ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
imdb :
از
رأی
16 سال بعد از کشته شدن ماکسیموس میگذرد. هانو، همسرش را در نبرد از دست میدهد و به عنوان برده به روم باز میگردد. جایی که او تبدیل به گلادیاتور میشود و مجبور است به هویت اصلی خود، لوسیوس شاهزاده روم، بازگردد.
No Data Found
این فیلم دارای خشونتهای زیاد و بیپرده است. نبردهای گلادیاتوری، حضور حیوانات جهشیافته که باعث شده است تا وحشیتر بشوند، قطع شدن بخشی از اعضای بدن و کشتار و قتل، بخشی از خشونتهای در فیلم است.
No Data Found
با وجود سکانسهای اکشن و خشونتآمیز که برای مخاطب ایجاد ناراحتی میکند، برخی از موقعیتهای رنجآور نیز در فیلم وجود دارد. مانند کشته شدن همسر لوسیوس در جنگ، کشته شدن لوسیلا و همسرش توسط امپراطور از جمله آن است.
No Data Found
در این نسخه پالایش شده عمده این آسیبها از بین رفته است اما با این حال روابط بین همسران، مانند هانو و همسرش و یا اکیسوس و لوسیلا در برخی سکانسها تا حدی وجود دارد.
No Data Found
موارد این شاخص نیز تا حد زیادی در نسخه پالایش شده از بین رفته است، با این حال مقداری از بیبندباری امپراطورها (گتا و کارکالا) نمود دارد.
No Data Found
پوشش بازیگران مرد و زن در برخی از سکانسها به خوبی پالایش نشده است.
No Data Found
با توجه به این که این فیلم در زمان گذشته رم است، صحبت از خدایان در آن وجود دارد. در بخشی دیگر کشتار مردم در مبارزات گلادیاتوری و قتل بکدیگر به بهانه سرگرمی و بقا، نوعی تطهیر خشونت است.
No Data Found
این فیلم به نوعی ترویجدهنده فرهنگ گلادیاتوری و احترام به آن است. در صورتی که سربازان و مردم عادی کشورهای فتح شده در بدترین شرایط زندگی برای بقا مجبور به مبارزه با یکدیگر میشوند تا مردم و قدرتمندان رومی از آن لذت برده و سرگرم شوند.
No Data Found
لوسیوس در نهایت توانست امید به عدالت را با بازگرداندن قدرت به سنا در مردم زنده کند تا به وسیله آن عدالت شکل گرفته و رمی قدرتمند باردیگر شکل بگیرد. او همچنین از گناهان و خطاهای اکیسوس در نومیدا میگذرد و او را میبخشد.
پس از مرگ مارکوس اورلیوس و پسرش کومودوس، دو برادر، گِتا و کاراکالا، بر روم حکومت میکنند؛ در شرایطی که فقر، ظلم و بیماری در شهر بیداد میکند آنها به فکر کشورگشایی و جنگهای بیشتر هستند.
ژنرال آکاسیوس همراه با ارتش عظیم روم به نومیدیا حمله میکند. در این نبرد، هانو و همسرش آریشات و دیگر جنگجویان نومیدیا، به مقابله برمیخیزند، اما آکاسیوس با تجربهای که دارد، پیروز میشود. نومیدیا سقوط میکند، آریشات کشته شده و هانو به اسارت گرفته میشود.
رومیان با جشن و سرور از آکاسیوس استقبال میکنند. دو امپراتور از او میخواهند که فتوحات بیشتری انجام دهد، اما او تمایلی به ادامه این جنگها ندارد. در همین حال، آکاسیوس و همسرش، لوسیلا، در خفا نقشهای برای سرنگونی امپراتوران میکشند.
هانو که در غم و خشم و کینهِ انتقام همسرش فرو رفته، در نبردیِ انتخابی در مقابل بابونهای وحشی، یکی از آنها را میکشد. ماکرینوس، دلال برده، او را به عنوان گلادیاتور انتخاب کرده و به مسابقات کولوسئوم میبرد. هانو تنها از ماکرینوس درخواست میکند، که فرمانده بزرگ روم یعنی آکاسیوس را در مقابلش به میدان بفرستد.
در اولین نبرد، هانو و گروهش با گلادیاتور قدرتمندی به نام گیلیسوی نابودگر، که سوار بر کرگدن است، مبارزه میکنند. هانو در نهایت او را شکست میدهد. در همین زمان، لوسیلا متوجه میشود که هانو در واقع همان پسرش، لوسیوس است. او با لوسیوس دیدار میکند، اما لوسیوس او را پس میزند.
ماکرینوس نیز به هویت واقعی لوسیوس پی میبرد. در دومین مسابقه، لوسیوس در یک نبرد دریایی پیروز میشود. لوسیلا از آکاسیوس میخواهد که او را شبانه نجات دهد، اما با خیانت ماکرینوس و سناتور تراکس، نقشه لو میرود. آکاسیوس دستگیر شده و در دور سوم مسابقات، مجبور به مبارزه با لوسیوس میشود. ابتدا کمی با هم میجنگند، اما آکاسیوس تسلیم شده و لوسیوس او را نمیکشد. بااینحال، امپراتور دستور تیرباران او را میدهد. مرگ ژنرال محبوب، مردم را خشمگین کرده و شورش آغاز میشود.
ماکرینوس با توطئهای جدید، گِتا را به دست کاراکالا به قتل میرساند و مشاور اعظم امپراتور جدید میشود. لوسیلا در دیداری دوباره با لوسیوس، انگشترِ پدرش یعنی ماکسیموس را به او میدهد.
