ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
پرویز و برات، دوستانی هستند که در حاشیه شهر زندگی میکنند وقتی میفهمند پیرمرد همسایه که تنها یک هفته دیگر زنده است، برنده سی میلیارد تومان قرعهکشی شده، تلاش میکنند او را تا زمان دریافت جایزه زنده و خوشحال نگه دارند.
No Data Found
این شاخص در فیلم کمرنگ است، اما گهگاه صحنههای ضرب و شتم مشاهده میشود.
No Data Found
آسیب این بخش بیشتر ناشی از روابط نامناسب و اختلافات خانوادگی، مانند رابطه خاتون و یعقوب و بحثهای برات با همسر و پسرش است.
No Data Found
یعقوب پس از برنده شدن جایزه، پول را متعلق به همه میداند. در کنار او، دوستی برات و پرویز برجسته است؛ آنها با وجود نیاز مالی، سراغ کارهای نادرست نمیروند و میکوشند شرایط بهتری برای یعقوب فراهم کنند.
No Data Found
«هفتاد سی» یک کمدی انتقادی است که زندگی حاشیهنشینها را روایت میکند؛ کسانی که تنها امیدشان برای تغییر، بردن در قرعهکشی و اتکا به شانس است. فیلم گاه سیاستهای دولتی مانند سرمایهگذاری در بورس را نقد میکند، اما این نقدها سطحی باقی مانده و اثر بیشتر جنبه سرگرمی و کمدی دارد.
برات و پرویز، دو دوست قدیمی که در حاشیه شهر زندگی میکنند، برای شرکت در قرعهکشی «هموطن خوشبخت» خودشان و حتی یعقوب، پیرمرد همسایه که در یک ماشین اسقاطی زندگی میکند، را ثبتنام میکنند. در همین زمان، صاحب ملک قصد دارد آنها را از خانه بیرون کند تا زمین را بسازد. برات که سرمایهاش را در بورس از دست داده، همراه پرویز در برابر این اتفاق مقاومت میکند.
وقتی یعقوب بیهوش میشود، آنها چند ماه فرصت پیدا میکنند. یعقوب به بیمارستان منتقل میشود و پزشک خبر میدهد که او بهدلیل تومور مغزی نهایتاً یک هفته دیگر زنده خواهد بود. برات و پرویز تصمیم میگیرند این روزهای آخر را برای یعقوب خوش کنند.
سیاوش، برادر کوکب (همسر برات)، برای پرداخت بدهیهایش با قاچاق اتباع سعی برای پول درآوردن دارد و به خانه آنها میآید. کمی بعد مسئولان قرعهکشی میآیند و اعلام میکنند برنده جایزه ۳۰ میلیارد تومانی، یعقوب است. یعقوب تصمیم دارد این پول را میان آنها تقسیم کند: برات خانه بخرد و پرویز برادرش را از زندان آزاد کند. اما جایزه قرار است طی دو هفته و در مراسمی رسمی اهدا شود، پس باید یعقوب را زنده نگه دارند.
یعقوب که عاشق مادر پرویز (خاتون) بوده است، قصد ازدواج با او را دارد. پرویز مخالفت میکند، اما برات عمه خودش را از خانه سالمندان میآورد تا به یعقوب معرفی کند. همین موضوع باعث اختلاف میان دو دوست میشود. در نهایت با پیشنهاد سیاوش، برات هزینههای یعقوب را میدهد تا بعد از گرفتن جایزه با نسبت «هفتاد سی» سود ببرد.
خاتون از یعقوب مراسم عروسی میخواهد. برات برای تأمین هزینه، النگوهای کوکب را میفروشد. سپس خاتون آرزوی ماهعسل میکند. در این میان، کوکب بهطور ناخواسته حقیقت بیماری یعقوب را لو میدهد و او به بیمارستان منتقل میشود. برای تأمین هزینههای بیمارستان، برات و پرویز در چالش «خوردن کباب» شرکت میکنند.
مسئولان مسابقه هشدار میدهند اگر یعقوب به هوش نیاید، جایزه به نفر رزرو میرسد. آنها نزد نفر رزرو میروند و درخواست میکنند جایزه را نپذیرد، اما او قبول نمیکند و حتی به سیاوش پیشنهاد میدهد در ازای نصف پول، یعقوب را بکشد. سیاوش به بیمارستان میرود، اما برات سر میرسد و مانعش میشود.
در نهایت یعقوب به هوش میآید و در مراسم رسمی جایزه را دریافت میکنند. اما درست هنگام شادی، چند نفر به خانهشان میآیند و ادعا میکنند که فرزندان یعقوب هستند.
فیلم «هفتاد سی» نخستین تجربه بهرام افشاری در مقام کارگردان است. او در این اثر علاوه بر کارگردانی، به ایفای نقش نیز پرداخته است. در کنار او، بازیگرانی چون هوتن شکیبا، صدف اسپهدی و سیاوش طهمورث حضور دارند. این فیلم در ژانر کمدی-درام ساخته شده و توانسته به یکی از آثار پرفروش سینمای ایران تبدیل شود.
