ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
هاوار، پسرکی بیکس و کار با کولهباری از رنج و تنهایی روزگار میگذراند، به مرغداری ارباب آورده میشود تا در دنیایی جدیدی مشغول کار شود. اما این محیط به ظاهر آرام، دیری نمیپاید که تاریکیهای عمیق و وحشتناکی را آشکار میسازد؛ رازها و جنایتهای پنهانی که زندگی او را در مسیر خطراتی هولناک قرار میدهند و او را درگیر مسائل پیچیدهای میکند که نه تنها بقایش، بلکه شناخت هویت واقعیاش را نیز به چالش میکشند.
No Data Found
در فیلم "فریاد"، خشونت به شکلهای گوناگونی نمایان میشود. از ضرب و شتمهایی که بر بدن کارگران، بهویژه هاوار و صالح، وارد میشود و آثاری مانند کبودی و خونریزی به جا میگذارد، تا صحنههای دلخراش قتلهایی که در گذشته و حال رخ میدهند. قتل فرزندان معلول ارباب، کشته شدن کارگر به دست ارباب و صالح، و در نهایت، قتل ارباب و صالح توسط هاوار، نشاندهنده چرخهای از خشونت و انتقام است. همچنین، آزار و شکنجههایی مانند تهدید با چاقو، حبس کردن هاوار و پسر ارباب در انباری، و محدود کردن پسر ارباب با طناب، بر فضای خشن و ناامیدکننده فیلم میافزایند.
No Data Found
شاخص وحشت در این فیلم نه به معنای ترسهای ناگهانی و جلوههای ویژه ژانر وحشت، بلکه به معنای ایجاد حس ناامنی، تهدید، و اضطراب عمیق در بیننده است. دیدن صحنههایی مانند یافتن اجساد فرزندان معلول ارباب، آزار و اذیت هاوار، و فضای پر از خشونت و جنایت، میتواند حس ترس و وحشت را در مخاطب برانگیزد.
No Data Found
وضعیت اسفناک پسر ارباب که مانند یک حیوان با طناب بسته شده، قلب بیننده را به درد میآورد و حس ترحم و انزجار را برمیانگیزد. گذشته تلخ ارباب که دست به قتل فرزندان خود زده و همسرش را به جنون کشانده، داستانی غمانگیز از تباهی و ویرانی را روایت میکند. وضعیت هاوار که یتیم و بیکس است و در دنیایی پر از خشونت و بیرحمی رها شده، احساس همدردی عمیقی را در بیننده ایجاد میکند.
دیدن صحنههای قتل، به ویژه قتلهای وحشیانه، میتواند باعث پریشانی و ناراحتی شدید در مخاطب شود.
ظلمی که ارباب به کارگران خود روا میدارد و بیعدالتی که در جامعه حاکم است، میتواند حس خشم و ناامیدی را در بیننده برانگیزد.
فضای کلی فیلم که پر از خشونت، فقر، و ناامیدی است، میتواند باعث ایجاد حس پریشانی و افسردگی در مخاطب شود.
No Data Found
شخصیت ارباب با بیتوجهی به پسر دیوانهاش، قتل دو پسر دیگرش و نگهداری وحشیانه از فرزند دیگر، نمادی از خشونت خانگی و فروپاشی روابط خانوادگی است. همچنین، محبت سگ ارباب به پسر معلولش، گرچه ممکن است در نگاه اول مثبت به نظر برسد، اما میتواند نشانهای از فقدان روابط عمیق انسانی و جایگزینی روابط عاطفی با حیوانات باشد. در این میان، وضعیت هاوار که یتیم و بیکس است، خود گویای فروپاشی کامل نهاد خانواده و فقدان حمایتهای عاطفی و اجتماعی برای افراد آسیبپذیر است. در مجموع، فیلم "فریاد" تصویری تیره و نگرانکننده از انحطاط خانواده و ارزشهای اخلاقی آن ارائه میدهد.
No Data Found
استفاده از واژگان رکیک و ناسزا و برخی رفتارها نیز حس اشمئزاز را برمیانگیزند؛ مانند حالت تهوعی که به هاوار دست میدهد و یا کف بیرونآمده از دهان ارباب پس از خوردن سم.
