ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
imdb :
از
رأی
پس از شرکت در یک برنامه تلویزیونی در لسآنجلس ۱۹۷۸، بازیگری جوان ناخواسته با مردی مرموز و خوشبرخورد روبهرو میشود که پشت چهره فریبندهاش، یکی از قاتلان زنجیرهای آمریکا پنهان شده است.
No Data Found
این فیلم درباره یک قاتل سریالی است که بعد از تجاوز به قربانیان خود آنها را به قتل میرساند.
No Data Found
موضوع فیلم درباره رادنی، عکاسی است که با فریب زنان، آنها را قربانی امیال خشونتآمیز خود میکند. خودِ این ماجرا بهتنهایی تلخ و پریشانکننده است، اما نمایش اضطراب و ترس شخصیتهایی چون شریل و بهویژه امی، بار عاطفی فیلم را سنگینتر و ناراحتکنندهتر میکند.
No Data Found
موضوع اصلی فیلم درباره تجاوز و قتلهایی است که توسط رادنی آلکالا، بر اساس ماجرایی واقعی، انجام شده است. او با فریب، به تعداد زیادی از زنان و حتی برخی مردان تجاوز کرده و سپس آنها را به قتل رسانده است.
No Data Found
از جمله آسیبهای وارد بر نهاد خانواده، ساخت برنامههای تلویزیونی مانند «بازی قرار» است که شریل در آن بهعنوان شرکتکننده حضور دارد و جایزهی برنده، قرار گذاشتن با اوست. در این برنامه، رادنی توجه شریل را جلب میکند و بهعنوان برنده با او به قرار میرود.
No Data Found
امی با حفظ خونسردی در شرایط بحرانی، توانست رادنی را فریب دهد و از کشته شدن نجات یابد. او پس از رهایی، با فرار هوشمندانهاش زمینه دستگیری رادنی توسط پلیس را فراهم کرد.
No Data Found
یکی از مضامین اصلی فیلم، نادیده گرفتن هشدارها و بیتوجهی نهادهای رسمی به نشانههای خطر است. شخصیت لورا، که رادنی را در برنامه تلویزیونی میشناسد و سعی در هشدار دادن دارد، با بیاعتنایی مسئولان و پلیس روبهرو میشود. رسانهها نیز بهجای بررسی دقیق، تنها به جذابیت برنامه و جلب مخاطب توجه دارند.
داستان فیلم میان جنایات رادنی آلکالا در مکانهای مختلف بین سالهای ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۹ و زندگی شریل بردشاو در لسآنجلس ۱۹۷۸ ــ که منجر به ملاقات او با رادنی در برنامهی تلویزیونی «بازی قرار» میشود ــ در نوسان است.
در سال ۱۹۷۷، رادنی از زنی در دشتهای وایومینگ عکس میگیرد. پس از وادار کردن او به صحبت درباره جدایی دردناکش، او را بیهوش کرده، به هوش میآورد و سپس خفه میکند. در سال ۱۹۷۱، چارلی، مهماندار هواپیما، به آپارتمان جدیدی در نیویورک نقل مکان میکند. او رادنی را در حال عکاسی در آن سوی خیابان میبیند و از او میخواهد در جابهجایی وسایل کمکش کند. رادنی پس از کمک، به چارلی حمله کرده و او را به قتل میرساند.
در سال ۱۹۷۸، شریل بردشاو، بازیگری ناموفق از پنسیلوانیاست که برای تست بازیگری به لسآنجلس میرود. مدیر برنامههایش او را تشویق میکند در برنامهی «بازی قرار» شرکت کند؛ با این امید که این حضور فرصتی برای موفقیت باشد. شریل اگرچه این برنامه را سطحی و بیمحتوا میداند، اما در نهایت موافقت میکند.
برنامه به صورت زنده پخش میشود. سه مجرد پشت یک پارتیشن پنهان هستند و شریل آنها را نمیبیند. مشخص میشود که مجرد شماره ۳، رادنی است. لورا، یکی از تماشاگران برنامه، او را میشناسد؛ همان مردی که آخرین بار با دوستش آلیسون قبل از کشف جسد او در ساحل دیده شده بود. او این موضوع را با دوستپسرش در میان میگذارد، اما او نگرانی لورا را بیمورد میداند و میگوید که تهیهکنندگان حتماً سوابق افراد را بررسی کردهاند. لورا سعی میکند با تهیهکننده صحبت کند، اما نگهبان امنیتی به اشتباه او را به سوی سرایدار میفرستد.
شریل در طول برنامه تصمیم میگیرد از متن از پیش تعیینشده خارج شود، چون سوالها را جنسیتزده و توهینآمیز میداند. در رقابت بین سه مجرد، رادنی بیشترین تأثیر را میگذارد و برنده میشود. جایزهاش یک سفر آخر هفته به کارمل همراه شریل است.
پس از ضبط برنامه، رادنی و شریل برای نوشیدن بیرون میروند. رادنی با صحبت درباره نمایشنامههایی که شریل به آنها اشاره کرده، سعی دارد خودش را به او نزدیک کند، اما وقتی شریل با شوخی او را دست میاندازد، واکنش تند او شریل را معذب میکند. هنگام ترک بار، رادنی اصرار دارد شریل را تا ماشینش همراهی کند. زمانی که متوجه میشود شریل شماره جعلی به او داده، او را تهدید میکند. شریل با اضطراب فرار میکند و در پارکینگ خلوت نزدیک است هدف حمله قرار گیرد، اما حضور ناگهانی گروهی از مردم، باعث میشود رادنی بگریزد.
روز بعد، لورا تلاش میکند حضور رادنی در برنامه را به پلیس اطلاع دهد، اما چون نمیتواند نام او یا افسر مسئول پرونده قتل آلیسون را به یاد بیاورد، از اداره پلیس اخراج میشود.