داستان فیلم حول محور سه شخصیت اصلی، برات، پرویز و یعقوب، میچرخد که به همراه خانوادههایشان در حاشیه شهر زندگی میکنند. آنها در قرعهکشی «هموطن خوشبخت» شرکت میکنند. در این میان، یعقوب دچار عارضهای مغزی میشود و پزشک اعلام میکند او تنها یک هفته زنده خواهد بود. همزمان، او برنده جایزه قرعهکشی به ارزش سی میلیارد تومان میشود. اما شرط دریافت جایزه، حضور او در جشن نهایی است که دو هفته بعد برگزار خواهد شد؛ در غیر این صورت، مبلغ به نفر جایگزین تعلق میگیرد. از اینجا، پرویز و برات تمام تلاش خود را برای زنده نگهداشتن و شاد کردن یعقوب به کار میگیرند و همین مسئله، موقعیتهای متعددی را ایجاد میکند.
یکی از نقاط قوت فیلم، هماهنگی میان بهرام افشاری و هوتن شکیبا است. بسیاری از لحظات خندهدار اثر بر پایه این زوج بنا شدهاند. ریتم فیلم برخلاف برخی آثار کمدی ایرانی کشدار نیست و موقعیتهای طنز بهطور پیدرپی شکل میگیرند. با این حال، داستان اصلی ظرفیت بالایی برای کمدی و درام دارد، اما بخشی از آن در استفادههای تکراری یا قابل پیشبینی از موقعیتها هدر رفته است. شخصیتپردازی فیلم عمیق نیست. شخصیتها بیشتر ساده و سطحی هستند تا شخصیتهای چندلایه. شوخیها عمدتاً بر لهجه، لحن پرخاشگرانه یا تکهکلام استوارند و طنز موقعیت کمتر پرداخته شده است. گاه نیز فیلم بیش از حد روی یک شوخی تکراری تکیه میکند. پایانبندی داستان، با ورود ناگهانی «فرزندان یعقوب»، بهجای جمعبندی منطقی، بیشتر به وصلهای در روایت شباهت دارد و نوعی سردرگمی به وجود میآورد.
فیلم «هفتاد سی» تلاش میکند با نشاندادن فقر و مشکلات اجتماعی پیامی به مخاطب برساند، اما این جنبه در زیر سایه ماهیت سرگرمی-گیشهای فیلمنامه گم میشود. پرسشهای کلی درباره چرایی وضعیت نابسامان شخصیتها بیپاسخ میمانند و فیلم به سمت کلیشههای طنز پیش میرود. برای نمونه، بورس و سیاستگذاریهای اقتصادی نادرست بهعنوان دلیل حاشیهنشینی خانواده برات مطرح میشود، اما پرداختن ناکافی به آن باعث میشود این موضوع در میان شوخیها کمرنگ و بیاثر شود. با این حال، نخستین تجربه کارگردانی بهرام افشاری از این جهت قابل توجه است که توانسته بدون استفاده از شوخیهای جنسی، صرفاً با خلق لحظات کمدی، تماشاگر را بخنداند. در کنار بعد سرگرمکنندگی، فیلم به مضامینی چون فقر، فشار اقتصادی و امید به شانس به جای تلاش واقعی نیز اشاره دارد. برات و پرویز به جای کار و کوشش، در پی تغییر زندگی خود از طریق قرعهکشی هستند. حتی در بورس، تمام پساندازشان را از دست دادهاند؛ شرایط اقتصادی بهگونهای تصویر میشود که تنها راه تغییر، اتکا به شانس است.
فیلم همچنین مرز باریک میان اخلاقیات و منفعتطلبی را نشان میدهد. برات و پرویز در ابتدا برای خوشحالکردن یعقوب تلاش میکنند، اما پس از برندهشدن او، انگیزههایشان بیشتر جنبه منفعتطلبانه مییابد. اوج این روند در جایی است که سیاوش به فکر کشتن یعقوب میافتد.
در نهایت، هرچند استفادهنکردن از شوخیهای جنسی نقطه مثبتی است، اما بار دیگر با تصویری تیره از جامعه و نمایش خانوادههای حاشیهنشین، فقیر و عصبی روبهرو هستیم. در واقع، حتی در ژانر کمدی نیز خنداندن مخاطب بر پایه نمایش بدبختی و درماندگی شخصیتها صورت گرفته است؛ بهطوریکه هیچ خانواده عادی با شرایطی معمولی در فیلم دیده نمیشود.
رده سنی مناسب فیلم با توجه به سطح پایین ناهنجاریها، اما با در نظر گرفتن بدزبانی و برخی مکالمات و اتفاقات، برای گروه سنی ۱۴+ پیشنهاد میشود.
«هفتاد سی» در مجموع اثری است میان سرگرمی و نقد اجتماعی که قسمت سرگرمی آن وزن بیشتری دارد. فیلم توانسته با ریتم مناسب و لحظات کمدی مؤثر مخاطب را جذب کند، اما در شخصیتپردازی، بهرهبرداری از سوژه و پرداختن به لایههای اجتماعی عمیق، دچار ضعف و کلیشه شده است. با این حال، به عنوان نخستین تجربه کارگردانی، افشاری نشان میدهد که توانایی خلق کمدی بدون توسل به شوخیهای نامناسب را دارد.


