ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
imdb :
از
رأی
یک قاتل تربیتشده در روسکا روما، گذشتهی خود را زیر و رو میکند تا علیه فرقهای مرموز برخیزد و انتقام خانوادهاش را بگیرد.
No Data Found
این فیلم به دلیل موضوع و ژانری که دارد دارای خشونت بسیاری است که شامل ضرب و شتم، خونریزی و قتلهای زیاد است.
No Data Found
کشته شدن پدر و خواهر ایو به دست فرقه در کنار خشونتی که در فیلم وجود دارد از موارد ایجاد ناراحتی در مخاطب است.
No Data Found
در این فیلم گروههای مزدوری که قتلهای زیادی را در قبال پول انجام میدهند خانواده محسوب میشود. در این دنیا والدینی مانند چانسلر فرقه را مهمتر خانواده میداند و حتی برای قتل پسرش جایزه تعیین میکند.
No Data Found
فیلم با تطهیر و ایجاد همذاتپنداری با قاتلان، اعمال خشونتآمیز آنها را توجیه و ترویج میکند، حتی اگر قصد خروج از گروههایشان را داشته باشند. همچنین با نمایش بیاهمیتی جان انسانها و مرگهای گسترده، فضایی تاریک و احساس پوچی منتقل میشود.
ایو ماکارو، فرزند دو قاتل حرفهای از گروههای مختلف است؛ پدرش خاویِر، عضوی از شاخه روسکا روما، و مادرش، از اعضای فرقهای ناشناس با گرایشهای شبهمذهبی. در کودکی، ایو توسط پدرش از فرقه جدا میشود؛ اقدامی که به کشته شدن مادرش میانجامد. پس از این رویداد، فرقه به رهبری «چانسلر» برای بازگرداندن ایو، به خانهشان حمله میکند. در جریان این حمله، خاویِر جان خود را برای نجات دخترش فدا میکند.
پس از این حادثه، وینستون اسکات، مدیر هتل کانتیننتال نیویورک، ایو را به روسکا روما معرفی میکند؛ جایی که او با «مدیر» و مربیاش «نوگی» آشنا میشود و تصمیم میگیرد به گروه بپیوندد. در طول دوازده سال آموزش سخت و متمرکز بر رقص باله، فنون محافظت و قتل، ایو برای ایفای نقش یک «کیکیمورا» (قاتلی افسانهای) آماده میشود.
در این دوره، ایو با جان ویک دیدار میکند که برای دریافت مجوز عبور به کازابلانکا نزد مدیر آمده بود. جان به او توصیه میکند مسیر خشونت را ترک کند، اما ایو بیتوجه به این هشدار، مسیر خود را ادامه میدهد. پس از فارغالتحصیلی که با قتل یکی از همقطارانش همراه است، نخستین مأموریت محافظتی خود را با موفقیت به پایان میبرد.
مدتی بعد، پس از اجرای یک قرارداد، ایو مورد حمله قاتلی ناشناس قرار میگیرد. با پیگیری، مشخص میشود که مهاجم از اعضای همان فرقه بوده است. علیرغم هشدار مدیر مبنی بر آتشبس قدیمی میان روسکا روما و فرقه، ایو تصمیم به تحقیق بیشتر و انتقام میگیرد. او به نیویورک بازمیگردد و از وینستون درباره دنیل پاین، یکی از اعضای فرقه که در هتل کانتیننتال پراگ اقامت دارد، اطلاعاتی کسب میکند.
پس از سفر به پراگ، ایو در اتاق پاین با الا، دختر او که از فرقه گریخته، مواجه میشود. این دیدار توسط لنا، یکی از اعضای فرقه، ردیابی میشود و با افزایش جایزه پاین، چندین مهاجم به اتاق حمله میکنند. پاین، پیش از آنکه هدف گلوله قرار گیرد، الا را به ایو میسپارد. در جریان خروج، ایو زخمی میشود و الا توسط مهاجمان ربوده میشود. ایو، با اینکه از اتهام آغاز درگیری تبرئه میشود، تصمیم به ادامهی مسیر میگیرد.
