نقد محتوایی سریال در انتهای شب

Gauge Background Gauge Pointer

کارگردان :

کشور سازنده :

سال تولید :

توزیع‌کننده :
ژانر :

ماهی و بهنام زن و شوهری هستند که بعد چندین سال زندگی مشترک و داشتن فرزند، به‌صورت توافقی از هم جدا می‌شوند. آن‌ها در همان ابتدای داستان از هم طلاق می‌گیرند، اما همچنان یک وابستگی عاطفی نسبت به همدیگر دارند و با به‌وجود آمدن چالش‌هایی در مورد فرزند و دوستان قدیمیشان، بین این دو نفر همراهی، جدال و همکاریشان ادامه پیدا می‌کند.

شاخص های منفی

خشونت

No Data Found

توضیحات

با وجود این که سریال در ژانر خانوادگی است اما با این حال در برخی از قسمت‌ها ضرب و شتم و یا زخمی کردن با کاتر وجود دارد.

وحشت

No Data Found

توضیحات

پریشانی

No Data Found

توضیحات

جدایی و چالش‌های ماهرخ و بهنام و اتفاقاتی که برای آن‌ها می‌افتند گاها ایجاد ناراحتی در مخاطب می‌کند.

محتوای اروتیک

No Data Found

توضیحات

صحبت‌هایی که بین شخصیت‌ها ردوبدل می‌شود بعضا به روابط زناشویی برمی‌گردد.

ناهنجاری و انحراف جنسی

No Data Found

توضیحات

آسیب به ارزش‌های خانواده

No Data Found

توضیحات

اختلافات موجود بین بهنام و ماهرخ باعث جدایی این دو نفر می‌شود. بهنام با ثریا وارد رابطه شده است و او را صیغه می‌کند، ماهرخ نیز با وجود سختی‌هایی که برایش در خانه پدری پیش آمده است با رضا وارد رابطه‌ای نامشخص می‌شود. در واقع مهم‌ترین آسیب‌های این بخش مربوط به روابط خارج از چهارچوب و بحث‌ها و اتفاقات پیرامون آن است.

پوشش و آرایش

No Data Found

توضیحات

پوشش و ظاهر شخصیت‌ها گاها مناسب نیست.

آسیب‌های اعتقادی

No Data Found

توضیحات

ترویج تعصب نژادی و قومی

No Data Found

توضیحات

بی‌ادبی و رفتار مشمئز کننده

No Data Found

توضیحات

در این سریال بدزبانی بین شخصیت‌ها وجود دارد.

الکل، مواد مخدر و قمار

No Data Found

توضیحات

شخصیت‌های اصلی مانند ماهرخ سیگاری هستند و یا گاها آن را استعمال می‌کنند مانند بهنام.

موسیقی و رقص

No Data Found

توضیحات

آسیب به ارزش‌های اجتماعی

No Data Found

توضیحات

شاخص های مثبت

ارزش‌های اخلاقی

No Data Found

توضیحات

مادر بهنام دچار آلزایمر است و با این که در خانه سالمندان نگهداری می‌شود اما مورد احترام بهنام و ماهی است و به او سر زده و حتی دست او را هم می‌بوسد.

ترویج ارزشهای اجتماعی

No Data Found

توضیحات

نقد اجتماعی-سیاسی

No Data Found

توضیحات

این داستان درباره عدم فهم و درک زوج‌ها از یکدیگر است زوجی که از روی عشق و علاقه با یکدیگر ازدواج کردند اما به مرور زمان آن عشق و علاقه به دلیل صحبت نشدن درباره مشکلات، رنگ و بوی جدایی می‌گیرد. در این سریال در پایان بهنام و ماهی با اینکه از هم جدا هستند اما تصمیم می‌گیرند تا باز یک بار دیگر همدیگر را بشناسند و پدر و مادر خوبی برای فرزندشان باشند.

