ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
رضا، سیاوش و فرانک که از کودکی با هم دوست و عاشق سینما بودهاند و اکنون هم هر کدام به یکی از هنرهای مرتبط با سینما مشغولند، تلاش میکنند در دوران حصر آبادان، سینما متروپل آبادان را که بعد از انقلاب و در دوران جنگ تحمیلی متروک شده است، دوباره راهاندازی کند. آنها در مسیر انجام این کار، با مسئولین شهر که نگران امنیت سینما هستند و همچنین با مسئولین فرهنگی که شناخت کاملی درمورد سینما ندارند و نسبت به آن حساساند، دچار چالش میشوند.
No Data Found
فیلم میزانی از خشونت مرتبط با جنگ و درگیریهای شهری دارد اما چندان پررنگ نیست؛ از بمبارانهای پیاپی، حصر آبادان و حضور مجروحان گرفته تا صحنههای مستقیم درگیری. چندین نبرد تنبهتن نمایش داده میشود: درگیری اسیران عراقی که یکی گوش دیگری را با دندان میکَند، درگیری نادر با جاسوس ستونپنجم، درگیری سرخو و نادر و درگیری محسن با جاسوس که در نهایت به خفهشدن محسن منجر میشود. همچنین حملۀ هوایی به مینیبوس اسیران باعث واژگونی خودرو و کشتهشدن رضا و تعدادی از اسرا میشود.
No Data Found
در بخش آسیبهای خانوادگی و روابط، فیلم تنها به یک مثلث عاطفی کمرنگ میپردازد: علاقهی رضا به فرانک و علاقهی پنهان فرانک به سیاوش که تا پایان آشکار نمیشود و رابطهی گرم سه دوستِ قدیمی را مخدوش نمیکند. چند لحظه از رفتارهای نابجا در پادگان مثل پخش فیلم نامناسب و استقبال سربازان هم بهعنوان حاشیه دیده میشود. همچنین توضیح نادر درباره اخراجش از متروپل—اینکه به او تهمت نگهداشتن دو پسر تا نیمهشب زده شده—بهعنوان یک سوءتفاهم قدیمی مطرح میشود.
No Data Found
رضا و سیاوش در کودکی در یک شرط بندی شرکت میکنند تا با پول آن بلیط سینما بخرند.
No Data Found
در بخش آسیبهای اجتماعی و ملی، فیلم با نگاهی انتقادی به فضای فرهنگی آن دوران میپردازد. ممیزی و پالایش فیلمها به شکلی طعنهدار به تصویر کشیده میشود و ماجرای پخش فیلم مورددار در مقر—که محسن در مکالمه با آقا مهدی دربارهاش توضیح میدهد—نمادی از آشفتگی مدیریتی است. در ادامه، برخی مسئولان فرهنگی ناآگاه و کمفهم نشان داده میشوند که تصمیمهایشان نهتنها کمکی به شرایط جنگی و فرهنگی شهر نمیکند، بلکه نوعی بیبرنامگی و گسست مدیریتی را بازتاب میدهد.
No Data Found
فیلم «سینما متروپل» پیامهای اخلاقی روشنی دارد: امید با دستگیری جاسوس و موفقیت در نمایش فیلمها به تصویر کشیده میشود، و ارزش کار و تلاش از طریق کوشش بیوقفه رضا، نادر، سیاوش و سایر دوستان برای احیای سینما متروپل برجسته میشود. شخصیتها حتی حاضر میشوند علاقه شخصی و سینما را فدای هدفی بزرگتر—گرفتن گرای توپخانه دشمن و حفظ جان مردم—کنند، نشاندهنده فداکاری، مسئولیتپذیری و اولویت دادن به خیر عمومی بر منافع فردی است.
No Data Found
فیلم مشارکت اجتماعی و میهندوستی را از طریق اقدامات شخصیتهای اصلی نشان میدهد: آنها با تلاش برای شناسایی جاسوس و بهدست آوردن گرای توپخانه عراقیها، از منافع جمعی حمایت میکنند و حتی حاضر میشوند سینما متروپل را—با وجود علاقه شدیدشان به آن—فدای امنیت و منافع ملی کنند، که نوعی فداکاری جمعی و اولویت دادن به وطن بر خواستههای شخصی را به تصویر میکشد.
فیلم «سینما متروپل» داستان رضا و سیاوش را روایت میکند؛ دو نوجوان آبادانی که پیش از انقلاب مشتری ثابت سینما متروپل بودند. رضا به فرانک، دختر آپاراتچی سینما (نادر)، علاقهمند است و فرانک گاهی برای آنها بلیت ارزان پیدا میکند. یکبار که فرانک نیست، آنها برای تهیه پول بلیت وارد قمار با سرخو میشوند، پول را میبرند و سرخو نمیدهد؛ پس پول را برداشته و به سینما پناه میبرند. نادر آنها را پیدا و رضا را تنبیه میکند. فردای آن روز نادر ناگهان سینما را ترک میکند و رضا فرانک را از دست میدهد.
با شروع جنگ، سینماها تعطیل میشوند. رضا در بخش تبلیغات سپاه برای گروههای مختلف فیلم نمایش میدهد. هنگام نمایش فیلم برای زندانیها، نادر را میان آنها میبیند و تصمیم میگیرد او را فراری دهد و برای راهاندازی دوباره سینما متروپل بهکار گیرد. او زیر آتش توپخانه نادر را فراری میدهد و پنهان میکند. رضا و سیاوش فرماندار را برای بازگشایی سینما راضی میکنند، هرچند نگرانی از فرار ستونپنجم وجود دارد.
