نقد محتوایی فیلم سینمایی اولین طالع نحس

Gauge Background Gauge Pointer

کارگردان :

کشور سازنده :
بازیگر اصلی :

سال تولید :

توزیع‌کننده :

imdb :

6.5

از

67,302

رأی

در سال ۱۹۷۱، مارگارت، راهبه‌ای جوان از آمریکا، به پرورشگاهی مذهبی در رم می‌پیوندد. او به‌زودی با دختری مرموز روبه‌رو می‌شود که دچار کابوس‌ها و رفتارهای نگران‌کننده‌ای است. در جریان تحقیق درباره‌ی گذشته این دختر، مارگارت به رازهایی تاریک درباره کلیسا و نقشه‌ای مخوف برای بازگرداندن قدرت مذهبی پی می‌برد. هرچه بیشتر پیش می‌رود، حقیقتی شوکه‌کننده درباره خودش آشکار می‌شود که سرنوشت او را به ماجرایی پرتنش و هولناک گره می‌زند.

شاخص های منفی

خشونت

No Data Found

توضیحات

این فیلم حاوی صحنه‌های شدید خشونت‌آمیز است، از جمله خودکشی و خودسوزی راهبه، مرگ‌های فجیع مانند پاره شدن سر، بدن نصف‌شده، و تصادف شدید. همچنین شامل سکانس‌هایی از خون‌ریزی ناشی از بارداری، عمل خشونت‌آمیز سزارین، آزار جسمی و روانی شخصیت‌ها، و قتل است.

وحشت

No Data Found

توضیحات

این فیلم در ژانر وحشت ساخته شده و با بهره‌گیری از صحنه‌های ترسناک، اتفاقات دلهره‌آور پی‌درپی و موسیقی رعب‌آور، فضای سنگینی ایجاد می‌کند. این عناصر در کنار خشونت شدید، از مهم‌ترین عوامل آسیب‌زای فیلم به شمار می‌روند.

پریشانی

No Data Found

توضیحات

مارگارت ناخواسته درگیر توطئه‌های کلیسا برای تولد دجال می‌شود و قربانی خشونت، تجاوز و بارداری ناخواسته می‌گردد. او تنها زن در میان قربانیان است که دجال را به دنیا می‌آورد. این روند همراه با خشونت‌های شدید، موجب رنج و ناراحتی مخاطب می‌شود.

ناهنجاری و انحراف جنسی

No Data Found

توضیحات

هرچند که سکانس‌های مربوط به این شاخص پالایش شده است اما با این حال مارگارت به اجبار و تحت شرایط بیهوشی توسط شیطان باردار می‌شود.

آسیب‌های اعتقادی

No Data Found

توضیحات

فیلم با نگاهی انتقادی، کلیسا را نه قربانی بلکه عامل شر معرفی می‌کند؛ نهادی قدرت‌طلب که برای مقابله با سکولاریسم، حتی حاضر به همکاری با شیطان است. در این مسیر، زنان قربانی نقشه‌های آن می‌شوند و مارگارت تنها بازمانده‌ای است که دجال را به دنیا می‌آورد.

بی‌ادبی و رفتار مشمئز کننده

No Data Found

توضیحات

در برخی از سکانس‌ها رفتارها و اتفاقات مشمئزکننده رخ می‌دهد.

الکل، مواد مخدر و قمار

No Data Found

توضیحات

حضور در یک دیسکو و استفاده از سیگار از آسیب‌های این بخش است.

شاخص های مثبت

خلاصه داستان

مشاهده (حاوی اسپویل)