با کمک یک دلال اسلحه به نام فرانک، ایو محل استقرار فرقه را در شهر هالاشتات اتریش شناسایی میکند. اما بلافاصله پس از ورود، توسط اهالی که همگی عضو فرقه هستند، مورد حمله قرار گرفته و اسیر میشود. در جریان بازجویی توسط چانسلر، روشن میشود که پاین پسر او و الا نوهاش است. همچنین، لنا بهعنوان خواهر گمشده ایو معرفی میشود؛ دختری که در کودکی توسط خاویِر، پدرشان، به دلیل تردید درباره وفاداریاش به فرقه، رها شده بود.
پس از گفتوگویی میان خواهران، چانسلر دستور اعدام هر دو را صادر میکند. اما تنها لنا کشته میشود و ایو موفق به فرار میگردد. در ادامه، چانسلر طی تماسی با مدیر روسکا روما، رسماً آغاز جنگ علیه آنها را اعلام میکند. مدیر نیز در پاسخ ادعا میکند ایو دیگر عضو این گروه نیست و برای جلب رضایت چانسلر، جان ویک را مأمور حذف او میکند.
جان به هالاشتات میرود و پس از نبردی سخت، ایو را شکست میدهد ولی از کشتن او صرفنظر میکند. جان به ایو هشدار میدهد که اگر تا نیمهشب چانسلر را نکشد، خودش مأموریت را به پایان خواهد رساند. ایو، با کمک غیرمستقیم جان، مجدداً وارد نبرد میشود و دکس و چند عضو دیگر فرقه را از میان برمیدارد. سرانجام، چانسلر که در حال فرار با الا است، توسط ایو متوقف شده و علیرغم تلاش برای مذاکره، کشته میشود.
پس از مرگ چانسلر، الا به پراگ بازمیگردد و به پدرش که در حال بهبودی است، ملحق میشود. ایو که روسکا روما را ترک کرده، به کانتیننتال نیویورک پناه میبرد. وینستون به او هشدار میدهد که بقایای فرقه بهدنبال انتقام خواهند بود. در پایان، هنگامیکه ایو در حال تماشای اجرای دوستش تاتیانا است، از تعیین جایزه پنج میلیون دلاری برای سرش باخبر شده و سالن را ترک میکند.
فیلم «بالرینا» بهعنوان یک اسپینآف از مجموعه محبوب John Wick، در ژانر اکشن و هیجانانگیز ساخته شده و روایت آن در فاصله بین اتفاقات قسمت سوم و چهارم این مجموعه جریان دارد. این فیلم ضمن بهرهگیری از فضای آشنای جان ویک، تلاش دارد مسیر مستقلی را از دریچهی یک شخصیت زن دنبال کند؛ تلاشی که در بخشهایی موفق بوده و در بخشهایی نهچندان.
یکی از نقاط قوت فیلم، تمرکز بر شخصیت زن قوی و مستقل به نام ایو است؛ زنی با گذشتهای تلخ، انگیزههای شخصی و زخمهای عاطفی. در دنیای عمدتاً مردمحور جان ویک، این تغییر زاویه دید تنوعی جذاب به جهان داستانی میافزاید. برخلاف جان ویک که شخصیتی سرد، کمحرف و خونسرد دارد، ایو درگیریهای عاطفی، خانوادگی و هویتی را تجربه میکند و روایتی احساسیتر به مخاطب ارائه میدهد. بازی بازیگر نقش اصلی قابل قبول است و تا حد زیادی توانسته بار دراماتیک فیلم را به دوش بکشد.
فیلم «بالرینا» دنیای جان ویک را به شکل ملموسی گسترش میدهد. در این اثر، اطلاعات بیشتری دربارهی فرقهها و سازمانهایی مثل روسکا روما، روابط پشتپرده هتلهای کانتیننتال، و مکانهایی همچون هالستات و پراگ ارائه میشود که فضای داستان را از نیویورک همیشگی دور کرده و حالوهوایی متفاوت ایجاد میکند. این ویژگی برای طرفداران این دنیا، جذاب و ارزشافزودهای به حساب میآید.