قبل از چهارمین دور مسابقات، لوسیوس با انگشتری که از مادرش گرفته، سپاه روم را که در بیرون شهر مستقر است، فرا میخواند. این انگشتر متعلق به مارکوس اورلیوس و ماکسیموس بوده است. ماکرینوس که از نقشه او آگاه شده، به سربازان داخل شهر دستور میدهد که در برابر سپاه روم صفآرایی کنند.
در دور چهارم، لوسیوس باید از مادرش و تعدادی از سناتورها که اکنون به دلیل توطئه اسیر هستند، دفاع کند. گلادیاتورها به فرمان لوسیوس شورش میکنند و برای کمک به او به میدان میآیند. امپراتور کاراکالا که وحشتزده شده، توسط ماکرینوس به قتل میرسد و سپس ماکرینوس با پرتاب تیری، لوسیلا، مادر لوسیوس را میکشد.
لوسیوس برای کشتن او ماکرینوس را تا دروازههای شهر، جایی که دو سپاه رومی در برابر هم قرار گرفتهاند، تعقیب میکند؛ اما هیچکدام از دو سپاه برای کمک به آنها وارد جنگ نمیشوند؛ آنها تصمیم میگیرند که نظارهگر نبرد گلادیاتوری آنها باشند. ماکرینوس به دست لوسیوس کشته میشود و همه در برابر او سر خم میکنند.
گلادیاتور2 یک الگو برداری از نسخه قبلی خود است. داستان به همان شکل شروع میشود و در همان فضا نیز به پایان میرسد. داستان فردی گلادیاتور که برای مسائل شخصی، خانوادگی و همچنین اجتماعی و سیاسی برای عدالت و آزادی، در برابر ظلم و بیکفایتی امپراتور قد علم میکند.
این فیلم که با توجه به قسمت اول آن، انتظارات بالایی را برای مخاطبان ایجاد کرده بود با وجود بازیگران چهره و جلوههای ویژه پرهزینه نتوانست توجه مخاطبان و منقدین این عرصه را به خودش جلب کند. از دلایل اصلی آن داستان و شخصیتپردازی ضعیف، ریتم داستانی ناهماهنگ، تبود تعلیق و کشش در داستان، کاهش خلاقیت و توقعات بالای مخاطب(با توجه به قسمت اول) است.
داستان با قصد انتقامگیری آغاز میشود اما در نهایت به تغییرساختار و رسیدن به آرمان مردم خاتمه پیدا میکند. لوسیوس که با نام هانو در کشوری دیگر زندگی میکند با کشته شدن آریشات توسط روم تصمیم میگیرد تا انتقام خود را بگیرد اما با ورود به کلوسئوم و قدم گذاشتن در نبرد گلادیاتورها، تصمیم به مبارزه با سیستم و مکرینوس میگیرد که با سیاستهای مستبدانه و نادرستشان جامعه را به سمت نابودی میبردند. این تصمیم او به نوعی میراث ماکسیموس است که در دل خشونتهای نبرد گلادیاتوری به وجود آمده است.
در این فیلم همچنان آزادی در برابر سلطه و بردگی قرار دارد. گلادیاتورها پایینترین سطح اجتماعی انسانها را در این فیلم دارند و بردگانی هستند که زندگیشان به خونی که در زمین بازی میریزند بستگی دارند اما همچنان ممکن است این افراد آزادترین روحها داشته باشند که باعث ایستادگی دربرابر سیاستمداران و مستبدان میشود. از طرفی حاکمان برای بقای خود و تخلیه روانی مردم علیه خودشان از خشونت به عنوان نمایش استفاده میکنند.
ماکرینوس بر این باور است که قدرت باید در دستان افراد نیرومند بماند و افراد ضعیف نباید فرصت بقا داشته باشند. او فردی قدرتطلب و بیرحم است که با قتل و خیانت و ایجاد هرج و مرج به دنبال نابودی رم و رسیدن به قدرت است. اما فیلم نشان میدهد که مردم میتوانند نیرویی تعیینکننده در تغییر سرنوشت حکومت باشند. برخلاف تصور ماکرینوس، قدرت واقعی نه در خشونت و سرکوب، بلکه در اتحاد اجتماعی نهفته است. این موضوع زمانی به اوج خود میرسد که لوسیوس حمایت مردم را به دست میآورد و آنان با شورش خود، مسیر او را هموار میکنند. در اینجا، قدرت واقعی نه از شمشیر، بلکه از خواست عمومی سرچشمه میگیرد.
با وجود صحنههای خشن و نبردهای گلادیاتوری که در فیلم وجود دارد این نکته پررنگ وجود دارد که آرمانها و باور و عمل به آن راه حل است و نه خشونت. خشونتها میتوانند ابزاری برای تغییرات دفعی و آنی باشند، اما تنها باورها و آرمانها هستند که میتوانند تغییری پایدار ایجاد کنند حتی اگر طول بکشد.
از مهمترین آسیبهای گلادیاتور2، خشونتهای زیاد و بیپرده و ناهنجاریهای جنسی است. نبردهای گلادیاتوری، حضور حیوانات جهشیافته که باعث شده است تا وحشیتر بشوند، قطع شدن بخشی از اعضای بدن و کشتارها بخشی از خشونتهای در فیلم است.
دو برادر دوقلو به نامهای گتا و کاراکالا، امپراطورهای رم هستند. هرچند وجود رابطه جنسی و عاطفی بین آنها در فیلم اشاره نشده است اما ظاهر آنها و مبتلا بودن به بیماری سفلیکس و رابطهشان با اشخاص دیگر نشاندهنده فساد و ناهنجاری جنسی است.
هرچند که در نسخههای پالایش شده برخی از سکانسهای ناهنجار و آسیبزا حذف و یا کمرنگ شده است اما با این وجود این فیلم برای افراد زیر 18 سال مناسب نمیباشد.



