ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
ایرانی
آمریکاییاروپایی
ترکیهای
کرهای
سایر کشورها
imdb :
از
رأی
یک قاتل زنجیرهای در میان جمعیتی هزارنفره، گرفتار تلهای میشود که خودش تصورش را نمیکرد.
No Data Found
فیلم از نظر خشونت و صحنههای حساس نسبتاً ملایم است. صحنهی قتلی بهصورت مستقیم نمایش داده نمیشود و خونریزی یا تصاویر آزاردهنده در فیلم وجود ندارد. بیرحمی شخصیت اصلی تنها از طریق گفتوگوها یا گزارشها منتقل میشود. خشونت فیزیکی نیز محدود است.
No Data Found
برخی موقعیتها برای مخاطب رعبآور است و موسیقی نیز این فضا را تشدید میکند.
No Data Found
هرچند که کوپر سعی دارد پدر خوب و مهربانی باشد و حتی دخترش را به کمسرت مورد علاقهاش میبرد اما زمانی که متوجه میشود همسرش او را لو داده است، قصد کشتن او را دارد و او را مورد آزار قرار میدهد.
No Data Found
فیلم بیش از هر چیز بر تضاد میان پدر خوب و قاتل بیرحم تمرکز دارد. کوپر نماد انسانی است که در دو نقش متضاد گرفتار شده: پدری فداکار در برابر قاتلی بیوجدان. این دوگانگی مخاطب را میان حس همدلی و انزجار معلق نگه میدارد. فیلم تلاش میکند مرز بین خیر و شر را مبهم کند و نشان دهد انسان میتواند همزمان حامل هر دو باشد.
فیلم داستان کوپر ابوت، آتشنشانی اهل فیلادلفیا را روایت میکند که دختر نوجوانش، رایلی، را به عنوان پاداش نمرات خوبش به کنسرت خواننده پاپ معروف لیدی ریون میبرد. در جریان کنسرت، کوپر متوجه حضور غیرعادی نیروهای پلیس میشود و از فروشندهای میشنود که افبیآی به دنبال یک قاتل زنجیرهای به نام «قصاب» است. خیلی زود مشخص میشود که خودِ کوپر همان قاتل تحت تعقیب است. او برای فرار از تله پلیس، با دزدیدن کارت شناسایی یک کارمند و استفاده از تجهیزات امنیتی، سعی در خروج از محل دارد.
در حالی که پلیس عملیات را تحت فرمان مأمور جوزفین گرانت هدایت میکند، کوپر تصمیم میگیرد از موقعیت دخترش استفاده کند و او را به عنوان «دختر رویاپرداز» لیدی ریون روی صحنه بفرستد تا بتوانند از مسیر پشت صحنه فرار کنند. اما نقشهاش وقتی پیچیدهتر میشود که خواننده متوجه هویت واقعی او میشود و تلاش میکند با افبیآی تماس بگیرد. کوپر پس از درگیری و تعقیبوگریز، خانوادهاش را به گروگان میگیرد و با لیدی ریون از محل میگریزد، اما در نهایت نقشهاش لو میرود و همسرش ریچل نیز فاش میکند که از گذشتهی او آگاه بوده و اطلاعات را به پلیس داده است.
در صحنهای پایانی، ریچل با مسموم کردن پای مورد علاقهی کوپر، او را بیهوش میکند و پلیس از راه میرسد و وی را دستگیر میکند. با این حال، کوپر در خودرو پلیس موفق میشود با استفاده از قطعهای از دوچرخهی دخترش دستبندهایش را باز کند، در حالی که لبخند میزند و به نوعی سرنوشت را به سخره میگیرد. فیلم با بازتاب رسانهای ماجرا و شوک اطرافیان او به پایان میرسد.
فیلم Trap یا «تله»، جدیدترین اثر ام. نایت شیامالان است که در سال ۲۰۲۴ اکران شد. فیلم در ژانر تریلر جنایی – روانشناختی ساخته شده و مانند اغلب آثار شیامالان، بر پایهی یک موقعیت محدود و پرتنش بنا شده است. با وجود ایدهی جذاب اولیه و حضور بازیگر شناختهشدهای مانند جاش هارتنت، این فیلم در نهایت بازخوردهایی متوسط از سوی منتقدان و تماشاگران دریافت کرد.