No Data Found
در فیلم "فریاد"، استفاده از الکل، مواد مخدر و قمار نیز به عنوان شاخصهایی که به آسیبهای اجتماعی دامن میزنند، به چشم میخورد. به طور مشخص، مصرف مواد مخدر با وافور توسط ارباب بارها نمایش داده میشود و حتی اشاره میشود که او تمام دارایی خود را صرف این اعتیاد کرده است. همچنین، سیگار کشیدن شخصیتهای مختلف از جمله یعقوب، هاوار (با وجود سن کمش) و سالار، نشاندهنده رواج این عادت در میان افراد مختلف جامعه در بستر داستان است. تعارف سیگار توسط یعقوب به هاوار با این توجیه که "خستگی را در میکند"، خود بیانگر عادیسازی و حتی تشویق به مصرف دخانیات در سنین پایین است.
No Data Found
فداکاری هاوار که غذایش را به پسر ارباب میدهد، نمونهای از محبت و ایثار در شرایط سخت است. این رفتار او، در کنار محبتش به پسر ارباب، نشاندهنده وجود نوری از انسانیت در دل تاریکی است. پایان فیلم نیز با خروج هاوار به همراه شناسنامه یعقوب و سگ سفید، نمادی از رهایی و امید به آغاز فصلی جدید در زندگی اوست. صدای شغالها در پسزمینه میتواند به عنوان نمادی از آزادی و امید به آینده تعبیر شود.
هاوار، پسرکی تنها و آواره، برای کار به مرغداری میآید؛ جایی که تنها دو نفر آنجا کار میکنند: صالح که سالها خدمتگزار ارباب بوده و یعقوب که کینهای عمیق از ارباب دارد. هاوار گذشتهای تلخ دارد و هیچکس در دنیا برایش نمانده است.
در مرغداری، او با واقعیتهای پنهان روبهرو میشود:
پسر معلول ارباب در انباری زندانی است، مرغها بیمارند، و روابط بین ارباب، سالار و کارگران بر پایهی سالها ظلم، مصادره زمین و کینههای قدیمی شکل گرفته است.
هاوار متوجه میشود یعقوب قصد مسموم کردن مرغها را داشته و شواهد بیماری که ارائه میداد جعلی بوده است. ارباب به دستور صالح، یعقوب را زنده به گور میکند. بعدتر، هاوار بهخاطر سرقت شناسنامه یعقوب زندانی میشود. ارباب و صالح بازداشت میشوند و هاوار و پسر معلول در انبار بیغذا میمانند.
هاوار که از این چرخه خشونت، ظلم و دروغها به ستوه آمده، تصمیم میگیرد به آن پایان دهد:
با همان سم، ارباب را میکشد و صالح را نیز زنده به گور میکند. سپس پسر ارباب را آزاد کرده و خود با شناسنامه یعقوب و سگ سفیدش از آنجا دور میشود.
فیلم با رفتن هاوار و صدای شغالها پایان مییابد؛ نوعی خروج تلخ از جهنمی که در آن گرفتار شده بود.
«فریاد» نخستین تجربه بلند سینمایی محمدرضا اردلان است؛ فیلمسازی جوان که پیشتر در عرصه فیلم کوتاه فعالیت داشته و اکنون با همراهی بهمن اردلان – صدابردار و صداگذار باسابقه سینمای ایران – قدم به ساخت فیلم بلند گذاشته است. این فیلم نخستینبار در جشنواره فجر ۱۴۰۳ به نمایش درآمد.
جهان فیلم، بر بستری از واقعیتهای اجتماعی و فرهنگی دهه هفتاد بنا شده و تلاش میکند از طریق روایتی تلخ، فضاهای بسته و شخصیتهای فرودست، تصویری از آسیبهای اجتماعی یک دوره پرتنش را ارائه دهد. فیلم در فضایی رئالیستی و با روحی ناتورالیستی روایت میشود. کارگردان با بهرهگیری از ساختار کلاسیک اما رویکردی واقعگرایانه، تماشاگر را وارد محدودهای میکند که در آن خشونت، فقر، تبعیض و زوال روانی بخشی از زندگی روزمره شخصیتهاست.