در سال ۱۹۷۱، در شهر رم، پدر برنان، کشیشی با گذشته‌ای مرموز، پدر هریس را درباره‌ی یک توطئه‌ی مرموز مذهبی تحت فشار قرار می‌دهد. هریس، عکسی از نوزادی به نام «سیانا» به او می‌دهد، اما کمی بعد، هنگام بازدید از کلیسا، لوله‌ای از داربست فرو می‌ریزد و باعث مرگ هریس می‌شود. در همین زمان و در بحبوحه‌ی اعتراضات سیاسی در رم، راهبه‌ای تازه‌کار به نام مارگارت داینو از آمریکا وارد پرورشگاه ویزاردلی می‌شود. او با چهره‌های مختلفی از جمله کاردینال لارنس، پدر گابریل، خواهر آنجلیکا، راهبه سیلوا، و هم‌اتاقی‌اش لوز آشنا می‌شود.
مارگارت با دعوت لوز به یک دیسکو می‌رود و در آنجا با مردی مرموز به نام پائولو می‌رقصد. اما به‌طور ناگهانی بیهوش می‌شود و روز بعد بدون هیچ خاطره‌ای از شب قبل بیدار می‌شود. او سپس با دختر یتیمی به نام کارلیتا، که دچار کابوس‌هایی عجیب است، ارتباط برقرار می‌کند. پدر برنان به مارگارت درباره‌ی کارلیتا هشدار می‌دهد و اعلام می‌کند که «اتفاقات شیطانی» در راه است. کمی بعد، خواهر آنجلیکا که نقاشی تکان‌دهنده‌ای از یک زن باردار در دست کارلیتا دیده، خود را آتش می‌زند و حلق‌آویز می‌کند.
پدر برنان پرده از توطئه‌ای بزرگ برمی‌دارد: گروهی افراطی در درون کلیسا که از رشد سکولاریسم نگران‌اند، برای بازگرداندن قدرت مذهبی، قصد دارند دجال را متولد کنند تا با ایجاد وحشت، ایمان مردم را احیا کنند. آنها باور دارند که کارلیتا، دختری با گذشته‌ی خاص و نشان‌های غیبی، قرار است مادر دجال شود.
در یک اردوی تفریحی، مارگارت دچار توهمات شیطانی می‌شود. راهبه سیلوا پس از آن، سوگند او را به تعویق می‌اندازد و او را از نزدیک شدن به کارلیتا منع می‌کند. کمی بعد، پائولو که حالا مضطرب و پریشان است، به مارگارت هشدار می‌دهد که «به دنبال نشان بگردد» ولی بلافاصله توسط کامیونی کشته می‌شود.
مارگارت با جست‌وجو در دفتر پرورشگاه، تالاری زیرزمینی با پرونده‌هایی مرموز می‌یابد که همه با برچسب «سیانا» و تصاویری از نوزادانی بدشکل و دارای خال مادرزادی «666» هستند. تنها بازمانده‌ی این نوزادان، کارلیتاست. مارگارت علامت شیطانی را روی کام کارلیتا می‌بیند. سپس با کمک پدر گابریل فرار می‌کند و با بررسی پرونده‌ها نزد پدر برنان متوجه می‌شوند که نوزاد دیگری نیز زنده مانده است. مارگارت با دیدن علامت شیطانی روی پوست سر خود ناگهان به یاد می‌آورد که شبی که بیهوش شد، در یک مراسم شیطانی قربانی تجاوز و باردار شده است. آن‌ها درمی‌یابند که هدف توطئه‌گران این بوده که شیطان با فرزندان خود جفت‌گیری کند و چون کارلیتا هنوز بسیار جوان بوده، مارگارت به عنوان جانشین او به رم آورده شده است.
در راه رفتن به پزشکی برای سقط، ماشین آن‌ها تصادف می‌کند. همه کشته یا بیهوش می‌شوند به‌جز مارگارت که با بارداری ناگهانی سنگینش از ماشین بیرون می‌افتد. او در بیمارستان به تخت بسته شده و کاردینال لارنس و سایر توطئه‌گران منتظر تولد نوزادان هستند. طی عمل سزارین، مارگارت دو فرزند به دنیا می‌آورد: یک دختر و یک پسر. توطئه‌گران پسر را به عنوان دجال ستایش می‌کنند.
افشا می‌شود که لوز و پائولو، هر دو از اعضای این گروه شیطانی بوده‌اند. مارگارت با چاقو به لارنس حمله می‌کند اما در کشتن پسرش تردید دارد. لوز او را زخمی می‌کند و نوزاد پسر توسط گروه فراری داده می‌شود. آنها اتاق را آتش می‌زنند تا همه ردها را محو کنند. با این حال، کارلیتا مارگارت و دختر نوزادش را نجات می‌دهد.
در پایان، نوزاد پسر به یک دیپلمات آمریکایی به نام رابرت تورن داده می‌شود تا جایگزین فرزند سقط‌شده‌اش شود. سال‌ها بعد، مارگارت، کارلیتا، و دخترش در منطقه‌ای کوهستانی در انزوا زندگی می‌کنند. پدر برنان به دیدارشان می‌آید و هشدار می‌دهد که توطئه‌گران هنوز به دنبال پسر هستند و او را «دیمین» نامیده‌اند.