رضا همچنان برای سربازان فیلم پخش میکند، اما یک شب بیهوش میشود و سانسور انجام نمیگیرد و دردسر ایجاد میشود. او از کار برکنار میشود اما بعد از ساخت گزارش موفق زایمان مادر دوقلوها دوباره دعوت به کار میشود. رضا فرانک را میبیند و رابطه گذشته میان آنها دوباره مطرح میشود. نادر بهتدریج با نصرت، خاله سیاوش، رابطهای دوستانه پیدا میکند.
برای بازگشایی سینما باید فیلمها بازبینی شوند. صرافت، ناظر سختگیر، تقریباً همه فیلمها را رد میکند. فرانک نسخهای اصلاحشده از “قیصر” و فیلمهای رضا را آماده میکند و رضایت ناظران جلب میشود؛ اما مسئولان امنیتی بهدلیل خطر توپخانه عراق اجازه بازگشایی نمیدهند.
در ادامه رضا در حملۀ هوایی همراه گروه اسرای عراقی کشته میشود. پس از مرگ او، سیاوش و دیگران تصمیم میگیرند سینما را طعمه کنند تا محل توپخانه شناسایی شود. جاسوس ستونپنجم شناسایی و مجبور به دادن گرای سینما میشود. سینما زیر آتش سنگین نابود میشود؛ سرنوشت سیاوش نامعلوم میماند. در پایان، مردم آبادان بر ویرانههای متروپل عزاداری میکنند.
فیلم «سینما متروپل» به کارگردانی محمدعلی باشهآهنگر، نویسندگی محمدعلی و حامد باشهآهنگر و تهیهکنندگی سید حامد حسینی، محصول سال ۱۴۰۱ است. این فیلم نخستینبار در چهل و یکمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر به نمایش درآمد و با ۱۳ نامزدی در رشتههای مختلف، بیشترین تعداد نامزدی جشنواره را به خود اختصاص داد و توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمبرداری را کسب کند.
داستان فیلم در دوران جنگ تحمیلی و محاصره آبادان جریان دارد و روایت تلاش گروهی سه دوست قدیمی—رضا، سیاوش و فرانک—برای راهاندازی دوباره سینما متروپل را به تصویر میکشد. این سینما پیش از انقلاب و در دوران جنگ متروک شده بود و شخصیتها با وجود تهدیدهای امنیتی و محدودیتهای فرهنگی، تلاش میکنند فضایی برای امید، همدلی و جریان زندگی طبیعی در میان مردم فراهم کنند.
فیلم دارای چند مضمون اصلی است.
نخست، نشان دادن ظرفیت سینما و فیلم برای تأثیرگذاری فرهنگی و اجتماعی حتی در شرایط جنگ و بهعنوان ابزاری برای افزایش روحیه مردم و ایجاد تأثیر میانفرهنگی بین دشمن و مردم است.
دوم، تاکید بر این نکته که سینماگران اصیل در راستای ارزشهای ملی و اجتماعی همسو با مسئولین عمل میکنند و حتی با وجود مخالفتها، اهداف جمعی را بر منافع شخصی ترجیح میدهند.
سوم، نمایش محدودیتها و سنگاندازیهایی که غالباً به دلیل عدم شناخت مسئولین از ظرفیتهای سینما و هنر است، و نه مخالفت با خود سینماگران، تا اهمیت و اثرگذاری هنر در شرایط بحرانی بیشتر برجسته شود.
از نظر نقاط قوت، فیلم با پرداخت دقیق فضای آبادان در دوران حصر، بازسازی تاریخی، طراحی صحنه و لباس، و استفاده از نوستالژی فیلمهای قدیمی، حس واقعی دوران جنگ را منتقل میکند. شخصیتپردازی رضا، سیاوش و فرانک و تلاشهای آنها برای احیای سینما، پیام اخلاقی امید، کار و تلاش و فداکاری در راه هدفهای جمعی را برجسته میکند. همچنین فیلم بهطور موفق نشان میدهد که سینما میتواند نقش انساندوستانه، فرهنگی و حتی نظامی در شرایط جنگ داشته باشد. از طرف دیگر، نقاط ضعف فیلم شامل وجود خردهروایتهای پراکنده و پرداخت محدود برخی شخصیتهای فرعی، ریتم کند در بخشهایی از داستان و تاکید بیش از حد بر حاشیهها به جای تعمیق پیام اصلی است. این مسئله تا حدی دریافت پیام محوری فیلم را برای مخاطب عمومی دشوار میکند.
با توجه به محتوا، خشونت محدود به درگیریهای جنگی و تهدیدهای نظامی است و مسائل عاطفی، عاشقانه و اجتماعی به شکلی کنترلشده نمایش داده شده است. بنابراین فیلم برای گروه سنی ۱۵ سال به بالا مناسب است، هرچند بخشهایی از فیلم برای کودکان زیر پانزده سال قابل درک نیست.
در نهایت، «سینما متروپل» فیلمی است که با محوریت علاقه به سینما، فداکاری و وطندوستی، تلاش میکند اهمیت فرهنگ و هنر حتی در شرایط بحرانی را نشان دهد و پیامدهای اجتماعی، اخلاقی و ملی آن را بازتاب دهد. با وجود برخی ضعفهای روایی و پراکندگی داستانی، فیلم از نظر فضاسازی تاریخی، مضامین اخلاقی و اجتماعی، و پرداخت نوستالژیک سینما اثری جدید در سینمای جنگ ایران محسوب میشود و برای مخاطبان علاقهمند به تاریخ و فرهنگ جنگ و هنر دارد.



