ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
imdb :
از
رأی
داستان از آنجا آغاز میشود که آرتور فلک دو سال است در آسایشگاه روانی گاتهام (آرکهام) بستری است. وکیل او تلاش میکند با اثبات ابتلای آرتور به اختلال هویت تجزیهای و جدایی شخصیت جوکر از هویت واقعیاش، او را از مجازات اعدام نجات دهد. در این میان، آرتور در جلسات موسیقیدرمانی با هارلی (لی) کویینزل آشنا میشود؛ زنی که شیفته شخصیت جوکر است و در تلاش است بار دیگر این چهره جنونآمیز را در آرتور بیدار کند.
No Data Found
این فیلم خشونت را بهصورت زمینهای و فراگیر در بستر خود دارد و در کنار آن، آسیبهایی چون تمایل به نیستی و خودکشی، ضرب و شتم، قتل، آزار و شکنجه – عمدتاً از سوی نگهبانان آسایشگاه روانی – به شکلی برجسته به تصویر کشیده میشود.
No Data Found
فیلم در فضایی تیره و آزاردهنده روایت میشود و لحظاتی رنجآور و پریشانکننده برای مخاطب رقم میزند. گاتهام همچنان شهری پر از جرم و تاریکی است. آرتور و دیگر زندانیان بارها مورد آزار و خشونت قرار میگیرند. آرتور با آشنایی با لی امیدی تازه مییابد، اما پس زدن شخصیت جوکر باعث میشود لی نیز او را ترک کند. آرتور بارها توسط نگهبانان آسایشگاه بهشدت مورد آزار قرار میگیرد و حتی به تعرض تلویحی اشاره میشود.
No Data Found
هرچند که عمده سکانسهای مربوط به این شاخص پالایش شدهاند، با این حال همچنان برخی رفتارها و گفتارها که نشاندهندهی رابطهای اروتیک باشند، در فیلم دیده میشود.
No Data Found
با وجود پالایش، فیلم همچنان حاوی سکانسهایی با محتوای آسیبزاست. رابطهی آرتور و لی در زندان بهطور ضمنی نمایش داده میشود و در سکانسی دیگر بهصورت تلویحی به خشونت و تعرض زندانبانها به آرتور اشاره میشود که فضای سنگین و آسیبزایی را منتقل میکند.
No Data Found
فیلم در رابطهی جوکر و لی، نوعی دلبستگی ناسالم و آسیبزا را نشان میدهد که بر پایه جنون و خشونت شکل گرفته است. همچنین نگاهی منفی و خشن به خانواده دارد؛ والدین را منشأ آسیبها معرفی میکند. آرتور که در کودکی قربانی خشونت خانگی بوده، از قتل مادرش احساس رضایت دارد و فیلم با فلشبکهایی این آسیبها را یادآوری میکند و لی با ادعای سوزاندن خانوادهاش به آرتور نزدیک میشود. این نگاه، خانواده را بهعنوان عامل اصلی انحراف و جنایت ترسیم میکند.
No Data Found
فیلم شخصیتی تاریک از آرتور به نمایش میگذارد؛ فردی که شش قتل مرتکب شده، از جمله قتل مادرش، اما روایت فیلم با تطهیر او و مقصر نشاندادن جامعه و نظام فاسد، تلاش میکند تا او را قربانی معرفی کند. با استفاده از موسیقیهای مذهبی و ارجاع به مفاهیم قدیسان، نوعی قداست به شخصیت جوکر داده میشود. فضای فیلم آکنده از ناامیدی، پوچی و تاریکی است؛ اصلاح جامعه ناممکن جلوه داده میشود و زندگی خوب بیمعنا. آرتور بارها به خودکشی فکر میکند و هنگامی که از هویت جوکر دست میکشد، لی نیز دچار بحران و تمایل به خودکشی میشود.
No Data Found
تمام شخصیتهای سریال بهطور مداوم در حال سیگار کشیدناند و این رفتار نهتنها عادیسازی شده، بلکه به شکلی ترویجی در روایت گنجانده شده است.
No Data Found
این فیلم در قالب موزیکال ساخته شده است و هرچند برخی سکانسها پالایش شدهاند، اما در چند بخش هارلی و جوکر با یکدیگر آواز میخوانند و میرقصند.
No Data Found
جوکر شخصیتی هنجارشکن و نماد آشوب و شورش علیه نظام فاسد حاکم و ترویجدهنده آن است. نظامی که آنقدر دچار فساد و بیعدالتی است که فرد آسیبدیده راهی جز طغیان و جنایت برای پاسخگویی به آن نمییابد. جوکر در این میان، تجسم یک ضدقهرمان است که برای بسیاری از آسیبدیدگان، به چهرهای قهرمانگونه تبدیل میشود.
فیلم ادامهای بر داستان «جوکر» قبلی است و از جایی آغاز میشود که آرتور دوسال است در بیمارستان روانی آرکهام بستری است. وکیل او تلاش میکند در جلسات دادگاه با استدلال اختلال هویت تجزیهای، آرتور را از اعدام نجات دهد. در این بیمارستان، آرتور با هارلین کوینزل آشنا میشود، زنی که شخصیت جوکر را تحسین میکند و عشق میان آنها شکل میگیرد.
در جریان دادگاه، شاهدان دیوانگی آرتور را رد میکنند و وکیل ماریان به آرتور میگوید که لی (هارلین) دکتر است که داوطلبانه در آنجا بستری شده است. آرتور که از لی ناامید شده، به دنبال حقیقت میرود و لی اعتراف میکند که برای جلب توجه او دروغ گفته و همچنین باردار است.