نقد محتوایی

مارگارت، دختری یتیم از آمریکا، برای تعلیم و رسیدن به مقام راهبه به رم سفر می‌کند. او در آنجا با دختری مرموز به نام کارلیتا آشنا می‌شود که رفتارهای مشکوک و غیرعادی دارد. مارگارت به‌تدریج متوجه می‌شود که کلیسا در حال اجرای نقشه‌ای تاریک است: تولد دجال، تا با ایجاد رعب و وحشت، مردم بار دیگر به کلیسا روی بیاورند. از این رو، او در جست‌وجوی مادر واقعی دجال و خود دجال برمی‌آید.
این فیلم پیش‌درآمدی برای فیلم کلاسیک طالع نحس (محصول ۱۹۷۶) است. از نظر هنری بسیار جذاب بوده و نکات فرمی در آن به‌خوبی رعایت شده است. بازی‌های قوی، داستان‌پردازی منسجم، و پاسخ به سوالاتی که پیش‌تر درباره منشأ و ماهیت نیروی شیطانی در فیلم‌های قبلی مطرح شده بود، باعث شده‌اند این اثر نقدهای مثبتی دریافت کند.
با این حال، فیلم فراتر از یک داستان صرفاً ترسناک عمل می‌کند و دارای لایه‌هایی عمیق از مضامین مذهبی، سیاسی و اجتماعی است.
فیلم بازنمایی خاصی از فضای اجتماعی دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی ارائه می‌دهد. دوران اوج اعتراضات سیاسی، خشونت‌های خیابانی، و طغیان علیه کلیساست. مردم، حتی در رم که مرکز مسیحیت محسوب می‌شود، اعتماد خود را به نهاد دین از دست داده‌اند. آن‌ها با شعارهایی سکولار خواهان کنار زدن کلیسا از قدرت هستند و از ارزش‌های سنتی فاصله می‌گیرند.
در این اثر، نهادهای مذهبی نه‌تنها قربانی ماوراءالطبیعه نیستند، بلکه خود به‌عنوان آفرینندگان شر و شیطان معرفی می‌شوند. برای حفظ قدرت و مقابله با ظهور سکولاریسم، کلیسا از هیچ اقدامی، حتی همکاری با اهریمن فروگذار نمی‌کند. در واقع، فیلم با رویکردی جسورانه نشان می‌دهد که شیطان یا دجال، محصول درونی یک نظام دینی منحرف‌شده است؛ به عبارتی، اهریمن از دل ایمان متعصبانه زاده می‌شود، نه از بیرون آن. درواقع نگاه فیلم به کلیسا، کشیشان و راهبه‌ها به‌وضوح منفی است. کلیسا قدرت‌طلب نشان داده می‌شود که برای بازگرداندن منزلت خود، از قربانی کردن انسان‌ها دریغ نمی‌کند. آنان با ایجاد طرحی گسترده، زنان متعددی را برای مادر دجال شدن تربیت می‌کنند، اما تنها مارگارت در این مسیر زنده می‌ماند و دجال یا همان فرزند شیطان را به دنیا می‌آورد.
در این روند، زنان و کودکان به‌عنوان ابزار و قربانی این نظام مردسالار مورد بهره‌کشی قرار می‌گیرند. مارگارت و کارلیتا، زنانی هستند که وجودشان تنها برای حاملگی دجال تعریف شده و قربانی تجاوز و بارداری ناخواسته می‌شوند. حتی کودکان که نماد معصومیت‌اند، در این سیستم به ابزاری برای دستیابی به قدرت تبدیل شده‌اند.
از نظر محتوایی، فیلم علاوه بر آسیب‌های اعتقادی، دارای ناهنجاری‌های تصویری نیز هست که در نسخه پالایش‌شده تا حدی تعدیل شده‌اند. خشونت شدید، ترس روانی، صحنه‌هایی از خودکشی، خودسوزی و صحنه‌های رعب‌آور، از جمله مواردی هستند که تماشای این فیلم را برای افراد زیر ۱۸ سال نامناسب می‌سازد.

خانهارزیابی فیلم رصد رسانهکودکدرباره ما