الگوی اسلامی-ایرانی

No Data Found

توضیحات

خلاصه داستان

مشاهده (حاوی اسپویل)

ماهرخ کاویانی و بهنام به یک دفتر طلاق می‌روند تا در اوج آشفتگی روحی و در حالی که هنوز احساسات عاطفی به یکدیگر دارند، بصورت توافقی از هم جدا شوند. آن‌ها جلوی در دفترخانه، بطور غیرمنتظره‌ای پدر ماهی را می‌بینند و برای طلاق به دفترخانه دیگری می‌روند. در خلال روند طلاق معلوم می‌شود که بهنام در دانشگاه، استاد ماهی در رشته نقاشی بوده و ازدواج آن‌ها، از سر عشقی پرشور بوده است و تمایل چندانی برای طلاق ندارد.بعد از طلاق ماهی به خانه پدرش بازمی‌گردد. دارا فرزند 9ساله‌شان است که دارای اختلال ADHD است و در این چند ساعت پیش یکی از همسایه‌ها، زن جوان به نام ثریا که او نیز همراه دخترش آوینا زندگی می‌کند است، او نیز از همسرش جدا شده است. چند ماه قبل؛ ماهی که مدیر یک نگارخانه کوچک و دولتی در یک فرهنگ‌سرا است، به خانه می‌رود تا برای جشن تولد بهنام کیک بپزد. محل کار ماهی در مرکز شهر و خانه جدیدشان در شهرکی نوساز در خارج از تهران است. آن روز بهنام به دنبال پسرشان نرفته و دارای دچار اضطراب شده و در کمد پنهان می‌شود. بهنام فردای آن روز به خانه برمی‌گردد و می‌گوید از سرخواب‌آلودگی به جای اتوبوس سوار سرویس یک مکان امنیتی شده و برایش مشکل به وجود آمده است. ا وماهی را مقصر این اتفاق می‌داند که آن‌ها را وادار به صرفه‌جویی و خرید خانه در مکانی دور کرده است. در پایان مشاجره ماهی پیشنها جدایی می‌دهد. بعد از طلاق، ماهی به خانه پدرش بازگشته و دارا نیز به صورت هفتگی نزد پدر و مادر می‌رود. بهنام در خلال کارش کتک می‌خورد و ماهی برای دیدن او می‌رود که با دیدن ثریا حساس می‌شود. بار دیگر بین آن‌ها مشاجره می‌شود. در این بین مسعود، دوست مشترکشان سرزده از راه می‌رسد. او با خبر شده است که بهنام قرار است تابلویی که به آن‌ها در گذشته هدیه داده بود را بفروشد و می‌خواهد آن را پس بگیرد. مسعود بارها بهنام را تحقیر کرده اما در نهایت ماهی به شرط عذرخواهی حاضر به دادن تابلو می‌شود در بحث بینشان‌ کاتر به شکم مسعود می‌رود. در مسیر ماهی او را تهدید می‌کند اگر از آن‌ها شکایت کنند او را دربیابان رها خواهد و اگر نکند تابلو را به او باز می‌گرداند و مسعود قبول می‌کند.
رضا، یک نقاش مشهور است که در گذشته با ماهی هم‌دانشگاهی بوده و از همان زمان شیفته او بوده است. او سه سراغ ماهی رفته و به او پیشنهاد ارتباط دوباره و هم‌چنین کار می‌دهد، اما ماهی محترمانه همه را رد می‌کند. بهنام و ثریا رابطه نزدیکی پیدا می‌کنند. ثریا از رابطه به این صورت مقداری معذب است و بهنام به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد اما بعد پشیمان می‌شود که باعث رنجش ثریا می‌شود.
یک شب بهنام و پسرش مشاجره می‌کنند و روز بعد او پسرش را در اتاق نمی‌بیند. در نهایت دارا در پارک نزد همسر سابق ثریا است. او به شدت از دست ثریا عصبانی است و دخترش را از او می‌گیرد. ماهی هم دیگر اجازه ملاقات بهنام و دارا را نمی‌دهد و این امر باعث می‌شود بهنام بخواهد از او شکایت کرده تا حضانتی که به او داده را پس بگیرد. او از مسعود می‌خواهد نزد پلیس رفته و شکایت برای حمله با کاتر را را انجام داده تا او بتواند گواهی عدم سلامت روان او رابگیرد. ماهی از جریان اطلاع ندارد برای همین از تصمیمش پشیمان شده و قصد دارد به ثریا در گرفتن دخترش کمک کند. او متوجه می‌شود که ثریا برای امرار معاش زالو پرورش می‌دهد و مدتی هم صیغه بهنام بوده است، که این اتفاق موجب ناراحتی ماهی می‌شود. امیر، همسر سابق ثریا، حاضر به دادن آوینا به مادرش نشده و همچنان او را متهم به رابطه با بهنام می‌کند.
بهنام رابطه خود را با ثریا قطع کرده و خانه را فروخته و قصد دارد به مرکز شهر بازگردد. ماهی با دیدن احضاریه دادگاه به شدت ناراحت می‌شود او بازدداشت شده و کسی نیست تا برای او سند بگذارد. بهنام که تصور همچین اتفاقی را نداشته است از کارش پشیمان می‌شود اما فایده چندانی ندارد.
رضا که مدتی نبوده، به دیدن ماهی در گالری می‌رود ولی ماهی به او می‌گوید که دیگر بازگشتی به گذشته نیست. رضا نگران، به خانه بهنام می‌رود و او را بابت وضعیت روحی که برای ماهی به وجود آورده ملامت می‌کند و به او یادآوری می‌کند که ماهی به خاطر عشق بهنام، چه کارهایی کرده است. دادگاه حضانت برقرار شده و آن‌ها منتظر جواب می‌مانند.
ماهرخ یک گل محبوبه شب می‌خرد و به دیدن مادر بهنام که در خانه سالمندان است، می‌رود تا تولدش را تبریک بگوید؛ مادر بهنام، او را به عنوان بهناز دخترش به خاطر می‌آورد. ماهی، بهنام را آنجا می‌بیند. بهنام می‌گوید که شکایتش را پس گرفته و دارا میتواند پیش ماهی بماند. او از ماهی می‌خواهد که به خانه او بیاید و نوعی آشنایی و شروع دوباره داشته باشند.