آرتور در جلسه بعدی دادگاه، وکیل خود را اخراج میکند و در دادگاه نگهبانان خشن آرکهام را به سخره میگیرد. او هیچ دفاعیهای ارائه نمیدهد. پس از بازگشت به زندان، نگهبانان او را شدیداً کتک میزنند و فیلم تلویحا نشان میدهد او مورد تجاوز یا آزار قرار گرفته است. یکی از زندانیان که به این رفتار اعتراض میکند توسط نگهبانان خفه میشود. در جلسه پایانی دادگاه، آرتور سرخورده و شکستخورده مسئولیت قتلهایش را بر عهده میگیرد که این باعث ناراحتی هارلین و ترک دادگاه توسط او میشود. هنگام اعلام حکم، بمبی منفجر میشود و آرتور فرار میکند. پس از فرار، در خانه قدیمی خود با لی روبرو میشود، اما لی به دلیل انکار شخصیت جوکر توسط آرتور، او را رد میکند.
پلیس آرتور را دستگیر و به آرکهام بازمیگرداند. در آنجا، زندانی دیگری به نام جک، زمانی که آرتور قصد ملاقات شخصی دارد، او را با ضربات چاقو به زمین میاندازد.
این فیلم که بر پایه شخصیتهای دنیای دیسی ساخته شده، دنبالهای بر «جوکر» محصول ۲۰۱۹ است و در قالب موزیکال روایت میشود. داستان از آنجا آغاز میشود که آرتور فلک دو سال است در آسایشگاه روانی گاتهام (آرکهام) بستری است. وکیل او تلاش میکند با اثبات ابتلای آرتور به اختلال هویت تجزیهای و جدایی شخصیت جوکر از هویت واقعیاش، او را از مجازات اعدام نجات دهد. در این میان، آرتور در جلسات موسیقیدرمانی با هارلی (لی) کویینزل آشنا میشود؛ زنی که شیفته شخصیت جوکر است و در تلاش است بار دیگر این چهره جنونآمیز را در آرتور بیدار کند.
برخلاف قسمت پیشین که بر شکلگیری شخصیت جوکر و طغیان اجتماعیاش تمرکز داشت و با استقبال گسترده مواجه شد، این فیلم چهرهای تسلیمشده و ویران از آرتور به تصویر میکشد. ضعف فیلمنامه و استفاده از قالب موزیکال که بسیاری از مخاطبان با آن ارتباط برقرار نکردند، باعث شکست فیلم در گیشه و واکنشهای انتقادی فراوان شد. با این حال، بازی خیرهکننده واکین فینیکس همچنان از نقاط قوت فیلم بهشمار میرود.
فیلم بار دیگر این ایده را پیش میکشد که جامعه فاسد، عامل اصلی خلق مجرمان و دیوانگان است. وکیل آرتور با انداختن تقصیر بر گردن والدین، اطرافیان و حتی قربانیان، تلاش میکند از آرتور چهرهای قربانی و نه جنایتکار بسازد. فیلم به گونهای ضدقهرمان را قهرمان نشان میدهد و مخاطب را به همذاتپنداری با جوکر وادار میکند؛ حتی این تفکر را القا میکند که در نظامی فاسد، تنها راه اصلاح، آشوب و جنایت است، چراکه خود قانونگذاران عامل اصلی فسادند.
خشونت نگهبانان بیمارستان، استعارهای از سیستم سرکوبگر حاکم است؛ سیستمی که در مواجهه با کوچکترین انتقاد، به ابزارهایی چون شکنجه، سرکوب و قتل متوسل میشود. فیلم بر این باور است که بیماران روانی و مجرمان، نه ذاتاً جانی، بلکه محصول مستقیم این ساختار بیمارند.
گاتهام در فیلم تصویری پادآرمانشهری از تباهی است؛ جایی که قانون فقط حامی قدرتمندان است و ظلم و ستم، انسان را به سقوط میکشاند. فیلم میگوید برای ارتکاب جنایت وحشیانه، نیازی به اختلال روانی نیست؛ در این فضای تاریک، فرد با آگاهی کامل نیز ممکن است دست به قتل بزند و حتی حمایت عمومی را به دست آورد؛ چنانکه آرتور در پایان اعتراف میکند تمام قتلها را خود انجام داده و دچار چندشخصیتی نبوده است. در بیرون دادگاه، مردمی با نقاب جوکر، با انفجار و ایجاد آشوب، به فرار او کمک میکنند.
از دیگر عوامل شکلگیری جوکر، خانواده است. مادر آرتور او را در کودکی آزار داده و خود او اعتراف میکند با لذت وی را به قتل رسانده است. هارلی نیز برای جلب توجه آرتور، وانمود میکند خانوادهاش را سوزانده است. در این روایت، خانواده نهتنها حامی نیست، بلکه بستر شکلگیری جانیان است. از این رو، فیلم نگرشی ضدخانواده دارد.
ناامیدی، پوچی (نهیلیسم) و تیرهروانی، در جایجای فیلم موج میزند. شخصیت آرتور بارها به مرز فروپاشی کامل میرسد و این فضای تاریک را به مخاطب منتقل میکند. فیلم، عملاً چهرهای سفیدشده از یک شخصیت سیاه و بیمار ترسیم میکند و در عین حال، حامی خشونت، بینظمی و هرجومرج میشود.
بهدلیل وجود خشونت بالا، تجاوز، استعمال مکرر دخانیات، الفاظ رکیک و مضامین سنگین روانی و اجتماعی، این فیلم برای افراد زیر ۱۸ سال مناسب نیست.