«فریاد» در پی بازنمایی زیست لایههای پایین جامعه است؛ جایی که فقر نهتنها معیشت، بلکه روح و روان افراد را نیز فرسوده کرده و بسیاری از انتخابها را از حالت منطقی به واکنشهای غریزی و خشونتآمیز سوق داده است. فیلم در این بخشها بیشتر به یک مطالعه اجتماعی شباهت دارد تا روایت سرگرمکننده داستانی.
داستان فیلم حول محور هاوار، پسرکی بیسرپرست و بیهویت، میچرخد که برای کار به مرغداریِ اربابی قدیمی برده میشود. مدیران این مرغداری – صالح، یعقوب و خود ارباب – هر یک به نحوی گرفتار گذشتههای تلخ، کینههای قدیمی و شکستهای شخصیاند. در این فضا، هاوار شاهد خشونت، ظلم و فروپاشی تدریجی اخلاق و انسانیت در بین افراد میشود. هاوار نیز که در ابتدا یک ناظر خام و آسیبپذیر است، در پایان وارد همان چرخه خشونت شده و قتلهای انتقامی را رقم میزند. پایان فیلم، با وجود تمایلات نمادین، بیش از آنکه راهحلی پیش رو بگذارد، تصویری از ادامهدار بودن خشونت در جامعه ارائه میدهد.
«فریاد» بیش از هر چیز درباره زوال یک ساختار اربابسالار و پیامدهای اجتماعی و روانی آن است. فیلم محیط مرغداری را بهعنوان جامعهای کوچکشده ترسیم میکند که در آن روابط بر اساس قدرت، ترس و پیشینهای طولانی از ظلم شکل گرفته است. درون این ساختار، آدمها نه بهعنوان افراد مستقل، بلکه بهعنوان محصول شرایط اجتماعی و اقتصادی معرفی میشوند.
فیلم مضامین دیگری نیز طرح میکند:
خشونت و بازتولید آن: خشونت از ارباب به کارگران، و در نهایت به کودک داستان منتقل میشود.
فقر و ناامیدی: فقر در فیلم صرفاً زمینه مادی نیست، بلکه چهره روانی و اخلاقی شخصیتها را نیز دگرگون کرده است.
مکانیسمهای فرار: اعتیاد ارباب و سیگار کشیدن هاوار نشانههایی از تلاش شخصیتها برای تحمل واقعیت تلخاند.
وضعیت کودکان بیپناه: هاوار نمادی از نسلی است که قربانی شرایط سیاسی، اقتصادی و خانوادگی است و در خلأ حمایت اجتماعی به خشونت و انتقام کشیده میشود.
یکی از مهمترین نقاط قوت «فریاد»، فضاسازی دقیق و منسجم آن است. طراحی صحنه محدود اما حسابشده، نورپردازی کمنور و رنگبندی سرد، فضایی رعبآور و یأسآلود ایجاد میکند که با محتوای فیلم همخوان است. فیلمبرداری نیز تلاش کرده است با قاببندیهای بسته و میزانسنهای آگاهانه، فشار روانی و اختناق محیط را به مخاطب منتقل کند. در بخش صدا، حضور بهمن اردلان بهعنوان تهیهکننده و متخصص صدا، تأثیر مشخصی در کیفیت کار دارد. صداگذاری و افکتهای صوتی در ایجاد حس وهم و اضطراب نقش قابل توجهی دارند. از سوی دیگر، بازی یاسین طلوعی در نقش هاوار، طبیعی و قابلباور است و تا حد زیادی بار عاطفی فیلم را پیش میبرد. سایر بازیگران نیز با وجود محدودیتهای شخصیتپردازی، توانستهاند فضای خشن و سرد فیلم را تقویت کنند. فیلم از منظر تلاش برای ادغام واقعگرایی اجتماعی با عناصر ژانر وحشت نیز تجربهای قابل توجه است؛ استفاده از لوکیشن تیره، صداهای ناخوشایند، و نشانههای بصری دلهرهآور آن را به آثاری نزدیک میکند که سعی دارند رویدادهای اجتماعی را از طریق زبان استعاری و شبهوحشت روایت کنند.