داستان دربارهی کوپر آدامز است، مردی که در ظاهر پدری آرام و مهربان است، اما در واقع یک قاتل زنجیرهای تحت تعقیب به نام «قصاب» است. او به همراه دخترش رایلی به یک کنسرت بزرگ پاپ میرود تا شبی آرام را در کنار او بگذراند. با این حال، در میانهی برنامه متوجه میشود که این کنسرت در حقیقت تلهای از سوی پلیس است تا او را دستگیر کند. کوپر تلاش میکند از این دام بگریزد، اما در نهایت نهتنها لو میرود، بلکه خانوادهاش نیز از گذشتهی تاریک او آگاه میشوند و فیلم با دستگیری او پایان مییابد.
با وجود اینکه ایدهی مرکزی فیلم پتانسیل بالایی برای ایجاد تعلیق دارد، روایت دچار ریتم کند، صحنههای تکراری و دیالوگهای طولانی است. بخشهای مربوط به کنسرت – که باید اوج هیجان فیلم باشند – بیش از حد کش میآیند و در عوض، از بار دراماتیک و روانی داستان کاسته میشود. فیلم در طراحی و فضاسازی نیز عملکردی نامتوازن دارد. در برخی صحنهها، کارگردان موفق میشود با نورپردازی سرد و قابهای بسته، احساس اضطراب و فشار روانی را منتقل کند، اما در لحظات دیگر، بهدلیل تکرار نماها و دیالوگهای توضیحی، این فضا از بین میرود. در نتیجه، انسجام فرمی فیلم تحتتأثیر ساختار ناپایدار روایت قرار میگیرد. بازیها در مجموع در سطح متوسط ارزیابی میشوند. جاش هارتنت در نقش کوپر، نقطهی روشن فیلم است. او توانسته بهخوبی دوگانگی شخصیت را نمایش دهد: پدری مهربان و مراقب در کنار چهرهای خونسرد و بیرحم. این تضاد در بازی او محسوس است و باعث میشود شخصیت تا حدی قابل باور باشد. با این حال، سایر بازیگران نتوانستهاند عمق احساسی لازم را در روابط انسانی ایجاد کنند و حضورشان بیشتر کارکرد روایی دارد.
فیلم بیش از هر چیز بر تضاد میان پدر خوب و قاتل بیرحم تمرکز دارد. کوپر نماد انسانی است که در دو نقش متضاد گرفتار شده: پدری فداکار در برابر قاتلی بیوجدان. این دوگانگی مخاطب را میان حس همدلی و انزجار معلق نگه میدارد. فیلم تلاش میکند مرز بین خیر و شر را مبهم کند و نشان دهد انسان میتواند همزمان حامل هر دو باشد. در سطحی عمیقتر، Trap دربارهی نقاب اجتماعی و دروغهای روزمره است؛ دربارهی انسانهایی که چهرهای آرام به دنیا نشان میدهند، در حالی که درونشان پر از خشونت و ترس است.
همچنین مضمون کنترل و نظارت اجتماعی نیز در فیلم پررنگ است؛ کنسرت عظیم و حضور پلیس در همهجا، استعارهای از دنیای معاصر است که در آن هیچ چیز پنهان نمیماند و هر فرد در معرض دید است.
با وجود قرار گرفتن در ژانر جنایی، Trap از نظر خشونت و صحنههای حساس نسبتاً ملایم است. صحنهی قتلی بهصورت مستقیم نمایش داده نمیشود و خونریزی یا تصاویر آزاردهنده در فیلم وجود ندارد. بیرحمی شخصیت اصلی تنها از طریق گفتوگوها یا گزارشها منتقل میشود. خشونت فیزیکی بسیار محدود است، اما تنش روانی و فشار احساسی بخش عمدهی فضای فیلم را تشکیل میدهد. در کل، بهدلیل بار روانی و برخی مضامین مربوط به جرم و دروغ، تماشای آن برای افراد زیر ۱۶ سال توصیه نمیشود. در نسخهی پالایششده، برخی از صحنههای کنسرت و گفتوگوهای تند تعدیل شدهاند.
فیلم Trap (2024) اثری است با ایدهای خوب اما اجرایی ناهماهنگ. فیلم تلاش کرده داستانی در مورد هویت، گناه و کنترل روایت کند، اما فیلمنامه و ریتم کند فیلم مانع از تحقق کامل ایدهها شدهاند. هرچند بازی جاش هارتنت و برخی لحظات پرتنش فیلم قابل توجهاند. در نهایت، میتوان گفت Trap فیلمی است که بیش از آنکه تأملبرانگیز باشد، یک تریلر سرگرمکننده با مضامین روانی و اخلاقی سطحی است؛ تلاشی برای پرداختن به پیچیدگی انسان، که در انتقال عمق مورد نظرش ناکام میماند.