نقد محتوایی

این سریال که در 9 قسمت از شبکه خانگی فیلم‌نت پخش شد، بازتاب مثبت زیادی از مخاطبان دریافت کرد.
موضوعات خانوادگی، برای ایرانیان همواره جذابیت دارد. اتفاقات و گره‌های داستان با توجه به تعداد اپیزودهای آن زیاد است و در نتیجه ریتم تند و قابل‌قبول و به‌روزی دارد. شخصیت‌پردازی بهنام و ماهی و همچنین پیچیدگی روابط و اخلاقیاتی که منجر به وضعیت کنونی آن‌ها شده است، به‌خوبی نشان داده شده است. یکی از چالش‌های سریال، مخاطبان نوجوان و جوانان مجرد است که ممکن است برای آن‌ها جذابیت کمتری نسبت به جوانان متأهل و با تجربه تر و میانسالان ایجاد کند اما در کل، اثری خوش ساخت است که با حضور بازیگران مطرح و توانمندی آنان در نمایش شخصیت باعث جذب مخاطب شده است.
موضوع اصلی داستان، پرداختن به مشکلاتی خانوادگی است که منجر به طلاق و جدایی می‌شود. مسائلی که در واقع، ترکیبی پیچیده از اشتباهات، روحیات، اخلاقیات و تصمیمات دو نفر در زندگی مشترکشان است. در این بین با طلاق نمی‌توان به یکباره همه وابستگی عاطفی و شخصیتی شکل‌گرفته از آن دوره به علاوه فرزندی که به هر دوی آن‌ها وابسته است، را به فراموشی سپرد. داستان همه مشکلات را با شدتی کم یا زیاد تعریف می‌کند اما در نهایت نشان می‌دهد در صورتی که مسئله‌ای بغرنج مانند خیانت و یا اعتیاد وجود نداشته باشد، چیزهایی مانند فرزند، تجربیات مشترک و عمری که افراد در کنار هم صرف کرده‌ و خاطره‌سازی کرده‌اند، می‌توانند انگیزه‌ای پررنگ باشند تا زن و مرد تلاش دوباره‌ای داشته باشند تا از نظر روحی و شخصیتی خودشان را برای ادامه زندگی مشترک تجهیز کنند. (اینکه بهنام به یاد می‌آورد که نقاشی خراب‌شده ماهی، زیباتر بوده است و اینکه ماهی به پیچیدگی انسان‌ها اشاره دارد و به نوعی آن وابستگی عاطفی‌اش به بهنام را قبول کرده است؛ اشاره به این دارد که آن‌ها می‌توانند با برخی تغییرات، به زندگی دوباره برگردند. هرچند که این بازگشت مثل روزهای قبل از طلاق نخواهد بود، اما می‌تواند معنای جدید و زیباتری داشته باشد).
علاوه بر این مسائل سریال در بیان مسائل و مشکلاتی که بعد از طلاق برای زوجین پیش می‌آید را نیز به خوبی به تصویر کشیده است. ماهی به خانه پدری باز می‌گردد، پدری سخت‌گیر و سنتی که همچنان نسبت به رفت‌وآمد او حساس است و یک بار برای دیرآمدن او را دعوا کرده و از خانه بیرون می‌کند. یا در جای دیگر وقتی که ماهرخ از میهمانی رضا زودتر خارج می‌شود و رضا به او اعتراض می‌کند که هنوز اختیار زندگی خودش را ندارد، ماهی می‌گوید برای نسل سوخته است که جمله او اشاره به انگاره‌های مذهبی و سنتی که به زعم او، مانع انتخاب و زندگی صحیح او و خیلی‌های دیگر شده است، دارد.
