ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
imdb :
از
رأی
فیلم بیتلجوس بیتلجوس (2024) ادامهای بر داستان نسخهی کلاسیک سال ۱۹۸۸ است و روایتگر بازگشت شخصیت لیدیا دیتز به زادگاهش همراه با دختر نوجوانش، آسترید، پس از یک حادثه خانوادگی است. روح سرکش و پرآشوب بیتلجوس بار دیگر وارد زندگی او میشود و تعادل میان دنیای زندگان و مردگان را به هم میزند.
No Data Found
فیلم حاوی صحنههای خشن و مشمئزکنندهای است؛ از جمله خونریزی ناشی از خورده شدن افراد، اجساد تکهتکه، بدنهایی با سر جدا یا چاقو فرو رفته، و صحنههایی مانند خورده شدن بدن توسط ماهیها است.
No Data Found
با وجود ترکیب ژانر وحشت با کمدی، فیلم در بخشهایی حس ترس را القا میکند؛ مانند ورودهای ناگهانی بیتلجوس، ظاهر ترسناک مردگان، کرم صحرایی غولپیکر و چشمان بیرونزده بیتلجوس.
No Data Found
روند فیلم با چالشهایی چون فقدان، خشونت و وحشت همراه است که موجب ایجاد حس ناراحتی و رنج در مخاطب میشود.
No Data Found
با وجود پالایش برخی آسیبها، فیلم همچنان حاوی مواردی مانند اشاره به روابط عاطفی غیرمتعارف، اختلافات خانوادگی، و صمیمیت زودهنگام بین آسترید و پسری که روح است میباشد. همچنین نقش اغراقشده حیوان خانگی بهعنوان عضو خانواده در فیلم دیده میشود.
No Data Found
فیلم تصویری فانتزی، طنزآلود و تحریفشده از دنیای پس از مرگ ارائه میدهد که با باورهای دینی و عرفی همخوانی ندارد. ارواح در این فضا دارای قدرتهایی مانند بازگشت به دنیای زندگان و جاودانگی هستند. مفاهیمی چون جهنم، مرگ و معاد نیز بهصورت دگرگونشده نمایش داده شدهاند. همچنین، طعنهها و کنایههایی به باورهای دینی و نهادهای مذهبی در برخی صحنهها و دیالوگها دیده میشود.
در سال ۲۰۲۴، لیدیا دیتز مجری برنامهای گفتوگومحور به نام خانهی ارواح است که به موضوعات ماوراءالطبیعه میپردازد. پس از مرگ شوهرش، ریچارد، که پدر آسترید نیز هست و در آمازون درگذشته، لیدیا دچار بحران شده و از دخترش دور میافتد. آسترید باور ندارد که مادرش واقعاً توانایی دیدن ارواح را دارد. در یکی از قسمتهای ضبط برنامه، لیدیا دچار توهم شده و در میان تماشاگران، بیتلجوس را میبیند؛ روحی که ۳۶ سال پیش تلاش کرده بود با او ازدواج کند.
دلیا، نامادری لیدیا، به او خبر میدهد که پدرش، چارلز، توسط یک کوسه کشته شده است. آنها به همراه آسترید برای مراسم خاکسپاری به زادگاهشان در وینتر ریور، کنتیکت بازمیگردند. در مراسم، روری، دوستپسر و تهیهکنندهی لیدیا، از او میخواهد در شب هالووین با او ازدواج کند؛ لیدیا با تردید قبول میکند. در همین حین، آسترید با پسری محلی به نام جرمی فریزر آشنا میشود که او را به گذراندن تعطیلات در کنار خود دعوت میکند.
در دنیای پس از مرگ، بیتلجوس ادارهی یک مرکز تماس با ارواح را به عهده دارد؛ مکانی که کارمندان آن سرهای کوچکی دارند. او هنوز هم درگیر رؤیای ازدواج با لیدیاست. ولف جکسون، یک بازیگر سابق که حالا کارآگاه دنیای مردگان است، به بیتلجوس اطلاع میدهد که همسر پیشینش، دلورس لافرو ـ غیبگویی قاتل ـ دوباره بازگشته و در حال کشتار ارواح مردگان است. دلورس در دوران طاعون سیاه در ایتالیا با بیتلجوس ازدواج کرده بود، اما او را برای رسیدن به جاودانگی، مسموم و به قتل رساند.