مدتی بعد، شریل با مدیر برنامههایش تماس میگیرد، از او تشکر میکند و کالیفرنیا را ترک میکند.
در سال ۱۹۷۹، در سن گابریل، امی، نوجوانی فراری، در خیابانها زندگی میکند. رادنی بیرون یک متل او را میبیند و ادعا میکند میتواند به او در شروع حرفه مدلینگ کمک کند. امی همراهش میرود و به نقطهای دورافتاده در بیابان میرسند. در غروب آفتاب، رادنی به او حمله میکند. امی پس از بسته شدن، تجاوز و ضرب و شتم، در حالی که رادنی در کنارش گریه میکند، به هوش میآید. او طوری رفتار میکند که انگار از آنچه گذشته خجالت میکشد و با اطمینان دادن به رادنی که چیزی به کسی نخواهد گفت، او را متقاعد میکند تا قید و بندهایش را باز کند. وقتی به یک پمپبنزین میرسند، امی فرار میکند و با رسیدن پلیس، رادنی دستگیر میشود.
در ضمیمه میآید که رادنی پس از دستگیری و پیش از محاکمه با قرار وثیقه آزاد شد و در این فاصله یک زن و یک دختر دیگر را به قتل رساند. او در ژوئیه ۱۹۷۹ دوباره دستگیر شد. مشخص شد که دستکم هفت زن و دختر را به قتل رسانده است. پس از ۳۱ سال زندان، در دادگاه ممکن بود تبرئه شود، اما یکی از قربانیان اولیه علیه او شهادت داد. در پایان گفته میشود که شمار واقعی قربانیان او احتمالاً به ۱۳۰ نفر میرسد و او در زندان درگذشته است.
فیلم زن سرنوشتساز (2025) به کارگردانی آنا کندریک، روایتی روانشناختی و جنایی از یکی از تکاندهندهترین پروندههای جنایت در دهه ۱۹۷۰ آمریکاست. این اثر با بهرهگیری از ساختاری غیرخطی، مخاطب را در مسیر جنایات واقعی رادنی آلکالا ــ قاتل سریالی بدنام ــ قرار میدهد و در کنار آن، داستان زن جوانی به نام شریل بردشاو را روایت میکند که در برنامهای تلویزیونی ناخواسته با این قاتل روبهرو میشود. فیلم تلاشی موفق برای بازنمایی یک واقعیت تاریخی است که پیامهایی اجتماعی و هشدارآمیز را در بستری واقعگرایانه ارائه میدهد.
از جمله نقاط قوت فیلم، فضاسازی دقیق و تنوع بصری در بازتاب مکانها و دهههای مختلف است که به درستی با روایتهای موازی داستان هماهنگ شدهاند. حضور آنا کندریک در نقش شریل، با بازیای متعادل، بر بار روانی روایت افزوده و احساس سردرگمی، بیاعتمادی و ترس را بهخوبی منتقل میکند.
یکی از مهمترین مضامین فیلم، نادیده گرفتن هشدارها و بیتوجهی نهادهای رسمی به نشانههای خطر است. شخصیت لورا، که به عنوان تماشاچی رادنی را در برنامهی تلویزیونی میشناسد و او را آخرین همراه دوست کشتهشدهاش میداند، نماد زنیست که صدایش شنیده نمیشود. تلاش او برای هشدار به مسئولان برنامه و حتی مراجعه به پلیس، به دلیل نادیدهگرفتن یا اهمال دیگران، بینتیجه میماند. این در حالی است که رسانهها نیز در این میان مقصرند؛ چرا که بدون بررسی سوابق شرکتکنندگان، صرفاً به جذابیت برنامه و آمار بازدید توجه دارند.
سوءاستفاده از ظاهر و موقعیت شغلی برای فریب دیگران، یکی دیگر از موضوعات محوری فیلم است. رادنی، با استفاده از شغلش به عنوان عکاس، اعتماد زنان را جلب کرده و آنها را قربانی اهداف خشونتبار خود میکند. ظاهر موجه، رفتار مودبانه و اطلاعات هنری او در مقابل دوربین، در تضاد کامل با شخصیت واقعیاش است که به شکلی خشن، کنترلگر و جنایتبار در خلوت عمل میکند. این چهرهی دوگانه، هشداریست دربارهی امکان فریب از سوی افرادی که در ظاهر بیخطر و حتی دوستداشتنی به نظر میرسند.
فیلم در پرداخت این مضامین، از شعارپردازی یا اغراق دوری کرده و سعی دارد در فضایی واقعگرایانه، نگرانیهایی جدی را مطرح کند. با این حال، فیلم گاهی دچار ریتم کند میشود و شخصیتپردازی برخی از کاراکترها، از جمله رادنی و تعدادی از قربانیان، سطحی باقی میماند. این موضوع میتواند درک عمیقتر مخاطب از انگیزهها یا پسزمینهی روانی شخصیتها را محدود کند.
از منظر محتوایی، به دلیل پرداخت مستقیم به موضوع تجاوز و خشونت جنسی از سوی یک قاتل سریالی، فیلم دارای بار عاطفی و روانی سنگینیست که ممکن است موجب پریشانی مخاطبان شود. گرچه نسخه پالایششده فیلم از شدت برخی صحنهها کاسته است، اما همچنان دیدن آن برای افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمیشود.
در مجموع، زن سرنوشتساز اثریست که با بازگویی پروندهای واقعی، نسبت به مسائلی همچون بیتوجهی نهادهای رسمی، بیمسئولیتی رسانهها، و چهرههای پنهان خشونت هشدار میدهد و موفق میشود پیام خود را با لحنی تأثیرگذار و روایتی روانشناختی به مخاطب منتقل کند.