در جایی دیگر وقتی ماهی با اظهار تاسف رضا بابت طلاقش مواجه می‌شود اصرار دارد که انگاره‌های منفی نسبت به طلاق در جامعه، اشتباه است و ناشی از تصورات و تربیت سنتی است وگرنه هر کسی تصمیمات مختلفی در زندگی می‌گیرد و دیگران نباید برای آن‌ها متأسف باشند.
هر چند سعی شده از قصورات دو طرف رابطه زناشویی (چه زن و چه مرد) بازگو شود اما در مجموع، شخصیت زنان مثبت‌تر نمایش داده شده است. ماهی دائما به کنترل‌گر بودن متهم شده و ثریا نیز به هرزه بود. تیر خلاص هم مظلومیت و بی‌دفاعی ثریا و ماهی در برابر قانون، این مسئله را واضح‌تر می‌کند، گویا که احساسات و فداکاری همسرانه و مادرانه آن‌ها (که بخش متمایز شخصیت زنانه است) در این قوانین دیده نشده است.
مسئله دیگر پرداخت شده در سریال عدم حمایت قانون و بی‌پناهی زنان مطلقه در جامعه است. مثلا امیر به راحتی می‌تواند دخترش را از ثریا بگیرد و حتی با وجود اینکه ثریا دیگر زن آزادی است، آبرویش را پیش خانواده‌اش ببرد و به راحتی به او برچسب هرزگی بزند. هرچند که در این داستان ثریا عملا در رابطه با بهنام، همه چیزش را از دست می‌دهد اما معلوم نیست که آیا ادعای امیر در مورد شخصیت ثریا درست است؟ حرف ثریا در مورد آزارگری امیر درست است؟ آیا امیر واقعا می‌خواسته نزد همسرش برگردد و این ماجرا همه چیز را به باد داده است یا …؟ و این مسئله تا آخر در ابهام به پایان می‌رسد.
در ابتدای داستان، بیشتر به این مسأله اشاره دارد که ازدواج، عشق را نابود می‌کند و اگر ازدواج نبود، خاطره خوش عشق باقی می‌ماند اما با ازدواج، خاطرات بد شکل گرفته و مشکلات زندگی باعث فروکش کردن علاقه می‌شود، مسئله‌ای که با صحبت‌های منشی محضردار تایید می‌شود و او ادامه می‌دهد که باید بگذاریم عشق خودش کم‌کم تمام شود و ازدواج تنها خراب کردن آن است.
این سریال همچنین برای اولین بار به مسئله‌ای مانند صیغه به صورت پررنگ پرداخته است ثریا که از رابطه با بهنام به آن شکل معذب است او را وادار می‌کند تا بینشان محرمیتی باشد. آن‌ها که ترس دیده شدنشان توسط بقیه را دارند در خانه و با رعایت مسائلی مانند پرداخت مهریه در ابتدا و طریقه خواندن آن و تعیین مدت زمان صیغه، خطبه را بین خودشان جاری می‌کنند.
موضوع داستان بزرگسالانه و مناسب بالای 18 سال است اما چون مساله نامناسبی(مصرف مواد یا خشونت بالا) در داستان وجود ندارد، سنین پایین‌تر هم می‌توانند مشاهده کنند اما برای نوجوانان زیر 15 سال، میزان تنش خانوادگی و درگیری با مسأله طلاق، می‌تواند استرس‌آفرین باشد.

خانهارزیابی فیلم رصد رسانهکودکدرباره ما