آسترید کمکم به قدرتهای روانی خود پی میبرد و متوجه میشود که جرمی در واقع یک روح است. او به ظاهر از جرمی میخواهد که برای دیدن پدرش، او را به دنیای پس از مرگ ببرد، اما در واقع، نقشهی جرمی این است که روح خود را با آسترید جابهجا کند تا دوباره زنده شود. لیدیا، برای نجات دخترش، ناچار بیتلجوس را احضار میکند. بیتلجوس فاش میکند که نقشهی جرمی چیزی جز فریب نبوده است. در ازای نجات آسترید، لیدیا باید با او ازدواج کند. او برای ورود به دنیای مردگان، با ترفندهایی کارمند خود، باب، را به شکل خودش درمیآورد تا نقش طعمه را ایفا کند.
ولف متوجه میشود که یک انسان زنده به دنیای مردگان وارد شده و به تعقیب بیتلجوس میپردازد. بابِ مبدل به دام میافتد و با دلورس در ایستگاه پلیس روبهرو میشود. دلورس نیز به دنبال انتقام از بیتلجوس است.
در همین حال، آسترید که با جرمی در سیستم بوروکراتیک زندگی پس از مرگ سرگردان شده، متوجه نیت واقعی او میشود. جرمی قصد دارد او را با "قطار ارواح" به سرنوشت ابدی تبعید کند. لیدیا و بیتلجوس بهموقع وارد میشوند و آسترید را نجات میدهند. آنها به قمر زحل، تایتان، فرار میکنند، جایی که ریچارد، که حالا کارمند دولت است، آنها را از شر کرم شنی نجات میدهد.
در زمین، طی مراسم سوگواری چارلز، دلیا با نیش مارهایی که به او اطمینان داده شده بود بیخطر هستند، کشته میشود. او به دنیای مردگان میرسد و برای یافتن چارلز، بیتلجوس را احضار میکند. چارلز که در آستانه سوار شدن به قطار روحهاست، با او همراه میشود.
ریچارد به لیدیا و آسترید راه بازگشت به دنیای زندگان را نشان میدهد. در همین حین، بیتلجوس ویزای جرمی را باطل کرده و او را به «آتشهای نفرینشده» میفرستد. آسترید، پس از بازگشت، از لیدیا بابت ناباوریاش عذرخواهی میکند. این دو به مراسم عروسی لیدیا و روری میروند، اما بیتلجوس و دلیا آن را مختل میکنند.
بیتلجوس به روری «سرم حقیقت» تزریق میکند و او را وادار به اعتراف میکند که تنها برای منافع شخصی با لیدیا بوده است. هنگام تلاش بیتلجوس برای ازدواج با لیدیا، ولف و نیروهایش دخالت میکنند، اما توسط او منجمد میشوند. دلورس برای انتقام ظاهر میشود، اما آسترید کرم شنی را احضار میکند. بیتلجوس موفق میشود آن را به سوی دلورس و روری هدایت کند و آنها را میبلعد. در نهایت، آسترید فاش میکند که قرارداد ازدواج بیتلجوس باطل است؛ چون او لیدیا را بهطور غیرقانونی به دنیای مردگان برده است. لیدیا نیز او را تبعید میکند.
ولف، پس از رفع انجماد، همراه دلیا به دنیای مردگان بازمیگردد. در آنجا، چارلز را پیدا میکند و با او، پیش از حرکت قطار روح، وداع میکنند. لیدیا برنامهی خانه ارواح را تعطیل میکند تا وقت بیشتری با آسترید بگذراند، در حالی که هنوز کابوسهایی درباره بیتلجوس میبیند.