با وجود تلاشهای فرمی و محتوایی، فیلم در چند بخش دچار ضعفهای محسوس میشود. نخست آنکه شخصیتپردازی در اکثر موارد سطحی و ناتمام باقی میماند. جز شخصیت هاوار، سایر شخصیتها تقریباً بدون عمق روانشناختی به تصویر کشیده شدهاند و اغلب به تیپهایی آشنا مانند ارباب ظالم، رعیت کینهجو یا کارگر وفادار محدود میشوند. از نظر ساختاری، ریتم فیلم کند و در برخی لحظات کشدار است. فضاسازی سنگین و لوکیشن محدود باعث شده روایت گاه به تکرار بیفتد و پیشرفت داستان با تأخیر اتفاق بیفتد.
نمادگرایی فیلم نیز در برخی سکانسها به حدی آشکار و بیپشتوانه میشود که بهجای افزودن معنای جدید، موجب سردرگمی مخاطب میگردد. در بخش صداگذاری، هرچند کیفیت اثر قابل قبول است، اما گاهی استفاده بیش از حد از افکتها و صداهای مزاحم باعث میشود تمرکز مخاطب از روایت اصلی دور شود. پایان فیلم نیز بهجای آنکه نقطه اوج معنایی باشد، به دلیل نمادگرایی مبهم و فقدان انسجام روایی تأثیری محدود بر مخاطب میگذارد و نتوانسته است گرههای داستانی را بهطور منسجم جمعبندی کند.
«فریاد» به دلیل مجموعهای از انتخابهای روایی و بصری، حالوهوایی سیاهنما پیدا میکند. فیلم بهطور مداوم بر فقر، زوال اخلاقی و خشونت تمرکز دارد و تقریباً هیچ نقطه امید، امکان رهایی یا شخصیتِ مثبت و متعادلی ارائه نمیدهد تا فضای داستان از یکسویگی خارج شود. روایت مملو از صحنههای قتل، اعتیاد، فرزندآزاری، خشونت علیه کودک و تبدیلشدن همان کودک به عامل قتل است؛ مسائلی که شدت و تکرار آنها حس «تاریکی مطلق» ایجاد میکند. این فضای سنگین با رنگبندی سرد، نور کم، صداهای هولناک و فضاسازی تیره تشدید میشود و فیلم را به جهان بدبینانهای سوق میدهد که راه برونرفت در آن وجود ندارد. پایانبندی مبهم و تلخ که چرخه خشونت را ادامهدار نشان میدهد نیز این برداشت را تقویت کرده و باعث میشود اثر برای بینندگان بهعنوان نمونهای از سیاهنمایی در سینمای اجتماعی تلقی شود.
ردهبندی سنی به دلیل نمایش صریح خشونت شدید، قتلهای انتقامی توسط یک کودک، صحنههای تکاندهنده مرگ، اعتیاد، سیگار کشیدن شخصیت خردسال و مضامین سنگین مربوط به فقر و فروپاشی اخلاقی، «فریاد» در دسته فیلمهای بزرگسالانه (۱۸+) قرار میگیرد. محتوای فیلم نیازمند بلوغ روانی و توان تحلیل مناسبی است و برای مخاطبان کمسن مناسب نیست.
در مجموع «فریاد» تلاش یک فیلمساز جوان برای ورود به سینمای بلند با اتکا به تجربهگرایی، نمادگرایی و نگاه اجتماعی است. فیلم از نظر بصری، فضاسازی و بخشهایی از صداگذاری قابل توجه است و توانسته محیطی خشن، تلخ و واقعی را به نمایش بگذارد. با این حال، ضعفهای ساختاری در روایت، شخصیتپردازی ناکامل و ریتم کند مانع از آن شده که اثر تأثیری عمیق و ماندگار بگذارد. «فریاد» بیش از آنکه یک فیلم داستانمحور باشد، یک اثر تجربی و اجتماعی است که در اجرا نیازمند تکامل و انسجام بیشتری است. این فیلم رای مخاطبان عام تجربهای سنگین و دشوار خواهد بود.