طراحی بصری، صحنههای اکشن و موسیقی همچنان در سطحی بالا قرار دارند. صحنههای اکشن مانند فیلمهای قبلی خوشطراحی و سینماییاند و گاه حتی بُعدی هنری پیدا میکنند. استفاده از نورهای تیره، رنگبندیهای خنثی و موسیقی پرتنش، فضای سنگین و پراضطرابی به فیلم بخشیدهاند که در هماهنگی با مضمون آن عمل میکند.
با وجود تمام این نکات مثبت، فیلم «بالرینا» با مشکلاتی نیز روبهروست. داستان فیلم تا حد زیادی قابل پیشبینی و تکراری است. مضامینی چون انتقام، فرار از سازمان، افشای گذشته و کشف هویت شخصی پیشتر در همین مجموعه یا آثار مشابه به شکل بهتری دیده شدهاند. اواسط فیلم نیز از نظر ریتم دچار افت میشود و گاهی پیشروی روایت کند و خستهکننده است. از سوی دیگر، در برخی بخشها منطق روایی فیلم ضعیف جلوه میکند و باورپذیری رفتار شخصیتها زیر سؤال میرود.
اگرچه فیلم بهوضوح در دسته فیلمهای سرگرمکننده جای میگیرد، اما مضامینی چون انتقام، هویتیابی، رستگاری و رهایی از گذشته در دل داستان آن قرار دارد. ایو که در کودکی شاهد قتل پدرش بوده، با پیوستن به گروه روسکاروما و تلاش برای تبدیل شدن به کیکیمورا، در جستوجوی هویتی گمشده است. همچنین مواجهه او با شخصیتهایی مثل الا و پاین، حس انسانیت را در او تقویت میکند. با این حال، او نیز در نهایت به سرنوشتی مشابه جان ویک دچار میشود: فراری، تنها، و تحت تعقیب.
این فیلم خشونت زیاد و ترویجگری را به همراه دارد که مهمترین آسیب آن است اما از دیگر آسیبهای فیلم – که البته در مجموعه جان ویک نیز تکرار شده – تطهیر شخصیتهای قاتل و ایجاد همذاتپنداری با آنهاست. اگرچه ایو در تلاش است گذشتهاش را پشت سر بگذارد، اما همچنان خشونت گستردهای اعمال میکند و انباشتی از کشتهها را بهجای میگذارد. این در حالی است که فیلم تلاش میکند مخاطب را با او همراه کند و به او حق بدهد؛ رویکردی که از نظر اخلاقی محل تأمل است.
خانواده در فیلم، در بستری معیوب نمایش داده میشود؛ جایی که فرقهها و گروههای قاتلپرور جایگزین خانوادههای سنتی شدهاند و اولویت تعلق و وفاداری با سازمان است، نه با خون و رابطه. از دیگر آسیبهای بصری این فیلم مانند نمایش الکل، مشروب، پوشش و… است که در نسخههای پالایش شده حذف و یا تقلیل پیدا کردهاند اما همچنان به دلیل خشونت زیاد فیلم برای افراد زیر 18 سال مناسب نمیباشد.
«بالرینا» فیلمی است که در عین گسترش دادن دنیای جان ویک و ارائهی شخصیت زن تازهای در این جهان، موفق به ساخت مسیری کاملاً مستقل و ماندگار نمیشود. نقاط قوتی مثل طراحی اکشن، زیباییشناسی تصویری، و روایتی احساسیتر نسبت به جان ویک دارد، اما در روایت داستانی، منطق شخصیتها و نوآوری محتوایی ضعف دارد. در مجموع، اثری است قابلبحث اما نه درخشان که احتمالاً برای طرفداران جهان جان ویک جذابتر از سایر مخاطبان خواهد بود.