فیلم بیتلجوس بیتلجوس محصول سال 2024 و ادامهای بر نسخه نخست آن در سال 1988 است. در این فیلم، زنی به نام لیدیا که قابلیت ارتباط با ارواح را دارد، با تهدیدی در دنیای مردگان مواجه میشود؛ زمانی که دختر او، آسترید، بهواسطه شرارت یک روح وارد آن دنیا میشود. لیدیا برای نجات دخترش حاضر میشود تا با بیتلجوس، روحی دردسرساز و مزاحم، ازدواج کند. این در حالی است که با مرگ پدربزرگ خانواده، تمام اعضای آن بار دیگر به خانهی آشنا در قسمت اول بازمیگردند و ماجراهای جدیدی شکل میگیرد.
فیلم از نظر جلوههای بصری بسیار خلاقانه، پررنگ و اغراقآمیز عمل میکند. طراحی چهره شخصیتها، موجودات عجیبالخلقه و فضاسازی دنیای مردگان، بهوضوح با هدف ایجاد حس فانتزی و گاه تهوعآور انجام شده است. چهرههایی مانند زنی با چاقو در پیشانی یا بدنی که ماهیهای گوشتخوار به آن چسبیدهاند، نمونههایی از این تصاویر هستند.
فیلم عمدتا بر پایه سرگرمی بنا شده است اما همچنان دارای مضامین و اهدافی است که هرچند که گاها عمق پیدا نمیکند.
یکی از نکات مثبت فیلم، توجه به نهاد خانواده است. رابطهی سهنسلی میان دلیا (مادربزرگ ناتنی)، لیدیا (مادر) و آسترید (دختر) به شکل ملموسی به تصویر کشیده شده است. فیلم از شکاف بین نسلی و فقدان درک متقابل شروع میکند اما در ادامه، بهتدریج همدلی، فداکاری و اتحاد اعضای خانواده را نشان میدهد. فداکاری لیدیا برای نجات دخترش، درک تدریجی آسترید از انگیزههای مادرش و بهبود رابطه میان نسلها، از مهمترین مضامین مثبت این اثر است.
تصویری که فیلم از دنیای پس از مرگ ارائه میدهد، کاملاً مخدوش، غیرواقعگرایانه و گاه دارای تأثیرات منفی است. عالم مردگان در این فیلم فضایی نامتعارف و طنزآلود دارد که شباهتی با نگاه دینی یا عرفی به آخرت ندارد. در این فضا، ارواح مراتب و قدرتهای متفاوتی دارند، گاه میتوانند به دنیای زندگان بازگردند و در آن تأثیرگذار باشند، و حتی از قدرتهایی چون جاودانگی بهرهمند شوند. علاوه بر آن، اشارههایی به عذاب و جهنم وجود دارد؛ از جمله ورود روحی شرور به دروازهی آتش، یا بلعیده شدن شخصیتهای منفی توسط یک اژدها. این نوع بازنمایی که در آن مفاهیمی مانند مرگ، روح، دنیای بالا و پایین، جهنم و معاد دگرگون و فانتزی نمایش داده میشوند، دارای پیامهایی خلاف باورهای الهی است. همچنین، برخی کنایهها و شوخیها با آیینهای مذهبی، مراسم ختم و حتی کلیسا نیز بهوضوح در برخی دیالوگها یا صحنهها قابل مشاهدهاند.
ژانر فیلم که ترکیبی از کمدی، فانتزی و ترس است، گاه به مرز خشونت و اشمئزاز میرسد. صحنههایی چون پاشیده شدن رودهی بیتلجوس، موجودات نیمهمرده، بدنهای متلاشیشده و موجوداتی با طراحیهای ناهنجار، بار سنگینی از خشونت بصری را به فیلم تحمیل میکنند.
فیلم بیتلجوس بیتلجوس اثری است با جذابیتهای بصری خاص، ساختار تخیلمحور، و با تأکید بر روابط خانوادگی، فداکاری و درک متقابل.
در این فیلم سکانسهایی که ناشی از ناهنجاری هستند در نسخه پالایش شده عمدتا حذف یا تقلیل پیدا کردهاند اما در کنار این موارد، بازنمایی نامتوازن و تحریفشدهای از مرگ، آخرت و ارواح وجود دارد. همچنین، حضور خشونت، وحشت و اشمئزاز در قالبی فانتزی، از دیگر دلایلی است که این فیلم را برای افراد زیر 18 سال نامناسب میسازد.



