وجود ایده جذاب، فیلم با ایرادات اساسی در فیلمنامه مواجه است. روایت در بخشهایی دچار پراکندگی میشود و انسجام دراماتیک لازم را حفظ نمیکند. شخصیتپردازی برخی کاراکترها سطحی باقی میماند و انگیزهها بهطور کامل پرداخت نمیشوند. بازی برخی بازیگران نیز یکنواخت یا کماثر ارزیابی شده و در انتقال بار عاطفی داستان موفق عمل نمیکند. از نظر محتوایی، فیلم تلاش دارد انزجار تاریخی مردم نسبت به اسرائیل و خباثت این رژیم را نشان دهد، اما در پرداخت سینمایی این مضمون چندان موفق نیست و گاه پیامها مستقیم و شعاری به نظر میرسند.
به دلیل وجود صحنههای قتل، درگیری مسلحانه، خشونت فیزیکی، فضای تیره و فشار روانی، فیلم برای افراد زیر ۱۵ سال مناسب نیست. مخاطبان بالای این سن، درک بهتری از زمینههای تاریخی، سیاسی و مفاهیم مطرحشده در فیلم خواهند داشت. اگرچه فضای کلی فیلم مردانه است، اما از نظر مخاطب هدف، محدود به یک جنسیت خاص نیست و برای هر دو گروه قابل تماشا است.
در مجموع، «۱۹۶۸» فیلمی با ایدهای تازه و جدید است که میکوشد یک رویداد ورزشی تاریخی را به بستری برای روایت سیاسی و اجتماعی تبدیل کند. با این حال، ضعفهای جدی در فیلمنامه، شخصیتپردازی و اجرا باعث شده اثر نتواند به ظرفیت کامل ایده خود دست یابد. فیلم بیش از آنکه به یک درام منسجم تبدیل شود، در برخی بخشها به بیان مستقیم پیامها بسنده میکند. در مجموع، «۱۹۶۸» اثری قابل بحث و قابل تأمل است که بهواسطه موضوع خاص خود اهمیت دارد، اما از نظر سینمایی، با کاستیهایی روبهروست که از تأثیرگذاری نهایی آن میکاهد.


